تبليغاتX
فریاد معلمان


راهكارها ارائه شد، نوبت اجرا است / معلمان در انتظار

از انتصاب عليرضا علي احمدي به سمت وزارت آموزش و پرورش بيش از 6 ماه گذشته و او حدود يك سال براي تحقق برنامه هاي خود فرصت دارد.
حضور وي در آغاز وزارت با چنان انگيزه و اشتياقي روبه رو بود كه مخاطبان سخنان او به اصلاح وزارتخانه اي كه همواره دم از كمبود اعتبار و بودجه و انواع مشكلات لاينحل مي زند، دلگرم شدند. طي 6 ماه گذشته علي احمدي ضمن ارتباط با وزراي پيشين و تلاش براي استفاده از تجربيات آنها كوشيد تا اصلاحات زيربنايي را در وزارتخانه همواره با تغيير مديران سرلوحه خود قرار دهد. هرچند كه هنوز بسياري از اين اصلاحات و تغييرات عملي نشده، اما تدوين برنامه هاي خاص براي معيشت فرهنگيان نشان مي دهد كه او در شناسايي مشكلات اين قشر به خطا نرفته است. يكي از همين برنامه ها، پيشنهاد اخير علي احمدي با عنوان 30 راهكار براي ارتقاي منزلت و امور معيشتي فرهنگيان و ابلاغ آن به روساي سازمان آموزش و پرورش است.
هم اكنون علي احمدي در جايگاهي قرار گرفته است كه مرحله برنامه ريزي و تدوين سياست هاي حمايتي را پشت سر گذاشته و بايد به مرحله اجرا برسد. اما چرا اجراي برنامه ها و راهكارهاي او با كندي پيش مي رود؟ با توجه به فرصت اندك وزير، موانع اجراي اين برنامه ها چيست؟
مروري بر خواسته ها و مطالبات فرهنگيان در سال هاي اخير نشان مي دهد كه راهكارهاي 30گانه وزير آموزش و پرورش هنوز نتوانسته است به رضايت كامل جمعيت يك ميليون و 200هزار نفري كاركنان وزارتخانه منجر شود، شاهد اين مدعا اظهارنظر اخير وزير در پرداخت 95درصد مطالبات فرهنگيان است، اما گويا هنوز بخش عمده اي از فرهنگيان مطالبات خود را دريافت نكرده اند و اين امر ناشي از نبود هماهنگي ميان وزارتخانه و سازمان ها و ادارات تابعه و مدارس است. چرا كه اين دستگاه ها هنوز در ارائه اسامي فرهنگيان و ميزان مطالبات با كندي عمل مي كنند.
در واقع، مشكلات معلمان پيچيده و چند بعدي است، از يك طرف تامين مسكن، هزينه هاي معيشتي خانواده، كسب شغل دوم و از طرف ديگر كاهش منزلت اجتماعي و قدرداني نشدن از خدمات آنان و كاهش رضايت شغلي و... مهم ترين مشكلات اين حوزه است. در حال حاضر برخي كارشناسان مسائل فرهنگي، كمبود درآمد معلمان، پايين بودن شأن اجتماعي، رشد جاذبه مشاغل پولساز، نبود آينده و پيشرفت شغلي و روي كار آمدن برخي اشخاص كم تجربه در حوزه مديريت امور فرهنگيان را از جمله مسائلي مي دانند كه بايد در برنامه ريزي هاي آموزش و پرورش كشور مبنا قرار گيرد. اينكه در برنامه هاي عليرضا علي احمدي چقدر اين مسائل مورد توجه قرار گرفته، نيازمند بررسي است.
مشكلات معيشتي فرهنگيان:
