تبليغاتX
فریاد معلمان
درد معلم فقر نیست ، فرق است.
 متن کامل و بدون تحریف اظهارات "اکبراعلمی"
نواندیش منتشر می کند : متن کامل و بدون تحریف اظهارات "اکبراعلمی"

نواندیش- بدنبال انتشار ناقص اظهارات اکبر اعلمی نماینده مجلس شورای اسلامی در خبرگزاری فارس ، یکی از نزدیکان وی متن کامل این سخنرانی را که در دفتر حزب اعتماد ملی زنجان ایراد شده بود در اختیار "نواندیش" قرار داد که بدین شرح می باشد:

 اكبر اعلمي : امروزه در کشور ما دو نوع تحلیل و ارائه وضعیت کشور وجود دارد؛ یک نوع تحلیل و ارائه وضعیت توسط آقای احمدی‌نژاد و صدا و سیما و برخی نهاد‌های حامی دولت انجام می‌شود که به ملت می‌گویند، الحمدلله، شرایط داخلی و خارجی کشور بسیار خوب است، امن و امان است، گرانی نیست، فرهنگ ما در اوج اعتلا است و اسامی مفسدان هر روز از جیب آقای احمدی‌نژاد بیرون می‌آید و خوشبختانه دیگر فاسدی در کشور نداریم. در باب سیاست خارجی هم هیچ خطری ایران را تهدید نمی‌کند. آمریکا و دیگر کشورهای قدرتمند غلط می‌کنند که تهدیدی برای ایران باشند. اگر احیانا کسی در جایی مواجه با گرانی شد، بیاید و از بقالی همسایه‌ آقای احمدی‌نژاد خرید کند.

 اعلمی با بیان این که این نوع تحلیل، سهل‌الوصول‌ترین پاسخ به افکار عمومی و پوپولیستی‌ترین نوع واکنش از سوی یک مسؤول است، گفت: من معتقدم که هر نوع مواجهه غیرصادقانه هر مسؤولی با مردم و کتمان واقعیت‌ها از آنان، مصداق خیانت است.

 اعلمی افزود:‌عنوان حکومت ما جمهوری اسلامی است و مردم که به ما رأی داده‌اند، انتظار دارند که ما پا جای پای قدیسان صدر اسلام بگذاریم. پس نباید یک مسؤول مردم را این‌گونه عوام پندارد که هرچه بگوند، همه قبول کنند.

نماینده مردم تبریز در مجلس شورای اسلامی با گفت: من به عنوان یک نماینده مردم می‌خواهم صادقانه بگویم، نه شرایط داخلی ما امروزه مطلوب است و نه شرایط خارجی.

 اعلمی با ارائه‌ تحلیلی از شرایط بین‌المللی قبل از حمله آمریکا به عراق گفت: قبل از حمله‌ آمریکا به عراق، کشورهای روسیه، چین، فرانسه و آلمان به شدت مخالف این حمله بودند، و حال این که امروز انگلیس، فرانسه پشت سر آمریکا قرار دارند و فرانسه از آمریکا تندروتر است و آلمان هم با برنامه‌های ایران مخالف است و روسیه و چین هم به دنبال منافع ملی خودشان هستند. بسیار عامیانه است که تصور شود روسیه و چین با این حجم عظیم مبادلات تجاری، پشت به آمریکا کنند و به حمایت از ما بپردازند.

 اعلمی افزود:نباید مانند برخی از تحلیل‌های عامیانه چنین پنداشت که آمریکا امروز در باتلاق افغانستان و عراق گیر کرده و توان جنگ دیگری را ندارد و آمریکا دست به حماقت دیگری نخواهد زد که نارضایتی ملت خود را افزایش دهد.

 اعلمی با بیان این که در نظرسنجی انجام گرفته در شهریور سال 1385 حدود 45درصد در آمریکا و حدود 35درصد در اروپا در صورت شکست مذاکرات، خواهان حمله نظامی به ایران بودند. اعلمی با اشاره به سفر اخیر احمدی‌نژاد به آمریکا گفت: به یمن و برکت حضور آقای احمدی‌نژاد در دانشگاه کلمبیا و معجزات و موضعگیری‌های وی، بر اساس نظرسنجی مؤسسه زاگبی حدود 52درصد از شرکت کنندگان در این نظرسنجی در انتخابات آتی ریاست جمهوری آمریکا معتقد به حمله آمریکا به ایران برای جلوگیری از دسترسی ایران به سلاح هسته‌ای هستند. 53درصد هم معتقدند که بعد از انتخابات حمله به ایران صورت خواهد گرفت.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط بابک در شنبه هفدهم آذر 1386 | موضوع: عمومی |
 

تا آزادي باقي

باقي به روايت همسرش 820914sh01.jpg

عمادالدين باقي فرزند حبيب الله متولد 5 ارديبهشت 1341 است. پدر و تبار پدري او متعلق به شهرضا و مادر و تبار مادري او متعلق به اصفهان هستند. پدر بزرگ مادري او يك روحاني بنام عبدالحسين فخري (فخرالحسيني) در شهرضا پيشه معماري داشت كه به منظور تحصيل عازم عراق شده بود و ضمن توليت حرم سيدالشهدأ و روضه و منبر، تحصيل مي كرد. از او كتاب شعري بر جاي مانده است. پدر بزرگ پدري اش نيز كاسب ساكن شهرضا بود و با وجود نديدن مكتب و مدرسه مردي فرهيخته و محشور با اهل علم و كساني چون حكيم الهي قمشه اي همبازي دوران كودكي و جواني اش بود. حبيب الله پدر عمادالدين نيز پس از كودتاي 28 مرداد تحت تعقيب قرار گرفت و از ايران گريخت. ابتدا مدتي در كويت زندگي كرد و سپس به عراق رفت و طي سالهاي اقامت در آنجا مسئوليت كتابخانه علامه اميني را داشت و با وي در مراوده بود. در اين اثنأ از خانواده همشهري و آشناي قديمي مقيم كربلا همسري گزيد و با طيبه فرزند عبدالحسين ازدواج كرد. نخستين فرزند آنها علأالدين نام داشت. دومين فرزند آنها عمادالدين بود كه در كربلا و جوار حرم سيدالشهدأ چشم به جهان گشود.

سرانجام، پدر پس از 8 سال دوري از وطن به ايران بازگشت و وارد اصفهان شد. او در همان آغاز شناسايي و دستگير گرديد. پس از آزادي به تهران مهاجرت كرد. حاج حبيب الله از بازاريان و تاجر برنج و روغن به كشورهاي حاشيه خليج فارس بود. خانه بزرگ او همواره ميزبان روحانيون بود . حاج حبيب الله ورشكست شد و ناگزير از كوچ كردن به محله اي جدا افتاده از تهران در علي آباد جنوبي در بين خزانه و جوانمرد قصاب شد. او در كارخانه تازه تاسيس نيك كالا متعلق به اخوان سليماني اشتغال يافت و مديريت داخلي و امور مالي شركت را بر عهده داشت و تا امروز به عنوان امين آنان حضور دارد.

عماد در سنين 14 و 15 سالگي در كنار درس خواندن به طور نامنظم كار مي كرد و مشاغل مختلفي چون پتو بافي، بلورسازي، آلومينيوم سازي (ظروف روحي) و ترموس و اجاق سازي نيك كالا و رستوران و بنايي را تجربه كرد. در كارخانه آلومينيوم سازي مدتي كنار كوره ذوب شمش كار مي كرد و در بلورسازي هم يكبار ساعدش سوخت. اين كارها هر چند كوتاه و نامنظم اما تجربه هايي سودمند از محيط كارگري و مناسبات حاكم بر آن بود. در اين سالها نوجواني به نام سيدرضا كه در مسجد قرآن را با صوتي جميل تلاوت مي كرد توجه او را بسيار جلب مي كرد. در سن 16سالگي بود كه با همديگر و به كمك چند دوست و هم محلي كه از نوجوانان مذهبي بودند جلسات قرائت قرآن، تفسير و نهج البلاغه بر پا كردند. در جامعه اي كه لودگي، ترانه ها و موسيقي هاي مبتذل به شدت رواج داشت اين جلسات غريبانه گاه در مسجد و گاه در خانه ها تشكيل مي شد. ابتدا آقاي شيخ محمد حسين ابراهيمي، روحاني بود كه از قم مي آمد و چند ماه بعد آقاي فتوحي از دانشجويان آگاه مذهبي محله مجاور يعني نازي آباد كه اولي تفسير قرآن و دومي نهج البلاغه مي گفت. اين جلسات «گروه تبليغاتي ميثم» نام گرفت و براي اصلاح بي بند و باري ها و ناهنجاري هاي اخلاقي فعاليت مي كرد.

در اين زمانه سيدرضا و عماد در درسهاي هفتگي استاد جعفر سبحاني در مدرسه چهل ستون بازار كه تحت نظر مرحوم حاج آقا سعيد بود شركت مي كردند كه در تقويت و رشد آگهي مذهبي آنها بسيار مؤثر بود. پس از در گذشت مشكوك دكتر شريعتي كه آوازه او بر سر زبانها افتاد (خرداد 1356) كتابهاي شريعتي قاچاقي دست به دست مي گشت و يكي از كتابهاي مورد علاقه نوجوانان مذهبي بود هر چند همين موضوع به آغاز اختلافي جدي ميان آنها با امام جماعت مسجد منجر شد كه شديداً مخالف شريعتي بود تا جائي كه رضا و عماد را تكفير كرد. با اين حال او روحاني پاك و سليم النفسي بود.