با توجه به اعلام خط فقر بيش از 700هزار تومان (آمارغيررسمي) در شهرهاي بزرگ براي خانواده هاي 4نفره، مي توان پيش بيني كرد كه درآمد فرهنگيان هنوز نسبت به ميزان خط فقر كشور ناچيز است. به گفته وزير، متوسط حقوق و مزاياي فرهنگيان طي سال هاي 83 تا 86 افزايش قابل توجهي يافته، به طوري كه از 230هزار تومان در ماه به 427هزار تومن رسيده است، اين افزايش را بايد به فال نيك گرفت، اما هنوز بسياري از معلمان بسيار كمتر از اين رقم دريافت مي كنند، به گفته برخي از معلمان، توزيع عادلانه افزايش حقوق و مزايا معيار مشخصي ندارد، با وجودي كه هزينه زندگي در شهرهاي بزرگ بالا است، ميزان حقوق فرهنگيان در اين شهرها از نقاط كوچك و شهرستان هاي كم جمعيت، كمتر است.
پايين بودن شان اجتماعي:
رشد بي رويه برخي مشاغل بي تخصص و پولساز در بازار كشور منجر به ايجاد باور جديدي شده است كه مشاغل فرهنگي را داراي بازدهي مالي چنداني نمي داند، اين باور كه معلمي، پولساز نيست در ميان دانش آموزان چنين تعبير مي شود كه تخصص، علم و تحصيل در دانشگاه الزاما با رفاه همراه نيست، چنين نگاهي شان اجتماعي فرهنگيان را كه غالبا جوانان را به علم اندوزي تشويق مي كنند، به شدت تقليل مي دهد. اين روزها ورود به مشاغل بخش خدمات، بازرگاني و حتي صنعت بيش از تدريس و فرهنگ ارزشمند است. از سويي در بعضي از كشورها با افزايش حقوق معلمان همپاي صاحبان صنايع و صنعتكاران به جبران شان اجتماعي اين قشر پرداخته مي شود، آمارهاي موجود در يك دهه گذشته نشان مي دهد كه حقوق معلمان در كشورهاي كانادا 71/63 درصد، ژاپن 5/85 درصد، هلند 77 درصد، نروژ 2/78 درصد و سوئد 82 درصد از حقوق كاركنان بخش صنعت بيشتر است. اما در ايران هنوز اختلاف سطح درآمدها بسيار است.
علاوه براختلاف سطح درآمدها، برنامه ها و سياست هاي جديد وزارت آموزشي و پرورش كمتر شان اجتماعي فرهنگيان را مورد توجه قرارداده است. اظهارات ماه گذشته وزير در رسانه ملي بر واگذاري 30 هزار دستگاه خودرو(اقساطي) به فرهنگياني كه در آستانه بازنشستگي قرار دارند و با هدف كمك به معيشت اين افراد، منجر به رواج ذهنيت جديدي مي شود كه گويا آموزش و پرورش شغل دوم براي فرهنگيان را با اين تصميم به رسميت شناخته است، حتي اگر اين شغل دوم، مبادرت به فعاليت هاي غيرفرهنگي باشد!
ورود مديران كم تجربه:
سال ها گزينش مديران مدارس، مديران كل و مياني در بدنه آموزش و پرورش براساس معيارهاي صرفا ايدئولوژيك صورت گرفته است. بسيار از اين افراد، تجربه مديريت در حوزه فرهنگ را نداشتند و همين امر با ورود معلمان جوان و تحصيل كرده به ايجاد اصطكاك در روابط درون سازماني (درون مدارس) منجر شد. شايد يكي از انگيزه ها و اهداف علي احمدي در تغيير مديريت ها - كه قرار است به زودي عملي شود – ناشي از آگاهي وي از بروز چنين نامعادلاتي باشد. به هر حال وزير آموزش و پرورش با تعطيلي سه ماهه مدارس و تا بازگشايي مجدد و شروع سال جديد، فرصت مناسبي در اختيار دارد تا به واكاوي برنامه هاي موجود و استفاده از ديدگاه هاي مختلف بپردازد، اين كه وي در نخستين قدم خواهان استفاده از تجربه وزراي پيشين شده است، نشانه دوري او از روش آزمون – خطا در برنامه هاي اجرايي است، در فرصت اندك باقيمانده، بايد منتظر ماند و تاثير تصميمات وزير را به نظاره نشست، كه موفقيت او در اين عرصه مي تواند مجوز ورود او به كابينه دهم باشد...