با درگذشت مشكوك حاج آقا مصطفي خميني در آبان 1356 و برگزاري مراسم ختم و چهلم او در برخي محلات و مساجد كه حاوي كنايه هاي سياسي به رژيم شاه بود، امام خميني مورد توجه جوانان قرار گرفت. خانواده عماد مقلد آيت الله خميني بودند هر چند در آن روزها بايد اين موضوع را مخفي مي كردند زيرا داشتن رساله عمليه امام خميني هم جرم بود. نوار سخنراني امام در چهلم حاج آقا مصطفي توسط پدر عماد به دست آنها رسيد، اين نوار را دسته جمعي در خانه گوش كردند و سپس مخفيانه به تكثير آن مي پرداختند. پدر، منبع اصلي تدارك نوارهاي امام بود. گروه تبليغاتي ميثم با جذب جوانان، راه اندازي نمايشگاه كتاب و كلاسهاي آموزش عقيدتي به فعاليتهاي فرهنگي مي پرداخت و كم كم هسته هاي كوچك تظاهرات در محله را سامان داد. در آن حوالي هنوز كسي تظاهرات سياسي نديده بود كه هر بار با حمله پليس به اين دسته كوچك متواري مي شدند و به خانه مردم پناه مي بردند.

همين هسته هاي كوچك و تظاهرات محلي بود كه رعب را مي شكست و فرصتي براي تمرين ايجاد مي كرد كه بعدها در ابعاد بزرگتري تظاهرات به راه مي افتاد. سال 1357عمادالدين باقي يك جوان 17 ساله بود. ابتكارات مختلفي داشت كه يكي از آنها طرح توزيع نفت به خانه ها در علي آباد بود و اين طرح به تدريج در ساير محلات تهران تقليد شد و به صورت سراسري درآمد. همچنين در مهر ماه 1357اعتراض دانش آموزي را در دبيرستان الهي نازي آباد سامان دادند كه موجب تعطيلي دبيرستان و تسري و تقليد شيوه اعتراض در ساير مدارس شد. با ملحق شدن جنبش دانش آموزي به جنبش دانشجويي و مردمي، انقلاب در مسيري بالنده تر قرار گرفت. و برگشت ناپذير شد. جزئيات اين ابتكارات را مي توان در كتاب «فرادستان و فرودستان» ملاحظه كرد.

آشنايي با برادران حجاريان و عباس عبدي در اين سالها در دبيرستان الهي كه دبيران و مدرسان آن بودند در زندگي سياسي او بي تأثير نبود. عضويت عمادالدين باقي در انجمن حجتيه كه مشهور به غير سياسي و سازشكار بودن بود مانع انقلابي گري نشد بلكه آموزشهاي سودمند ديني در انجمن را به خدمت تلاشهاي خويش در انقلاب مي گرفت. سابقه خانوادگي و فرهنگِ مسجد در پرورش روحيه مذهبي او مؤثر بود چنانكه در سال 1357هر روز صبح غسل شهادت مي كرد و به دانشگاه تهران و اطراف آن مي رفت كه مركز ثقل انقلاب و اعتراض شده بود تا با راه اندازي تظاهرات پراكنده و كوچك شعله هاي كوچك انقلاب را افروخته نگاه دارند. درگيري ها با پليس كار روزانه بود كه 13 آبان 57 اوج آن بود. درباره اين روز سالهاست فقط به طور كلي گفته مي شود كه ارتش به دانشجويان و دانش آموزان حمله كرد ولي هيچگاه چند و چون آن روشن نشده است و روايت دقيق اين ماجراي تاريخي را در خاطرات او مي توان ورق زد.

پخش اعلاميه، انتقال اخبار حوادث به بچه هاي مسجد، شركت در مناظره هاي ايدئولوژيك با افراد هوادار يا وابسته به گروههاي چپ و كمونيست كه آن روزها جلوي دانشگاه پاتوق شان شده بود و بازار گرم بحث ها بود از كارهاي روزمره و سازنده بود. طرح مبارزه با چماقداران حكومت شاه و تشكيل تيمهاي حفاظت از محله در برابر يورشهاي احتمالي چماقداران را بطور دسته جمعي با بچه هاي مسجد اجرا كردند. بسياري از اعضاي گروه تبليغاتي ميثم كه توسط سيدرضا و عماد جذب شده بودند يا در جريان جنگ تحميلي به شهادت رسيدند يا اكنون جزو جانبازان هستند. اعضاي اين گروه پس از انقلاب مصدر مسئوليتهايي قرار گرفتند. در هنگام ورود امام به ايران تيم استقبال و پوشش امنيتي عبور امام در مسير خيابان آرامگاه را تشكيل دادند. سرانجام در روز 19 بهمن درگيري در پادگان دوشان تپه نيروي هوايي به وقوع پيوست. با انتشار خبر حادثه و شايع شدن احتمال حمله گارد شاهنشاهي به پرسنل نيروي هوايي كه مدافع انقلاب بودند به آنجا رفت و دو شبانه روز در تمام درگيريها شركت كرد و با سقوط كامل رژيم و تحويل دادن سلاح خود به دفتر امام به خانه بازگشت. در اثر طولاني شدن غيبت او و اخبار پي در پي درباره شهادت صدها نفر در درگيريها و انبوه شدن جنازه هاي ناشناس در بهشت زهرا خانواده او سياهپوش شده و به گمان اينكه فرزندشان به شهادت رسيده است سوگوار بودند. در حوادث روزهاي 20 تا 22 بهمن 57 يك پرده گوش وي آسيب ديد.در اين دوره آموزه هاي ديني كه توسط متفكران مسلمان مانند شريعتي القأ شده بود يعني عرفان، برابري، آزادي انگيزه هاي اصلي انقلابيگري آنان و براي نيل به جامعه اي عاري از ظلم و بي عدالتي بود.

پس از انقلاب

علاوه بر انجمن اسلامي محله خود كه در ادامه گروه ميثم فعاليت مي كرد، انجمن اسلامي گروههاي جنوب تهران كه پايگاه اوليه آن در مسجد هرندي دروازه غار بود را راه اندازي كردند. بر عهده گرفتن مسئوليت بخش فرهنگي آن در منطقه اي كه به پايگاه سيطره بلامنازع گروههاي مخالف تبديل شده بود يكي از فعاليتهاي ابتداي انقلاب بود. بسياري از اعضاي اين انجمن اسلامي نيز به شهادت رسيدند، در بحبوحه فعاليتهاي فرهنگي خدماتي و سياسي شبانه روزي در گروه هاي جنوب تهران در نيمه اول سال 1359 بود كه با من به عنوان يكي از همكاران خود آشنا شد و چندي بعد زندگي مشترك زناشوئي را با هم آغاز كرديم. خطبه عقدمان را حضرت امام جاري كردند. امام خميني وكيل من و آيت الله توسلي وكيل عمادالدين باقي در اجراي خطبه عقد شدند. يكسال پيش از آن بود كه در اثر اختلافاتي كه با انجمن حجتيه درباره امام خميني و شهيد مطهري پيدا كرده بود از انجمن جدا شد.

مقارن با انقلاب، عمادالدين باقي و دوست همراهش سيدرضا حسيني در يك مدرسه علميه در شوش نيز به تحصيل ادبيات عرب و منطق و دروس مقدماتي حوزه مشغول بودند. همزمان با تحصيل در سال آخر دبيرستان و اخذ ديپلم در آموزشگاه جديد التأسيس به نام دانشكده علوم اسلامي (دارالقرآن و العترة) در مخبر الدوله نيز مشغول تحصيل شد. درتابستان 1359 به دنبال فراخوان آموزش و پرورش خود را به منطقه 16 آموزش و پرورش عرضه كرد كه با صدور حكم تدريس در مقطع راهنمايي مخالفت كرد. لذا پس از مصاحبه طولاني ايدئولوژيك و سياسي توسط شهيد جعفر ذاكر و آقاي رحيم عبادي (معاون كنوني وزارت آموزش و پرورش) و احراز توانايي علمي لازم او براي تدريس كردن گزينش شد و حكم تدريس در رشته جامعه شناسي، ادبيات و اقتصاد سوم و چهارم دبيرستان را اخذ كرد و به دو دبيرستان حساس و متلاطم نازي آباد و جواديه اعزام شد. يكسال بعد به دليل موفقيت هايش در تدريس تشويق نامه اي دريافت كرد.

در اوايل پيروزي انقلاب كه قرار بود سپاه پاسداران انقلاب اسلامي تشكيل شود، چنانكه در بخشي از دفاعيات عمادالدين باقي در دادگاه آمده است نيروهاي اوليه سپاه از طريق معرفي معتمدين محلي به وسيله فرم هاي مخصوصي كه سپاه توزيع كرده بود تشكيل مي شدند و به او بعنوان يكي معتمدين منطقه دسته اي از اين فرم ها داده شد كه افراد شايسته را براي تشكيل نيروي اوليه سپاه معرفي كنند. در اواسط سال 1359 خود وي نيز در كنار تدريس در آموزش و پرورش به سپاه پاسداران پيوست و ابتدا به كمك تعدادي از همكاران سپاهي خود يكي از مناطق فرهنگي سپاه در تهران را تأسيس و كلاسهاي آموزشي برپا كردند كه بيشتر دوستان و همكارانش در اين منطقه فرهنگي به شهادت رسيدند. سپس او به دفتر سياسي سپاه پاسداران رفت و در بخش خارجي اين دفتر مسئوليت اخبار و تحليل اروپا و آمريكا را بر عهده داشت. چنانكه در مقدمه كتاب جنبش دانشجويي آمده است، براي نخستين بار به همراه بخشي از اعضاي دفتر سياسي كه مجله رويدادها و تحليل را توليد مي كرد در عمليات فتح المبين شركت كرده و مسئوليت ثبت وقايع جنگ را داشتند. پس از يكسال عضويت در دفتر سياسي مدت كوتاهي به واحد آموزش پادگان امام علي رفت و از آنجا عازم قم شد و در مركز تحقيقات عقيدتي سياسي سپاه كه جزوات آموزشي را تدوين مي كرد مشغول شد و يكسال بعد به واحد سپاه قم مأموريت يافت و در دو دوره آموزشي سپاه تدريس كرد. از آغاز ورود به قم به تحصيلات حوزوي پرداخت. در شهريور 1362 نخستين كتاب او به نام در شناخت حزب قاعدين زمان توسط نشر دانش اسلامي وابسته به دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم منتشر شد. اين كتاب كه در چاپ هاي متوالي 85 هزار نسخه طبع شد حاوي 33 شماره مقاله به قلم باقي درباره انجمن حجتيه در روزنامه اطلاعات بود كه در پي اظهار نظر آيت الله خميني درباره اين گروه چاپ شد و تأثير مهمي در تثبيت موضع امام خميني داشت و در ميان نمايندگان مجلس و مقامات نيز مورد توجه ويژه قرار گرفته بود. در پايان سال 1364 نيز كتاب كاوشي درباره روحانيت توسط همان ناشر به بازار عرضه شد كه با مخالفت هايي روبرو گرديد و نيمي از تيراژ آن جمع آوري شد. عمادالدين باقي بعدها مكرراً در گفتارها و نوشته هاي متعددي به كارهاي قبلي خود به ويژه كتاب حزب قاعدين زمان، از نظر لحن و ادبيات نامناسب آن انتقادات جدي را مطرح كرد. در اثر عكس العمل هاي تندي كه يكي از مقامات بلند پايه سپاه در آن زمان عليه مقالات حزب قاعدين داشت كه معروف به نوعي جانبداري از انجمن حجتيه بود ناگزير از استعفا دادن از سپاه در سال 1363 شد. اما پس از آن يكبار در جريان عمليات فاو به آن منطقه رفت. پيشتر نيز در پي فتح خرمشهر با چند تن از همكاران سپاه و كسب مجوز لازم، خانواده هاي خويش را براي آشنايي با جنگ و اعطاي آمادگي هاي لازم به منطقه و تا مرز عراق برده بودند. در اين صحنه هاي خطر مريم تنها فرزند خردسال مان را هم در آغوش داشتيم.

عمادالدين باقي داراي سه دختر است كه دومين و سومين فرزند درشهر قم متولد شدند. در سالهاي تحصيلي در قم به سبب عدم تمايل به دريافت شهريه از دفاتر علما در كنار درس خواندن، در بنياد تاريخ انقلاب اسلامي كه دفتري هم در قم داشت كار مي كرد و به مدت قريب دو سال روزهاي پنجشنبه و جمعه به تهران رفته و در دفتر نخست وزيري اشتغال داشت و همانطور كه در مقدمه كتاب بررسي انقلاب ايران آورده است از اسناد و منابع موجود در آنجا براي تحقيق خود درباره انقلاب استفاده مي كرد. همچنين در ايام اقامت در قم با كتابخانه سياسي كه از مراكز مهم در قم بود و نيز مجله حوزه در اوايل آن همكاري مي كرد كه اين مجله را مي توان مبدأ روشنفكري ديني پس از انقلاب قلمداد كرد كه توسط عده اي از روحانيون فاضل جوان اداره مي شد. روحانيون فرهيخته اي چون مهدوي راد، ايازي، ايزد پناه و عبداللهيان برخي از دست اندركاران مجله در آن زمان بودند.

در فاصله سالهاي 60 تا 63 دوبار از خطر ترور توسط عوامل سازمان مجاهدين خلق جان سالم بدر برد. از سال 1362 به بعد همكاري قلمي با روزنامه اطلاعات و به ندرت با روزنامه كيهان را ادامه داد. كه تا پايان سال 66 جمعاً حدود 60 مقاله براي آنها داشت. از سال 1367 تا سال 1374به مدت 7 سال در دانشگاه ها و مراكز آموزش عالي در رشته هاي معارف اسلامي، اخلاق و تاريخ معاصر ايران (تاريخ انقلاب اسلامي) به تدريس پرداخت. در سال 1369 پس از 9 سال اقامت و تحصيل در قم به تهران بازگشت و در كنار تدريس دردانشگاه به عضويت بخش تحقيقات جهاد دانشگاهي درآمد. همزمان با آن تحصيل در رشته جامعه شناسي را آغاز كرد كه در سال 1377 از دانشگاه علامه طباطبايي در مقطع فوق ليسانس فارغ التحصيل شد. در سال 4731 به دليل فشارهاي سياسي وارده به او در اثر صراحت لهجه در سخنراني هاي دانشگاهي و كلاسهاي درس از تدريس بركنار شد. او اعتقاد داشت كه اگر معلم به دليل ترس از فضاي سنگين سياسي و يا از دست دادن موقعيت، پاسخهاي علمي در خور به سوالات دانشجويان ندهد و حقايق تاريخي و مذهبي را تحريف كند به دانشجو و شرافت معلمي خيانت كرده است و تاوان آن از دست دادن تدريس بود، اما حرفه اصلي اش كه پژوهش و تأليف كتاب بود ادامه داشت. در سال 1370 كتاب بررسي انقلاب ايران را كه بخشي از جزوات درسي او بود منتشر كرد. و با مؤسسات تحقيقاتي ديگر نيز همكاري داشت، از سال 1369كه به تهران آمد با معاونت پژوهشي موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني همكاري خود را آغاز كرد كه به مدت حدود ده سال به طول انجاميد در اين مدت يكي از طرحهاي بزرگ با عنوان «منبع شناسي توصيفي تحقيق درباره امام خميني» در فاصله زماني 1340 تا 1370 در منابع فارسي داخل و خارج از كشور اعم از موافق و مخالف را با همكاري يك گروه 14 ـ 10 نفره دستيار تحقيق در مدت سه سال به پايان رسانده. اين طرح پيش نياز تدوين زندگينامه امام خميني بود. طرح تدوين زندگينامه امام خميني را نيز ارايه كرد و به عنوان مجري طرح آن را كليد زد كه به دلايلي مانند فشارهاي زياد وزارت اطلاعات بر موسسه براي اخراج او و بالاخره كناره گيري اش از مسئوليت طرح، سرانجام به چند پروژه كوچكتر تقسيم شد و مديريت آن بر عهده معاونت موسسه واگذار شد و مقطع كودكي و نوجواني امام توسط عمادالدين باقي نوشته شد. جمعي از بزرگان علم و فرهنگ كشور نيز از اعضاي شوراي علمي زندگينامه بودند. علاوه بر آن چند طرح ديگر در مؤسسه اجرا كرد و كتابهايي مانند فلسطين از ديدگاه امام خميني، در سوگ آفتاب و. . . از جمله كارهاي اوست كه بدون نام تهيه كننده منتشر شد.

در اين مقطع سخنراني هاي دانشگاهي يكي از فرصتهاي بحث و روشنفكري در فضاي بسته سياسي قبل از دوم خرداد بود. چاپ مقالات در روزنامه سلام، همشهري، فصلنامه حضور و هفته نامه پيام هاجر از جمله فعاليتهاي اين دوره بود. در اوايل 1357 به همكاري در توليد انتشار نشريات «محله ما» دعوت شد كه براي مناطق مختلف تهران به عنوان ضميمه هفتگي روزنامه همشهري منتشر مي شد اين ابتكار كه توسط آقاي جواد مظفر به اجرا درآمده بود از فعاليت هاي بنيادي براي آشنايي شهروندان با حقوق مدني، محيط اجتماعي خود و بستر سازي براي شكل دادن نهادهاي مدني بود. از اواخر سال 1357 تا نيمه 1376 نيز انتشار «هفته نامه ياد» ارگان بنياد شهيد با همكاري غير مستقيم شمس الواعظين را به عهده گرفت كه موضوع آن در حيطه تخصصي شهيد و شهادت بود و موانعي براي عرضه يك نشريه قوي تخصصي در اين زمينه وجود داشت كه نمي توانست اين همكاري ادامه پيدا كند. در سالهاي قبل از دوم خرداد، حضور در حلقه كيان و مباحث نظري و سياسي افراد حاضر در نقد و تحليل شرايط اجتماعي، سياسي و فكري جامعه و تبادل خبر و نظر از جمله فعاليتهاي جمعي بود.

سرانجام حماسه دوم خرداد 1376 به وقوع پيوست. در پاسخ به مطالبات جامعه و ضرورت تأسيس يا تقويت نهادهاي مدني، راه اندازي مطبوعات مستقل و آزاد نزديك ترين فرصت و امكان بود. روزنامه جامعه به مدير مسئولي حميدرضا جلالي پور و سردبيري ماشأا. . . شمس الواعظين در دستور كار قرار گرفت. شمس از عمادالدين باقي دعوت به همكاري كرد. از پيش از راه اندازي روزنامه جامعه به عنوان نويسنده و مشاور سردبير در جامعه و توس همكاري داشت. پس از تعطيل كردن توس، روزنامه خرداد به مدير مسئولي روحاني روشن ضمير عبدا. . . نوري و سردبيري آقاي علي حكمت داير شد و خلأ مطبوعات مستقل را پر كرد و جو ارعاب را شكست و روزنامه سلام را از تنهايي در برابر نيروي اقتدارگرايان درآورد. قبل از انتشار خرداد از عمادالدين باقي دعوت به همكاري شد كه به عنوان نويسنده و مشاور با روزنامه خرداد تا پايان كار كرد. چندي بعد روزنامه صبح امروز و چند روزنامه ديگر منتشر شد كه با آنها هم همكاري قلمي داشت. تقارن انتشار خرداد با قتلهاي زنجيره اي، رسالت كشف و افشاي مافياي آدم ربايي و قتل را بر عهده آنها انداخت كه بعد با ساير روزنامه ها جبهه اي گسترده را ايجاد كردند و سرانجام به افشاي پاره اي از حقايق قتل هاي زنجيره اي و عوامل آن منجر شد ـ از همان آغاز، نخستين مقالات باقي درباره قتلها حاكي از عزم راسخي براي مبارزه با مافيا بود و اين موضوع محوريت مهمي در سلسله بحث هاي او پيدا كرد. چنانكه در مقدمه كتاب تراژدي دمكراسي در ايران آمده است او اين حادثه فجيع را سكويي براي دموكراتيزه كردن شرايط سياسي ايران قرار داد، يكي از ويژگيهاي مطبوعات اصلاح طلب اين بود كه عده اي از محققان و نويسندگان و استادان، سرمايه فكري و معنوي خويش را برداشته و در سبد مطبوعات نهادند و با ارائه نظريات و انديشه هايي كه از پشتوانه سالها كار پژوهشي برخوردار بود، مطبوعات را به كيفيتي ارتقأ دادند كه براي نخستين بار پس از پيروزي انقلاب مورد اقبال وسيع مردم قرار گرفت و حرفه روزنامه نگاري را عزت و اعتبار بخشيد و روزانه 2-3 ساعت اوقات فراغت مردم را مطالعه مطبوعات پر مي كرد.