منبع : دنیای اقتصاد
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 6:26  توسط بابک  | 

ژاله وفا

jalehwafa@yahoo.de

 

 

بر آن بودم که در این شماره  ،آخرین بخش سوالات را از دانش آموزان و پاسخهای آنها را مورد بررسی قرار دهم . اما از آنجا که در همین ایام فرهنگیان در اعتراضات و گردهمایی های خود  مطالبات صنفی خود را مطرح کرده اند و به جای پاسخ گوئی با دستگیری و ضرب وشتم مواجه شده اند ،این شماره را به بررسی مطالبات و مسائل صنفی فرهنگیان اختصاص میدهم.

معلمان و فرهنگان مطالبات صنفی دارند و به دنبال احیای حقوق خود هستند .اما نظام ولایت فقیه  در ادامه برخوردهای سرکوبگرایانه با زنان و دانشجویان اینک خواسته های  قشر معلمان را نیز بادستگیری و ضرب و شتم و زندان پاسخ میدهد. به گزارش خبرنگار ايلنا، فرهنگيان متحصنی که تعداد آنان به سه تا چهار هزار نفر می‌‏رسيد, عصر سه شنبه 15 اسفند 1385  در مقابل مجلس اعلام کردند که روز پنج شنبه هفدهم اسفندماه ۸ صبح مقابل مجلس تحصن کرده و در صورت عدم رايزنی مسوولان در باره مطالبات به حق صنفی آنان, مدارس را تعطيل خواهند کرد.  قرار شد  بعد از ظهر سه شنبه 22 اسفند؛ نشستي بين نمايندگان تشكل هاي معلمان با هيأت رئيسه  مجلس، وزير آموزش و پرورش و رئيس سازمان مديريت و برنامه ريزي در محل مجلس براي حل مشكلات معلمان برگزار شود .در این روز بحث برای تأمين اين خواسته طی مذاکراتی به مدت چهار ساعت و نيم برگزار شد و در آن 13 نفر از مسئولان کانون های صنفی فرهنگيان تهران و شهرستان ها، نمايندگی معترضان را به عهده داشتند و جالب اینکه آن گونه که فرهنگيان شرکت کننده در نشست نقل میکنند، طرفهای گفتگو با کانون صنفی معلمان ترتیب  امنیتی زیر را داشته اند: محسن کوهکن سخنگوی هیات رئیسه  مجلس ودو نفراز سازمان مدیریت که  تنها یک نفر حاضر شده بود که او نیز ساکت نشسته بود.از وزارت آموز ش و پرورش هیچکس حاضر نبوده است و به گفته کوهکن وی از آموزش و پرورش کسی را دعوت نکرده است. 3 نفر از حراست مجلس ، 3نفراز وزارت اطلاعات و 3از قرارگاه ثارالله ! در این نشست کوهکن گفته است:ما جلسه ای را به نام مذاکره کننده نمی شنا سیم، فشارهای شما هم هیچ تاثیری در تصمیم گیری ما ندارد، چه می آمدید و چه نمی آمدید تفاوتی در نظر ما ایجاد نمی کرد.این نشست هیچ مصوبه ای را نیز در بر نداشته است و با بی نتیجه ماندن جلسه  معلمان در مجلس ،  تجمع وسیع دیگری از سوی معلمان صبح روز چهارشنبه در میدان بهارستان تهران شکل گرفت که منجر به بازداشت گسترده آنها شد و در بین آنها برخي از اعضاي شوراي مركزي كانون صنفي معلمان‏ دیده می شوند . از سوی ديگر، سه نفر از مسوولان کانون صنفی فرهنگیان کرمانشاه که تجمع اعتراض آميز اخير معلمان اين شهر را سازماندهی کرده بودند نيز بازداشت شده اند.در بیانیه ی 23 اسفند کانون صنفی معلمان ایران-تهران  در 23 اسفند  میخوانیم که در جلسه روز سه شنبه  حتی مسوولان حاضر ضمن تبشیر و تبذیر از فعالیت های صنفی و تهدید معلمان و فعالان صنفی شرکت کننده در تجمعات؛ اجرای طرح پلکانی لایحه ( لایحه مدیریت خدمات کشوری) را به صورتی مبهم به عنوان تنها پاسخ به درخواست های قانونی فرهنگیان سراسر کشور عنوان کردند و حتی گفته اند: معلمان عجله ای برای اجرای لایحه و افزایش حقوق نداشته باشند!"