دادگاه، محاكمه و زندان

از مدتها پيش زمزمه هاي دستگيري يا ترور افرادي از جمله حجاريان، نوري، گنجي، باقي و شمس و عبدي شنيده مي شد. سرانجام به بهانه مصاحبه عمادالدين باقي در بيمارستان سينا پس از عيادت از حجاريان در روز هفتم فروردين 79 او به دادگاه احضار شد. جزئيات احضارها و بازجويي ها در كتاب براي تاريخ آمده است.

تشكيل دادگاه باقي همراه بود با كودتا عليه مطبوعات اصلاح طلب كه در يك روز 17 نشريه را تعطيل كردند و طي روزهاي بعد به 25 نشريه توقيف شده رسيد. در شرايط تهاجم وسيع به اصلاح طلبان و فقدان تريبون هاي مطبوعاتي و جو سنگين ارعاب، دادگاهي اسماً علني ولي در واقع غير علني و بدون حضور هيئت منصفه بر پا و نيمي از گزارشات منتشر شده در مطبوعات درباره دادگاه كذب محض بود و حاوي عبارات و مطالبي بود كه مطلقاً در دادگاه بر زبان او جاري نشده بود. عمادالدين باقي از درون زندان تكذيبيه اي براي كيهان فرستاد ولي از چاپ آن امتناع كردند. وزارت اطلاعات، سپاه، صدا سيما، نيروي انتظامي، علي فلاحيان وزير اسبق اطلاعات، مصطفي پور محمدي قائم مقام او، سلطاني يكي از معاونان فلاحيان، خطيب مدير كل اطلاعات قم در زمان فلاحيان، اصلاني وكيل كيهان و محتشم مدير مسئول يالثارات نشريه انصار حزب ا. . . و مدعي العموم جز و شاكيان بودند، اغلب شكايات مربوط روشنفكري درباره قتل هاي زنجيره اي بود. شكايت مدعي العموم (عليزاده) درباره مقاله اعدام و قصاص و معاون مدعي العموم (محسني اژه اي) هم تحت عنوان اهانت به مقدسات بود. آنچه وجه مشترك همه مقالات مورد شكايت بود، مضمون دفاع از حقوق بشر در همه اين مقالات است كه به انگيزه استقرار دمكراسي نوشته شده بود. مقاله اعدام و قصاص، بيانگر نفي خشونت به نام دين يا مطرح كردن اعدام به عنوان ضروري دين بود و ساير مقالات در مقابله با قتل پنهاني رجال سياسي و علمي يا سلب حقوق شهروندان بود.

عليرغم دفاعيات مستند كه حدود دويست رفرنس و ارجاعات كتاب و مقاله بود و عده اي از مراجع تقليد و فقهاي برجسته كشور كتباً اعلام كردند مقاله اعدام و قصاص اهانت به مقدسات نيست، رئيس دادگاه 1410 حكم 7/5 سال زندان صادر كرد. اين در حالي بود كه در پايان ششمين جلسه دادگاه با دستوري غير قانوني و قبل از تشكيل هفتمين جلسه دفاع، عمادالدين باقي روانه زندان در بازداشتگاه انفرادي وزارت اطلاعات شد و به دستور مرتضوي رئيس شعبه 1410 ممنوع از تلفن و ملاقات با خانواده گرديد. در اين دادگاه تخلفات قانوني فراواني صورت گرفت كه طي لايحه مبسوطي با عنوان تخلفات 29 گانه دادگاه از سوي عمادالدين باقي به دادگاه انتظامي قضات و كميسيون اصل نود مجلس شوراي اسلامي تسليم شد. لايحه اعتراض او به راي دادگاه نيز حاوي حقايق مهمي درباره حكم سياسي و جناحي و مخدوش دادگاه بود به نحوي كه يكي از قضات دادگاه تجديد نظر معتقد به صدور حكم تبرئه وي بود ولي او را در اين پرونده بلافاصله تعويض كردند و قاضي ديگري را آوردند كه سرانجام 7/5 سال به سه سال تقليل يافت. 2 سال از اين حكم مربوط به مقاله اعدام و قصاص است كه دفاعيات مفصل فقهي و تفسيري باقي در دادگاه و نظر فقها هيچ توجيهي را براي آن نگذاشته است. جناح اكثريت جامعه و حكومت، سازمانها و احزاب رسمي، مطبوعات مستقل، دانشجويان و بسياري از حقوقدانان نيز با صدور احكام سياسي جناحي در پوشش قوه قضاييه مخالفت كرده اند و تنها جناح اقليت از اين حكم حمايت كرده است كه خود دليل بر جناحي بودن آن است. اقتدارگرايان هرگاه در عرصه هماوردي فكري دچار كمبود شدند به اسلحه و زندان براي بيرون كردن حريف از ميدان و خرد كردن او متوسل شدند. گزارش نمايندگان بازديد كننده از زندان حاكي از اعمال فشارهايي براي مجبور كردن اين زندانيان به توبه و تسليم است اما آنها با قاطعيت ايستاده اند. اخيراً نيز مدت دو ماه است ملاقات آنها با خانواده قطع شده و از سي ام شهريور ماه 1379 تا كنون ارتباطات تلفني آن ها را قطع كرده اند. در حاليكه تمام زندانيان اعم از سارق و قاچاقچي و قاتل هر روز از امكان تماس تلفني برخوردارند كه حقي انساني و طبيعي است. از سوي ديگر زنداني بودن روزنامه نگاران و نويسندگان اصلاح طلب بيانگر وجود يك اكثريت مظلوم در جامعه است و اقليت بدليل اتكأ به اسلحه و زندان در قالب دادگستري تهران به جنگ با اكثريت اصلاح طلب و دو قوه مجريه و مقننه برخاسته است كه سرانجام اين هم در برابر اراده ملت ذوب خواهد شد.

تحصيلات:
تحصيلات حوزوي تا شروع درس خارج - فوق ليسانس جامعه شناسي از دانشگاه علامه طباطبائي- تخصص تحقيقاتي در حوزه تاريخ ايران، مقطع تاريخ انقلاب اسلامي كه عمده كتابهايش نيز در همين زمينه است.

تأليفات: *

سابقه كار مطبوعاتي:
1 ـ همكاري قلمي با روزنامه اطلاعات و كيهان 1362 تا1367
2 ـ همكاري قلمي با روزنامه سلام و فصلنامه حضور و همشهري از 1370 تا 1378
3 ـ مشاركت در راه اندازي نشريه محله ما ضميمه همشهري 1376 ـ 1375.
4 ـ مديريت هفته نامه ياد ـ از اواخر 75 تا اواسط 1376.
5 ـ سردبيري و انتشار مجلات و ويژه نامه هاي دهه فجر سال 1376 و 1377 موسسه نشر و آثار امام خميني و ويژه نامه سالگرد رحلت حاج مصطفي خميني.
6 ـ نويسنده و مشاور سردبير در روزنامه جامعه و توس.
7 ـ نويسنده و مشاور سردبير و مدير مسئول در روزنامه خرداد.
8 ـ عضو شوراي سردبيري روزنامه فتح.
9 ـ عضو شوراي سياستگزاري رونامه هاي نشاط و عصر آزادگان.

*از آنجا كه فهرست كتابها در بخش معرفي كتاب سايت آمده است اين قسمت حذف شد.

_اين مقاله زماني كه عمادالدين باقي در زندان بود به درخواست هفته نامه نسيم جنوب و توسط همسر او نوشته و تحت عنوان " باقي از تولد تا زندان " چاپ شد .اكنون همان متن عيناً از نشريه مذكور برگرفته شده و با اندكي ويرايش ارايه مي شود.

نوشته اختصاصي فاطمه كمالي احمد سرايي
هفته نامه نسيم جنوب، بوشهر شماره 131، مورخ سه شنبه، 23 اسفند 1379. ويژه نوروز 80

منبع: سايت عماد الدين باقي

|+| نوشته شده توسط بابک در شنبه هفدهم آذر 1386 | موضوع: عمومی |
 ایران، کره شمالی و برمه به نقض حقوق بشر محکوم شدند

ایران، کره شمالی و برمه به نقض حقوق بشر محکوم شدند

 

کمیته سوم مجمع عمومی سازمان ملل، ایران، کره شمالی و برمه را به نقض شدید حقوق بشر محکوم کرده است. قطعنامه‌هایی که در این زمینه به تصویب رسیده‌اند، تسلیم مجمع عمومی سازمان ملل خواهد شد تا رای نهایی در باره آنها صادر شود.

کمیته سوم سازمان ملل متحد با ۷۲ رای موافق در برابر ۵۰ رای مخالف پیش نویس قطعنامه‌ای را تصویب کرده که در آن نقض حقوق بشر و وجود شکنجه و مجازات‌های غیرانسانی در ایران مورد انتقاد شدید قرار گرفته. با این حال نگاهی به آرایی که به نقض حقوق بشر در ایران رای داده‌اند و مقایسه آن با کره شمالی که اکثریتی آشکار یعنی ۹۷ کشور را در برمی‌گیرد، جای این سوال را باقی می‌گذارد که آیا کره شمالی در پایمال کردن حقوق بشر از ایران پیشی گرفته است یا آنکه رای مخالف ۵۰ کشور به قطعنامه علیه ایران ناشی از لابی‌ها و تلاش‌های جمهوری اسلامی برای جلب حمایت متحدان خود، از جمله برخی کشورهای اسلامی منطقه و یا غیرمتعهدهاست؟

 

دکتر لاهیجی، نایب رییس فدراسیون بین‌المللی جوامع حقوق بشر پاسخ می‌دهد:

«به یقین علتش همین کوشش‌ها و تلاش‌ها و طفره‌هایی‌ست که جمهوری اسلامی بیش از پانزده‌سال است در صحنه‌ی بین‌المللی (معمول) می‌کند. خاطرنشان می‌کنم این قطعنامه با زحمت و مشقت بسیاری با این اکثریت خوشبختانه صادر شده است، به لحاظ اینکه سال گذشته تفاوت آرای مثبت و منفی فقط سه رای بود. و با توجه به حساسیتی که وضعیت ایران دارد در شرایط کنونی دنیا و این که ما نمی‌خواهیم  فقط ایران به اعتبار انرژی هسته‌ای موضوع روز باشد و می‌خواهیم بگوییم که مشکل اصلی جامعه و مردم ایران نبود آزادی و نبود عدالت اجتماعی‌ست و نقض مستمر حقوق بشر، و امروز خوشحال هستم که می‌بینیم این قطعنامه با یک اکثریت کم‌وبیش مناسب، یعنی ۲۲رای بیشتر از رای مخالف، به تصویب رسیده است.»

دکتر لاهیجی خاطرنشان می‌کند که کشوری مانند کره شمالی هرگز در صحنه‌ی بین‌المللی، چه در گذشته و چه اکنون، حضوری مثل ایران نداشته و ندارد.

وی ادامه می‌دهد: «بنابراین اگر این رای با این اکثریت به‌دست آمده، به اعتقاد من به خاطر این است که شرایط ایران از نظر اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، دیپلماتیک و بین‌المللی و گفتم، تلاش‌ها و کوشش‌های جمهوری اسلامی اصلا قابل مقایسه با کره شمالی نیست و باز یادآوری می‌کنم که سال گذشته جمهوری اسلامی حتا کاندیدا شده بود برای عضویت در شورای حقوق بشر سازمان ملل. و نه تنها این کاندیدایی پذیرفته نشد، که الان می‌بینیم امسال با اکثریت بزرگتری کمیته‌ی سوم مجمع عمومی جمهوری اسلامی را به نقض مستمر حقوق بشر محکوم می‌کند.»

 

در میان کشورهایی که حاضر نشدند به پیش‌نویس قطعنامه نقض حقوق بشر در ایران رای مثبت بدهند می‌توان از جمله به مصر، سودان، پاکستان، الجزایر، لیبی، سوریه، بلاروس و ونزوئلا اشاره کرد. مجموعه کشورهایی که به عقیده دکتر لاهیجی خود در زیرپا گذاشتن حقوق بشر ید طولایی دارند و مطلقا از پرس و جو ونظارت نهادهای بین المللی نسبت به آن استقبال نمی‌کنند.

لاهیجی می‌گوید: «متاسفانه تمام این کشورها، چه آنهایی که در منطقه‌ی خاورمیانه و شمال آفریقا هستند و چه بلاروس که قهرمان نقض حقوق بشر در اروپای شرقی‌ست، ونزوئلا و روابط خصوصی سیاسی‌­ اقتصادیی که میان چاوز و احمدی‌نژاد هست، تمام پشت این آرای منفی هستند. یعنی کشورهایی که خودشان در صورت ناقضان حقوق بشر متاسفانه رده‌های بالا را اشغال می‌کنند، آنها هستند که نمی‌خواهند هیچ‌گونه کنترلی از طرف جامعه بین‌المللی نسبت به وضعیت حقوق بشر در آن کشورها صورت بگیرد، و از جمله ایران، و با توجه به اینکه برخی از این کشورها در شورای حقوق بشر هم عضویت دارند، از قبیل پاکستان و الجزایر، بنابراین راهی برای ما مدافعان حقوق بشر نمی‌ماند، مگر این که از طریق کمیته‌ی سوم به‌طور مستقیم از مجمع عمومی بخواهیم نسبت به وضعیت حقوق بشر در کشورها حساسیت نشان بدهد و اینجاست که ما می‌بینیم این قطعنامه در سه کشوری که واقعا نقض حقوق بشر در آنجا خیلی گسترده است، ایران، برمه و کره شمالی، با اکثریت بزرگی صادر شده است.»

 

آنچه در کمیته سوم مجمع عمومی سازمان ملل به تصویب رسیده، پیش نویس قطعنامه‌هایی است که در مرحله بعد در مجمع عمومی سازمان ملل متحد به بحث و رای نهایی گذاشته خواهد شد. عبدالکریم لاهیجی معقتد است که این قطعنامه‌ها در مجمع عمومی با توجه به این که تمام کشورهای عضو آن در کمیته‌ی سوم هم حضور دارند و در رای شرکت کرده‌اند، با اکثریتی کم‌وبیش مانند  اکثریت کنونی به تصویب خواهد رسید.

وی می‌افزاید: «این قطعنامه‌ها هرچند که می‌دانید در چارچوب منشور کنونی ملل متحد فقط جنبه‌ی ارشادی دارد و شورای امنیت است که قطعنامه‌هایش لازم‌الاجراست، ولی به عقیده‌ی ما این یک شناسایی‌ست که جامعه‌‌ی بین‌المللی از یک طرف از وضعیت حقوق بشر در کشورها می‌کند و این وضعیت را محکوم می‌کند، و از سوی دیگر یک هشداری‌ست به مقامات این کشورها که بدانند از اعتبار و منزلت بین‌المللی برخوردار نیستند. و در آخرین (تحلیل) من می‌گویم که این یک گونه همدردی و مودتی‌ست که با مدافعان حقوق بشر، با نمایندگان جامعه‌های مدنی در کشورهای مختلف، جامعه‌ی بین‌المللی از خودش نشان می‌دهد.»

 

محمد خزایی، نماینده جمهوری اسلامی نسبت به قطعنامه علیه ایران اعتراض کرده و آنرا ناشی از سوء‌استفاده از سازوکارهای حقوق بشر سازمان ملل متحد دانسته است. عبدالکریم لاهیجی با وجود اعتراض نماینده‌ی جمهوری اسلامی امیدوار است که این قطعنامه در بهبود وضعیت حقوق بشر در ایران مؤثر باشد:

« ببینید، بیش از بیست‌وپنج سال است که جمهوری اسلامی این موضع را همواره اتخاذ کرده و عجیب است که خودش از تمام ترفندهای دیپلماتیک، سیاسی، اقتصادی استفاده می‌کند برای اینکه این قطعنامه‌ها به تصویب نرسد. نمی‌خواهم بگویم که فقط جمهوری اسلامی‌ست که از چنین راهکارهایی استفاده می‌کند. چین هم سالهاست که به این وسایل متوسل می‌شود و متاسفانه پاسخ مثبت می‌گیرد به لحاظ اینکه موقعیت اقتصادی و سیاسی چین در جامعه‌ی بین‌المللی در حدی‌ست که می‌تواند به هرحال به یک چنین تفاهم و توافق‌هایی با هیات‌های نمایندگی عضو سازمان ملل برسد. ولی خوشبختانه جمهوری اسلامی این بار هم شکست خورد و امیدوارم این درسی باشد برای دولتمردان جمهوری اسلامی که بفهمند و بدانند، همچنان که طی بیش از دو دهه‌ی گذشته از این ترفندها و طفره‌ها راهی نبرده‌اند، بهتر است به حقوق مردم ایران تمکین بکنند و وضعیت آزادی‌های اساسی و حقوق بشر را در ایران بهبود ببخشند.»

|+| نوشته شده توسط بابک در پنجشنبه یکم آذر 1386 | موضوع: عمومی |
 آدرس جدید وبلاگ فریاد معلمان

ٌٌٌٌٌٌٌٌٌٌٌٌآدرس جدید وبلاگ فریاد معلمان

 www.faryademoalleman.blogfa.ir

می باشد.

لطفا به همکاران اطلاع دهید.

|+| نوشته شده توسط بابک در پنجشنبه هفدهم آبان 1386 | موضوع: عمومی |
 عید سعید فطر برشما مبارک باد

فطريه ي عاشقي

 عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت
صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت

درود بر فطر فطرت، سلام بر فطر ذکر و نیایش تا ... رمضانی دیگر ... و شب قدر و روزهای روزه‌ای دیگر، که زنده باشد و رخت به عالمی دیگر کشیده باشد، خدا بهتر میداند.

عید، میعادی در زمان است و فطر میثاقی با فطرت!
چرا که رمضان دعوتی است به بازیافتن خود گمشده.
ندایی است برای توجه به خدای فراموش شده.
ضیافتی است برای تناول از مانده تقوا و پایان این میهمانی خدایی عید قبول است.
عید توفیق بر طاعت و اطاعت عید توبه و تهذیب نفس، عید ذکرهای شبانه، عید کنترل خواسته‌ها، عید محرومان و گرسنگان.
فطر چیدن میوه‌هایی است که از فطرت می‌جوشد!
فطر سپاس نعمتی است که در رمضان نازل شده است.
عید فطر پاداش افطارهای خالصانه و بجاست. مهر قبولی انفاق‌های به قصد قربت است.
پایان‌نامه دوره ایثار و گذشت است.
«عید» در لغت از ماده «عود» به معنای بازگشت است، لذا روزهایی را که مشکلات قوم و جمعیتی برطرف می‌شود و به پیروزی‌ها و راحتی‌های نخستین باز می‌گردند، عید می‌نامند. مانند عید فطر و قربان به مناسبت این که در پرتو اطاعت یک ماهه رمضان یا انجام فریضه بزرگ حج، صفا و پاکی فطری نخستین به روح و جان، بازمی‌گردد و آلودگی‌هایی که برخلاف فطرت است، از میان می‌رود.
حضرت علی(ع) به مناسبت عید فطر خطبه‌ای قرائت کرده و در آن، این روز را به قیامت تشبیه فرموده است:
ای مردم! این روز شما، روزی است که نیکوکاران در آن پاداش می‌گیرند و زیانکاران و تبهکاران در آن مایوس و ناامید می‌گردند.