 جالب اینکه  فرشیدی "وزير" آموزش و پرورش در اولين نشست خبري خود با خبرنگاران آنهم  16 ماه پس از تصدي پست وزارت در واكنش به موضوع دستگيري معلمان و برخورد نيروي انتظامي با آنان گفت :" من از دستگيري معلمان اطلاعي ندارم و به دليل عدم اطلاع؛ چنين موضوعي را به طور كامل تكذيب مي‌‏كنم. شرايط كشور به گونه‌‏اي است كه مي‌‏خواهند در آن التهاب ايجاد كنند و انتشار خبر دستگيري حدود هزار معلم در نظامي كه افتخارش مردم‌‏سالاري ديني است، تنها با هدف مخدوش كردن چهره نظام صورت مي‌‏گيرد!"

  برای روشن تر شدن مطالبات  صنفی معلمان ، وضعیت معیشتی آنان  و خواسته هایشان را بطور دقیق تری مورد بررسی قرار خواهم داد. ابتدا توجه خوانندگان گرامی را به آماری در این زمینه جلب مینمایم.

 در حالی که به گزارش ايسنا در۲۱ مرداد ۱۳۸۵  ، خط فقر مناطق شهري و روستايي از سوي وزارت رفاه ، برای  استان كردستان، 216 هزار و 256 تومان، فارس 244 هزار و 584 تومان و اصفهان 283 هزار و 611 تومان تعيين شده است. و خانوارهاي 5 نفره استان تهران نيز، حداقل نيازمند 394 هزار و 943 تومان درآمد در ماه براي خروج از فقر مطلق هستند ،  باغانی دبيركل كانون صنفي معلمان در 17 بهمن 85 به گزارش آموزش نیوز معتقد است:«در وزارت آموزش و پرورش 700 هزار نفر از معلمان كشور حدود 130 تا 250 هزار تومان حقوق مي‌گيرند يعني در خط مطلق فقر زندگي مي‌كنند وهر بار كه معلمان مسالهء معيشتي و بودجهء آموزش و پرورش را مطرح مي‌كنند مسوولان حساس بودن زمان و مسايل برون مرزي را مطرح مي‌كنند.»  همچنین  حميدرضا حاجي بابايي عضو هیات رئیسه "مجلس "هفتم در 33 بهمن 85 (خبرگزاري فارس )اعلام کرد : بودجه آموزش و پرورش در سال 84 ، 40 هزار و 400 ميليارد ريال بوده كه 16هزار و 600 ميليارد ريال نيز در لايحه متمم به اين بودجه اضافه شد و در مجموع آموزش و پرورش در سال 84، 57 هزار ميليارد ريال بودجه داشت، اما پنج هزار ميليارد ريال از مطالبات فرهنگيان در اين سال باقي ماند. این در حالی است که اعتبارات آموزش و پرورش در سال 85 نسبت به 84، 2 دهم درصد منفي بوده است و آموزش و پرورش در سال جاري 9 هزار و 400 ميليارد ريال كسري بودجه دارد كه در صورت عدم تخصيص، سازمان آموزش و پرورش قادر به پرداخت حقوق كاركنان خود در دو ماهه آخر سال نخواهد بود و در صورتي كه بخواهند مطالبات فرهنگيان را نيز بپردازند اين سازمان در سال جاري 17 هزار ميليارد ريال كسر بودجه دارد. وي افزود: طبق لايحه بودجه سال 86 دولت براي استانها 89 هزار ميليارد ريال در نظر گرفته كه با اين وضع كه سال 85، 5/66 درصد آن را به آموزش و پرورش تخصيص داده بنابراين اعتبار آموزش و پرورش در سال 86، 59 هزار ميليارد ريال خواهد بود كه نسبت به بودجه سال 85، 3 درصد و نسبت به عملكرد اين سال 18 درصد كاهش دارد.وی همچنین  اعلام کرد بعلت اینکه  مسئولين  سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشورجوابي براي كسر بودجه وزارت آموزش و پرورش نداشتند، در جلسه فراكسيون  فرهنگیان در مجلس برای پاسحگویی حاضر نشدند. "  توجه خوانندگان محترم را به آماری که همین شخص ،  اخیرا در 16 اسفند 85  در جمع اعضای کانون صنفی فرهنگیان استان کرمانشاه  ارائه داده است جلب مینمایم :"  40 هزار معلم مازاد، 96 هزار مامور نیمه وقت و 80 هزار حق‌التدریسی در آموزش و پرورش مشغول کار هستند. در کشور 15 میلیون دانش‌آموز وجود دارد که در قبال آن یک میلیون و 80 هزار معلم مشغول کار هستند و این یعنی هر 14 دانش‌آموز یک معلم که با میانگین سایر کشورها که 17 دانش‌آموز یک معلم است، اختلاف دارد. 640 هزار معلم کلاس‌رو و بقیه به عنوان پشتیبان آنان فعالیت می‌کنند. در وزارتخانه آموزش و پرورش 2300 نفر مشغول به كار هستند که هزار نفر آنان مازاد است. وی افزود: آموزش و پرورش می‌تواند 70 درصد کسری خود را از داخل وزارت با تغییر ساختار و ساماندهی تامین کند".