دنیا محل مسابقه است و آخرت زمان اجر گرفتن، بهشت جایزه برندگان این مسابقه و جهنم جزای بازماندگان است.

(عید فطر) شبیه‌ترین روز به روز قیامت است چون در قیامت عده‌ای که زیان‌کارند، تاسف می‌خورند و غضبناک می‌گردند و عده‌ای که نیکوکارند رستگار و متنعم به نعمت‌های الهی می‌شوند.

عارف وارسته ملکی تبریزی درباره عید فطر آورده است: ‌«عید فطر روزی است که خداوند آن را از میان دیگر روزها برگزیده است و ویژه هدیه بخشیدن و جایزه دادن به بندگان خویش ساخته و آنان را اجازه داده است تا در این روز نزد حضرت او گرد آیند و برخوان کرم او بنشینند و ادب بندگی بجای آرند، چشم امید به درگاه او دوزند و از خطاهای خویش پوزش خواهند، نیازهای خویش به نزد او آرند و آرزوهای خویش از او خواهند و نیز آنان را وعده و مژده داده است که هر نیازی به او آرند، برآورد و بیش از آنچه چشم دارند به آنان ببخشند و از مهربانی و بنده‌نوازی، بخشایش و کارسازی در حق آنان روا دارد که گمان نیز نمی‌برند.»
امیرالمومنان علی علیه السلام نیز از همین زاویه به عید فطر می‌نگرد و با اشاره به روز عید می‌فرماید: «انما هو عید لمن قبل الله صیامه و شکر قیامه و کل یوم لا یعصی‌ الله فهو عید؛ این عید کسی است که خدا روزه‌اش را پذیرفته و نماز او را ستوده است و هر روز که خدا نافرمانی نشود، آن روز عید است.»

آری روز ترک گناه و فاصله گرفتن از زشتی‌ها و پلیدی‌ها و روز غلبه بر شیاطین، روز عید است. عید فطر روز بازگشت به فطرت است، این معنا را می‌توان از لغت «عید فطر» هم فهمید، چرا که «عید» به معنای بازگشت و «فطر» به معنای «فطرت و طبیعت» است. آری، فطرت پاک انسان در طول سال در اثر غبارهای جهل و نادانی و غفلت به انواع گناهان و معصیت‌ها مبتلا شده و از حقیقت خود دور می‌شود و در نتیجه دچار خود فراموشی و خدافراموشی می‌گردد. اما با فرا رسیدن ماه مبارک رمضان، انسان مسلمان در پرتو فضای معنوی آن ماه و تلاش‌های خویش به یک زندگی نوین دست می‌یابد، که می‌توان آن را «بازگشت به خویشتن» نامید.

در روز عید فطرگویی یک مسلمان از نو متولد می‌شود، چرا که طبق گفتار امیرمومنان علیه السلام، روزه‌داران در شب عید فطر از تمام آلودگی‌ها و پلیدی‌ها پاک شده‌اند و کمترین پاداش خود را که پاکی و پاکیزگی است دریافت نموده‌اند.

بدون تردید تک تک مسلمانان با فرا رسیدن عید سعید فطر نوعی شادی و لذت درونی در خود احساس می‌کنند،‌ اما استقبال مسلمانان از روز عید فطر یکنواخت و مساوی نیست. زیرا هر کسی نسبت به معرفت و ایمان خود به این عید بزرگ و با عظمت می‌نگرد و از آن بهره می‌گیرد. زمینه‌ها، ذهنیت‌ها، مراتب ایمان و عوامل دیگری در نگرش و انگیزه افراد دخالت دارد.

اجتماع روز عید فطر می‌تواند در پیوند و همدلی مسلمانان نقش آفرین باشد. آنان در گردهمایی روز عید فطر و قرار گرفتن در کنار هم، از نظرات، مشکلات و گرفتاری‌های همدیگر آگاه می‌شوند. در این گردهمایی بغض‌ها و کینه‌ها تبدیل به دوستی و همدلی می‌شود و مومنان در یک صف واحد احساس اتحاد و نزدیکی بیشتری به همدیگر می‌کنند.

عید فطر از سویی حکایت از پیوند معنوی انسان با خدای خویش دارد و از سوی دیگر حکایت‌گر ارتباط وی با هم‌کیشان خود است.

|+| نوشته شده توسط بابک در جمعه بیستم مهر 1386 | موضوع: عمومی |
 

شبهای قدر را قدر بدانیم - التماس دعا

|+| نوشته شده توسط بابک در پنجشنبه دوازدهم مهر 1386 | موضوع: عمومی |
 

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فقه و حقوق - حقوق سياسي

سخنگوي انجمن دفاع از حقوق زندانيان با تشريح موضوعات مطرح شده در آخرين جلسه‌ي انجمن متبوعش، از رييس قوه قضاييه خواست با بررسي بازداشت‌هاي اخير، مانع خارج شدن بازداشت‌ها از روال قانوني شود.

صالح نيك‌بخت در گفت‌وگو با خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) با اشاره به آخرين جلسه‌ي هيات مديره‌ي انجمن دفاع از حقوق زندانيان اظهار داشت: هيات مديره‌ي اين انجمن به ادامه‌ي بازداشت منصور اسالو و ابراهيم مددي از متهمان پرونده كارگران شركت واحد تهران و حومه، سهيل آصفي، روزنامه‌نگار و حجت‌الاسلام هادي قابل از روحانيون قم و هم‌چنين بازداشت عده‌اي در خرم‌آباد و زنجان و برخي از نقاط ديگر كشور انتقاد كرد.

عضو هيات مديره‌ي انجمن دفاع از حقوق زندانيان خاطرنشان كرد: در پي بازداشت‌هاي فوق در تهران و برخي شهرستان‌ها گروه زيادي از خانواده‌هاي بازداشت‌شدگان به دفتر انجمن مراجعه كرده و از عدم تعيين تكليف بازداشت‌شدگان توسط مقامات قضايي اظهار نگراني كرده و از انجمن درخواست كردند كه از هر طريق ممكن به آنها كمك شود.

نيك‌بخت ادامه داد: انجمن در مواردي كه بازداشت‌شدگان وكيل انتخاب كرده، از معرفي وكيل براي آنها خودداري كرده و در مواردي كه افراد بازداشتي، وكيل نداشتند، براي بازداشت‌شدگان وكيل معرفي شده است.

سخنگوي انجمن دفاع از حقوق زندانيان تصريح كرد: نكته‌اي كه در مراجعه‌ي خانواده‌ها در تهران و شهرستان‌ها بسيار تكراري شده، اين است كه برخلاف قانون حقوق شهروندي و بخشنامه‌ي رياست قوه‌ي قضاييه و علي‌رغم اهتمامي كه در اجراي اين قانون و بخشنامه‌هاي مربوطه از طرف مقامات عالي قضايي به عمل مي‌آيد و حاكي از وجود اراده‌ي مورد احترام در اين‌گونه موارد است، اكثر خانواده‌ها از عدم امكان ملاقات با بازداشت‌شدگان و هم‌چنين از جلوگيري از ملاقات وكلاي منتخب حتي در حد ملاقات ساده‌ي آنان انتقاد دارند.

نيك‌بخت با بيان اين‌كه اين امر در موارد متعدد تكرار شده است گفت: هيات مديره‌ي انجمن علي‌رغم اين‌كه موارد متعددي از برخورد مناسب و قانون‌مدارانه‌ي مقامات قضايي در تهران و شهرستان‌ها مطلع است ولي از برخي برخوردهاي نامناسب در دادسراهاي عمومي و انقلاب انتقاد دارد و در بعضي موارد اندك، بازپرس يا قاضي محترم حاضر نشده، جواب مناسب به مراجعان بدهد.

وي افزود: به اين دليل و علي‌رغم اندك بودن اين‌گونه برخوردهاي منفي، هيات مديره مقرر كرده از طريق نامه‌هاي مختلف، موضوع را با مقامات ذي‌ربط در ميان بگذارد.

نيك‌بخت خاطرنشان كرد: از ديگر موارد مطرح شده در اين جلسه، ادامه‌ي بازداشت تعدادي از دانشجويان دانشگاه اميركبير تهران است كه هنوز وكلاي آنها نتوانسته‌اند با موكلان خود ديدار كنند. هم‌چنين بعضي از افراد بازداشت‌شده، تا زمان آزادي و حتي خروج از كشور نتوانستند با وكلاي خود كه حق قانوني آنها بوده ملاقات داشته باشند. علي‌رغم اين‌كه اين افراد از برخورد مناسب با خود ستايش كردند و از طرفي با ذكر عدم امكان ملاقات با وكيل كه حق مسلم هر فرد است گلايه نيز كردند كه اين نشان مي‌دهد حقوق شهروندي و ساير بخشنامه‌هاي مربوط به آن عملا به طور كامل اجرا نمي‌شود.

اين وكيل دادگستري گفت: مقررات قانوني كشور ما حفظ حقوق شهروندي را سرلوحه‌ي خود قرار داده است و هم‌چنين كنوانسيون‌ها و اعلاميه‌هاي جهاني كه ايران آنها را پذيرفته، بر حفظ حقوق بشر تاكيد دارد كه حفظ و رعايت آن نه تنها از اقتدار قوه‌ي قضاييه نمي‌كاهد بلكه حفظ و رعايت حرمت آن موجب احترام دستگاه قضايي كشور در ميان ملت و در عرصه‌ي جهاني خواهد شد.

سخنگوي انجمن دفاع از حقوق زندانيان اظهار داشت: چون حفظ اين‌گونه حقوق به‌ويژه در مورد زندانيان از جمله مسايلي است كه انجمن به آن مي‌پردازد، هيات مديره‌ي انجمن از مقامات عالي كشور درخواست مي‌كند كه مجموعه‌ي اين حقوق در مورد زندانيان رعايت و اجرا شود، نه اين‌كه با حذف بخشي از آن عملا موارد اجرا شده را زير سوال ببريم.

نيك‌بخت گفت: از موضوعات ديگري كه در جلسه مطرح و مقرر شد در مصاحبه‌ي مطبوعاتي سخنگوي انجمن ذكر شود، نحوه‌ي بازداشت افراد در بعضي از شهرها مانند خرم‌آباد است.

وي با ابراز اين عقيده كه ظاهرا دامنه‌ي اين‌گونه بازداشت‌ها از مقررات قانوني خارج شده است، افزود: بازداشت افراد فقط در هنگام وقوع جرم مشهود يا وجود دلايل كافي در ارتكاب جرايم سنگين پيش‌بيني شده است.

وي يادآور شد: اين‌كه چند نفر در خانه‌اي جمع شده و به صورتي غيرقابل انتظار، افراد وارد منزل مسكوني شده و عده‌اي را بازداشت كنند، نه از موارد مشهود است و نه از موارد پيش‌بيني شده در قانون آيين دادرسي كيفري. به همين جهت اين انجمن انتظار دارد رياست قوه‌ي قضاييه با اشرافي كه به موضوعات دارند و با توجه به اهتمامي كه به اين مسايل مي‌دهند، در اين مورد دستور رسيدگي لازم را صادر كرده و مانع خارج شدن بازداشت‌ها از روال قانوني خود شود.

عضو هيات مديره‌ي انجمن دفاع از حقوق زندانيان در پايان گفت: برحسب شنيده‌ها اكثريت قريب به اتفاق افراد بازداشت شده در خرم‌آباد پس از يك تا سه روز آزاد شده‌اند.

|+| نوشته شده توسط بابک در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386 | موضوع: عمومی |
 حکایت سربلندان

حکایت سربلندان
****************
توی تنهایی یک دشت بزرگ
که مثل غربت شب بی انتهاست
یه درخت تن سیاه سربلند
اخرین درخت سبز سر پاست
رو تنش زخمه ولی زخم تبر
نه یه قلب تیر خورده نه یه اسم
شاخه هاش پر از پر پرنده هاست
کندوی پاک دخیله و طلسم
چه پرنده ها که تو جاده ی کوچ
مهمون سفره ی سبز اون شدند
چه مسافرا که زیر چتر اون
به تن خستگیشون تبر زدند
تا یه روز تو اومدی بی خشتگی
با یه خورجین قدیمی قشنگ
با تو نه سبزه نه اینه بود نه اب
یه تبر بود با تو با اهرم سنگ
اون درخت سربلند پر غرور
که سرش داره به خورشید میرسه
منم منم
اون درخت تن سپرده به تبر
که واسه پرنده ها دلواپسه
منم منم
من صدای سبز خاک سربیم
صدایی که خنجرش رو به خداست
صدایی که توی بهت شب درد
نعره ای نیست ولی اوج یک صداست
رقص دست نرمت ای تبر بدست
با هجوم تبر گشنه و سخت
اخرین تصویر تلخ بودنه
توی ذهن سبز اخرین درخت
حالا تو شمارش ثانیه ها
کوبه های بی امون تبره
تبری که دشمن همیشه
این درخت محکم و تناوره
من به فکر خستگیهای پر پرنده ها
تو بزن تبر بزن
من به فکر غربت مسافرا
اخرین ضربه رو محکمتر

|+| نوشته شده توسط بابک در شنبه هشتم اردیبهشت 1386 | موضوع: عمومی |
 ضريب افزايش حقوق كارمندان هنوز تعيين نشده است

ضريب افزايش حقوق كارمندان هنوز تعيين نشده است

سال 85 در شرايطي به پايان رسيد كه سرنوشت لا‌يحه مديريت خدمات كشوري، همچنان مبهم و رازآلود باقي ماند. آخرين تلا‌ش مجلس براي اصلا‌ح بند <ل> تبصره 19 لا‌يحه بودجه 86 و ملزم كردن دولت به افزايش حقوق كاركنان دولت و بازنشستگان بر اساس فصول 10 و 13 لا‌يحه مديريت، ناكام ماند.

علا‌وه بر آن پيشنهاد دولت براي افزايش پلكاني و پرداخت تمام يا بخشي از افزايش حقوق به صورت غيرنقدي (سهام عدالت) نيز از قانون بودجه حذف شد. قرار است افزايش ضريب حقوق كاركنان و بازنشستگان با استفاده از منابع موجود در رديف‌هاي جاري پيش‌بيني شده هر دستگاه انجام شود اما در بودجه انقباضي سال 86 هزينه‌هاي جاري دولت از جمله بودجه حقوق و دستمزد كاركنان كاهش يافته و اكثر دستگاه‌ها پولي براي افزايش حقوق كاركنان در اختيار ندارند. ‌

ناتواني دولت و مجلس در تامين اعتبارات مالي لا‌يحه مديريت و نگاه بخشي و جزيره‌اي آنها باعث شد كه صورت مساله در آخرين روزهاي سال 85 تغيير داده شود و هزينه سنگيني بر معلمان و تشكل‌هاي صنفي تحميل شود. نگاهي به اظهارنظرهاي متفاوت و بعضا متناقض مسوولا‌ن دولتي و نمايندگان مجلس، چشم‌انداز روشني براي حل مشكل حقوق و مزاياي كاركنان دولت و بازنشستگان نمي‌گشايد. رئيس‌جمهور در نخستين مصاحبه خود در سال جديد، در پاسخ به سوال خبرنگار روزنامه اطلا‌عات گفت: زماني كه تقاضاي استرداد اين لا‌يحه را از مجلس كرديم، علتش اين بود كه نمي‌خواستيم آش نخورده و دهن سوخته شود؛ چون قبلا‌ يك بار تجربه شده بود و ديديم كه در اثر آن بعد از چند سال فاصله‌ها بيشتر شد. خوشبختانه در مذاكرات با مجلس، مجلس هم نظرش همين بود. احمدي‌نژاد افزود: دنبال اين هستيم كه طي چند سال، افزايش‌هاي سالا‌نه به صورت پلكاني و معكوس باشد و رقم افزايش سالا‌نه هم امسال بيشتر شد. رئيس‌جمهور ادامه داد: بايد بخشي از پرداخت‌ها حتما غيرنقدي باشد چون تورم بالا‌ مي‌رود و اقشار كم‌درآمد زيان مي‌بينند. اجازه دهيم مجلس با آرامش، بررسي قانوني را ادامه دهد... هر روزي كه قانون تصويب شود، بيش از 8 ماه زمان براي تطبيق آن لا‌زم است. اظهارات رئيس‌جمهور نيازمند توضيحات بيشتر است؛ زيرا اولا‌ مجلس در اقدامي متفاوت با نظر دولت، لا‌يحه مديريت خدمات كشوري را به همان صورت كه در كميسيون تصويب شده بود، تصويب كرد؛ ثانيا طرح پلكاني و پرداخت‌غيرنقدي از لا‌يحه بودجه 86 حذف شد. بهتر است نظر نمايندگان مجلس را از زبان خودشان بشنويم. شهريار مشيري عضو كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس روز پنجشنبه گذشته به خبرنگار ايلنا گفت: به دنبال تجمعاتي كه فرهنگيان در سال گذشته مقابل مجلس داشتند مطالبات آنها در كميسيون بررسي شد و مجلس درجهت رفع آنها مصوباتي نيز داشت، فقط بايد اين مصوبات در دولت عملياتي و اجرايي مي‌شد تا مشكل حقوق و مزاياي فرهنگيان حل شود. با اين شرايط، بنده نمي‌دانم معلمان براي طرح چه خواسته‌هايي در نظر دارند به تجمعات خود ادامه دهند، زيرا بحث نظام هماهنگ پرداخت كه مورد درخواست آنها بود، در مجلس تصويب شد و قرار است به صورت آزمايشي و در طول 5 سال توسط دولت اجرا شود. ظاهراً همه چيز بر وفق مراد است. رئيس‌جمهور مي‌گويد: <رقم افزايش سالا‌نه امسال بيشتر شده> و نماينده بندرعباس هم از مصوبات مجلس براي رفع مشكل حقوق و مزاياي معلمان سخن مي‌گويد؛ اما بشنويد اظهارات قائم‌مقام وزير آموزش و پرورش را؛ حسين هراتي به خبرنگار ايلنا مي‌گويد كه هنوز ضريب حقوقي كاركنان دولت در سال جاري تعيين نشده و بايد منتظر تصويب و تعيين ضريب حقوقي كاركنان در سال جاري باشيم. هراتي مي‌‌گويد: <بر اساس سياست دولت، آن دسته از كارمنداني كه حقوق كمتري دارند از ضريب حقوقي بالا‌تر و آنهايي كه حقوق بيشتري دارند، از ضريب حقوقي پايين‌تري برخوردار مي‌شوند.>