آمار فوق بی سرو سامانی ساختار  وزارت آموزش و پرورش را فریاد میزند.این وضع لجام گسیخته بروکراسی  آنهم بعنوان نمونه تنها در یک وزارت خانه  را که در کنار تصمیمات "وزیر " مربوطه ، آقای فرشیدی قرار دهیم  محرز میگردد به چه علت استبداد و جهل مرکب،  ضد رشد بوده و خواهد بود !و از چه رو تغییر این ساختار جز با تغییر نظام ولایت فقیه ممکن و میسور نخواهد شد.آقای " وزیر " آموزش و پرورش جدیدا دستور داده است:آموزش و پرور ش تهران و شهرستانها همه باید دارای یک  تیم تیر اندازی با کمان باشند !"  گویی تمام مشکلات معلمان و دانش آموزان  بر طرف شده و تنها کمبودشان آموزش تیر اندازی با کمان است !

جالب اینکه  در سال 1379دفتر امور زير بنايي معاونت پژوهشی مجلس در باره وضعيت حقوق ، مزايا و امتيازات معلمان در برخي از كشور ها  مقایسه ای آماری  به شرح زیر بدست داده است: حقوق معلمان در كشور هاي كانادا  71/63%  ،   ژاپن  5/85% ، هلند 77%  ، نروژ 2/78% و سوئد 82% از  حقوق كاركنان بخش صنعت بيشتر است . اما در ايران اين رابطه معكوس است و متوسط حقوق معلمان ½  كاركنان بخش صنعت مي باشد. در 23 كشور ، معلمان از مسكن رايگان يا مقرري مسكن ، سفر رايگان به محل ماموريت براي خانواده و معلم ، هزينه هاي انتقال ، تسهيلات وام مسكن ، فرصت مطالعاتي منظم ، تعطيلات بيشتر ، وام ماشين و حمل و نقل رايگان براي مقدار معيني كالا در هفته استفاده مي نمايند. 

مقايسه  حقوق معلمان و كاركنان بخش هاي صنعتي در چند كشور جهان

حقوق دریافتی براساس سال 1379  و  بر مبنای دلار می باشد:

انگلستان: آموزگار ابتدايي556 ،دبير متوسطه  1.118 ،متوسط حقوق معلمان 832 ،بخش صنعت 729 ونسبت  متوسط حقوق معلمان به كاركنان بخش صنعت 1/114% میباشد.

 استراليا :آموزگار ابتدايي1,666 ،دبير متوسطه  2000 ومتوسط حقوق معلمان 1833،بخش صنعت 2,666  ونسبت  متوسط حقوق معلمان به كاركنان بخش صنعت 8/68% میباشد.

 كانادا: آموزگار ابتدايي1,501 ،دبير متوسطه1,763 ،متوسط حقوق معلمان 1,632 ،بخش صنعت 997 ونسبت  متوسط حقوق معلمان به كاركنان بخش صنعت 7/163% میباشد.