نماينده ملا‌ير تصميم‌گيري‌هاي جزيره‌اي توسط نهادهاي مختلف را زيانبار مي‌داند و مي‌گويد: <اگر دولت و مجلس تفاهم داشته باشند و طي جلسات واقعي و نه صوري و تشريفاتي، بتوانند بحث‌هاي ملي مانند اصلا‌ح نظام پرداخت كاركنان را كارشناسي كنند، به طور قطع وضعيت كشور متحول مي‌شود. بيژن شهبازخاني مي‌افزايد: <وقتي بارها در برنامه‌هاي خبري صداوسيما، وعده بهبود وضعيت معيشتي فرهنگيان داده مي‌شود و يا دولت، مدام در شعارهايش دم از اصلا‌ح نظام پرداخت كاركنان و فرهنگيان مي‌زند ولي در عمل بحث لا‌يحه مديريت خدمات با كش و قوس روبه‌رو مي‌شود و بررسي و اجراي آن به تعارف كشيده مي‌شود، طبيعي است كه معلمان تجمع كنند.> در بحث مطالبات فرهنگيان سه عامل دخيل و موثرند؛ دولت، ‌مجلس و معلمان و بازنشستگان. دو راس اين مثلث يعني دولت و مجلس با هم تفاهم ندارند، تعارف مي‌كنند و مساله را كش و قوس مي‌دهند و وقتي با اعتراض راس سوم روبه‌رو مي‌شوند، صورت‌مساله را تغيير مي‌دهند و پاي نيروهاي امنيتي و انتظامي را به ميان مي‌كشند. خارج كردن موضوع از چارچوب واقعي آن در درجه اول ظلم به نيروهاي انتظامي و امنيتي است كه براساس وظيفه و دستور‌كار مي‌كنند .شايد وقت آن رسيده كه به جاي تصميم‌گيري‌هاي جزيره‌اي و اظهارنظرهاي متناقض و بعضاً تبليغاتي، باب گفت‌وگوي سازنده و كارشناسي بين سه راس اين مثلث گشوده شود. گرهي را كه با دست باز مي‌شود، چرا با دندان باز كنيم.

|+| نوشته شده توسط بابک در یکشنبه نوزدهم فروردین 1386 | موضوع: عمومی |
 نامه طراح سوالا‌ت آزمون ضمن خدمت معلمان


نامه طراح سوالا‌ت آزمون ضمن خدمت معلمان


اعتماد ملي: روز گذشته طراح سوالا‌ت آزمون ضمن خدمت فرهنگيان، نامه‌اي به رسانه‌هاي جمعي ارسال كرد. او در اين نامه با عنوان <براي تبرئه خود نمي‌نويسم> توضيحاتي درباره سوالا‌ت طرح شده آورده است و ضمن آنكه عمل خود را قصور خوانده، اعلا‌م كرده كه براي توجيه اين قصور مطالبي دارد كه نزد مراجع ذيصلا‌ح توضيح خواهد داد.

سوالا‌ت چهارگزينه‌اي آزمون ضمن خدمت كه روز ششم بهمن‌ماه برگزار شده بود، در آخرين روز بهمن‌ماه با ارسال بيانيه رسمي سازمان معلمان و عذرخواهي رسمي رئيس آموزش و پرورش تهران در رسانه‌ها بازتاب يافت و يك روز بعد در صحن مجلس شوراي اسلا‌مي به يك بحران تبديل شد. اين بحران كه با اعتراضات گسترده نمايندگان مجلس و علما همراه شد همچنان ادامه دارد.


بسمه‌‌تعالي

مديران محترم خبرگزاري‌ها و رسانه‌هاي عمومي كشور

سلا‌م‌عليكم

براي تبرئه خود نمي‌نويسم

اين چند كلمه را براي تبرئه خود نمي‌نويسم و به خاطر سهو و بي‌دقتي كه در تهيه سوال‌هاي آزمون ضمن خدمت به وجود آمده است خود را مستحق هر ملا‌متي مي‌دانم زيرا آنچه در حوزه مسووليت اينجانب انجام گرفته و برداشت‌هاي وهن‌آلود را به اذهان متبادر ساخته است اگرچه ناشي از قصور بوده است و نه تقصير، اما از آنجا كه اين قصور نسبت به ساحت مقدس پيامبر عظيم‌الشان(ص) و شارع مقدس اسلا‌م صورت پذيرفته است به همگان حق مي‌دهم آن را تقصير تلقي كرده و مستوجب كيفر بدانند. ضمن پوزش فراوان از آزردگي ‌خاطر مراجع عظام تقليد، روحانيت هميشه در صحنه و حوزه‌هاي علميه و همه استادان و فرهيختگان و توده‌هاي عظيم مردم؛ اين بنده حقير كه بزرگترين آرزويم برخورداري از شفاعت پيامبر اعظم(ص) و ائمه معصومين(ع)‌است، هرچند آماج همه اين خروش‌ها و اعتراض‌ها هستم، ولي از اين همه غيرت اسلا‌مي و دلباختگي و دلدادگي مردم به رسول خدا(ص) احساس غرور مي‌كنم و در همان حال، غم‌زده و افسرده دل خود را سرزنش مي‌كنم از اينكه چرا بايد برخي از شيفتگان پيامبر خدا(ص) مرا بيرون از اين حلقه تلقي كنند و چرا بايد بي‌دقتي و قصورم عامل اصلي اين توهم باشد.

1- اينجانب به حكم؛ <اتقوا من مواضع التهم( >از مواضع اتهام پرهيز كنيد) سخني هم درباره خود دارم.

اين بنده به عنوان مقلد رهبر معظم انقلا‌ب اسلا‌مي و مدرس حوزه و دانشگاه و رزمنده عرصه دفاع مقدس و فعال و نويسنده؛ در مقالا‌ت خود تماما در دفاع از اسلا‌م عزيز و انقلا‌ب شكوهمند اسلا‌مي قلم‌فرسايي نموده‌ام و اين در حالي است كه بسياري از اين مقالا‌ت پيرامون ابعاد زندگي رسول خدا(ص) بوده است.

2- سوالا‌تي كه برخي از آنها مورد اعتراض قرار گرفته با هدف آشنايي مخاطبان با سنت‌هاي نبوي(ص) بوده است كه اينجانب در تهيه و تاييد سوال از متن كتاب سنن‌النبي مرحوم علا‌مه طباطبايي دچار كج‌سليقگي شده‌ام و از اين بابت از همه مسلمانان و دلباختگان پيامبر عظيم‌الشان(ص) كه رحمت‌للعالمين است عذرخواهي كرده و از خداوند متعال كه ارحم‌الراحمين است طلب غفران مي‌نمايم.

علي‌هذا براي اين قصور مطالبي است كه نزد مراجع ذيصلا‌ح توضيح داده خواهد شد.

ربنا لا‌تواخذنا ان نسينا او اخطانا

مسوول طرح سوال

|+| نوشته شده توسط بابک در پنجشنبه دهم اسفند 1385 | موضوع: عمومی |
 قامتي به بلنداي علم

قامتي به بلنداي علم

سالهاست كه در ستايش مقام معلم، در تقديس شغل او و در لزوم احترام به جايگاه وي سخناني گفته شده و مقالات بسيار نگاشته. و در طي همين ساليان متاسفانه شاهد كاهش منزلت اجتماعي و احترام همگاني نسبت به مقام و جايگاه معلم هستيم. گويي آن همه گفته ها و نوشته ها تنها فريادي در باد  بوده است. اينك معلم يكي از اقشار آسيب پذير( مستضعف سابق) جامعه است، اينك معلم نه در نظر دانش آموز و نه در ديدگاه خانواده وي از احترام بالايي برخوردار نيست. و ما بايد بپرسیم كه چگونه شد كه شغل ابنيا چنين در گردباد سهمگيني قرار گرفت كه ارزش ها را وارونه نمود و كف ها را به سطح آورد و گوهرها را به زير برد؟ بسياري اين كاهش منزلت جايگاه معلم را نتيجه تغيير ارزش ها مي دانند ، با توجه به ساختار جامعه ما كه به سوي يك جامعه سرمايه داري پيش مي رود ، لاجرم سرمايه و هر آنچه با آن در ارتباط است اولويت اول و ارزش محوري يافته و اخلاق ، علم و تحصيل فضايل و معلم كه يكي از ناشران اين هر سه است جايگاه و منزلت پيشين خود را از دست داده و تنزل مرتبه مي يابد. جاي بسي تاسف است چرا كه ملتي سعادتمند نخواهد شد مگر در احترام حقيقي و بازشناسي جايگاه معلم.

 براي بازيابي جايگاه معلم كافي است كه در عرصه تاريخ علم بجوئيم كه چه كساني لقب " معلم"  يافته اند. ارسطو معلم اول و فارابي معلم ثاني از بزرگان عرصه علم و انديشه اند كه بدين لقب مفتخر شده اند. آنچه در پي مي آيد خلاصه ايي از شرح احوال و فعاليت هاي اين دو تن است، تا در پي آن به بازخواني جايگاه معلم بپردازيم:

معلم اول:

 آريستوتلس  ملقب به معلم اول، فيلسوف يوناني كه در 321ق.م متولد شد ، وي شاگرد افلاطون ، يكي از بزرگترين فلاسفه و دانشمندان جهان ، واضع علم منطق ، و معلم اسكندر بوده است.  در منابع اسلامي اين فيلسوف با نامهايي چون ارسطاطاليس يا ارسطوطاليس ناميده شده است. در دنياي قديم ، فيلسوف تنها به عالم در حوزه فلسفه اطلاق نمي شد بلكه دانشمنداني كه از همه علوم عهد خود مطلع بودند لقب فيلسوف مي يافتند. ارسطو نيز آثاري در فلسفه و ما بعدالطبيعه، در آسمان، تاريخ حيوان، در اعضاي حيوان، در اخلاق و خطا به و صناعت شعر و در نهايت در سياست داشته است. مهمترين اثر وي "ارگانون" در 6 كتاب و با موضوع منطق بوده است اين كتاب در دنياي اسلام به ارغنون شهرت يافته است.

در اينجا اين پرسش مطرح است كه كدام ويژگي در اين فيلسوف يوناني سبب شده است كه وي به مدت بيش از 20 قرن لقب اولين معلم بشر را از آن خود كرده و در طي اين مدت جايگاه خويش را همچنان حفظ كند. شايد بتوان گفت كه روش وي كه مبتني بر مشاهده دقيق و تقسيم بندي صحيح اشياء طبيعي بوده از يك سو و تاكيد بسيار وي بر علم اخلاق وي را بدين جايگاه رفيع ارتقاء داده است. ارسطو معتقد بود كه خير هر چيز در آن است كه ذات اصلي خود را از قوه به فعل آورد و در انسان بسته به آن است كه قوه عاقله خود را به وسيله حفظ اع