 ايران: آموزگار ابتدايي77دبير متوسطه 87ومتوسط حقوق معلمان 82وبخش صنعت 163 ونسبت  متوسط حقوق معلمان به كاركنان بخش صنعت 6/50% میباشد.

 ژاپن:آموزگار ابتدايي4,220دبير متوسطه 4.354ومتوسط حقوق معلمان 4,287وبخش صنعت 2,318

 ونسبت  متوسط حقوق معلمان به كاركنان بخش صنعت 5/185%می باشد.

 هلند:آموزگار ابتدايي2,309دبير متوسطه9 2,92ومتوسط حقوق معلمان2,619وبخش صنعت1,480

ونسبت  متوسط حقوق معلمان به كاركنان بخش صنعت 0/177%میباشد.

 نروژ: آموزگار ابتدايي1,305دبير متوسطه1,674ومتوسط حقوق معلمان 1,490وبخش صنعت 836

 ونسبت  متوسط حقوق معلمان به كاركنان بخش صنعت 2/178%میباشد.

 سوئد: آموزگار ابتدايي1,212 ، دبير متوسطه1,410ومتوسط حقوق معلمان1,311وبخش صنعت720

 ونسبت  متوسط حقوق معلمان به كاركنان بخش صنعت 0/182%می باشد.

    معلمان ایران در گردهمایی اعتراض آمیز خود  نیز بر همین اساس  خواهان تصویب  لایحه "مدیریت  خدمات کشوری" از سوی مجلس شدند تا حقوق آنان با بخش صنعت  نزدیک گردد.لازم به توضیح است که  این لایحه  طبق اصل 85 در کمیسیون مشترکی در مجلس هفتم پس از بحث و بررسی‌ها ی مختلف  تصویب شده بود، اما  به دلیل این که در زمینه اجرایی و بار مالی آن  برای دولت، اختلاف‌نظرهایی میان کارشناسان اقتصادی دولت  و "نمایندگان" مجلس  موجود  بود، تصویب زمان اجرای آزمایشی این لایحه تاکنون معطل مانده  بود و بالاخره بعد از اعتراضات و تجمع معلمان در مقابل مجلس  در جلسه علنی روز  17 اسفند 85 با تفاهم دولت ومجلس  فقط درباره مدت اجرای آزمایشی 5 ساله به تصویب رسید. طرفداران این لایحه ، مهمترین حسن این لایحه را در کوچک شدن حجم دولت در دراز مدت و واگذاری بخشهای مهمی از نقش دولت به بخش خصوصی و نیز شمول همه اقشار کارمندان دولت در مورد حقوق و مزایا و میان پرداخت ها میدانند. اما  در واقع چنانچه به ماده 121 این لایحه توجه کنیم معلوم میگردد که بسیاری از دستگاهها و اقشار از شمول این لایحه مستثنی شده اند! از قبیل کارکنان  وزارت اطلاعات، قضات دادگستری  ،کارشناسان وزارت خارجه و اعضاء هیئت های علمی دانشگاه ها. در واقع طبق آماری که مسئولین مربوطه  در سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور اعلام می نمایند تعداد کسانی که از نظام پرداخت کارکنان فعلی دولت مستثنی هستند حدود 700 هزار نفر می باشد و بر اساس ماده 121 لایحه خدمات کشوری جدید نیز تعداد 500 هزار نفر از کارکنان دولت همچنان از شمول این لایحه مستثنی خواهند بود ؟!

 در واقع مخالفان سرسخت این لایحه کارکنان صنعت نفت میباشند. خصوصا که حاجی بابایی  عضو هیات رئیسه مجلس  هفتم  نیز اظهارنظری بدین گونه کرده است که :"به اعتقاد من همه شرکت نفتی ها تربیت شده و دست پرورده آموزش و پرورش اند و شایسته نیست که یک معلم درآمدی حدود 300 هزار تومان و شاگرد او درآمد میلیونی داشته باشد" همین جملات بحثی سخت را  در باره محاسن و معایب این لایحه در بین برخی  فرهنگیان و کارکنان صنعت نفت تا سرحد مقایسه های مع الفارق در باره اینکه کدام شغل سنگین تر و طاقت فرسا تر است  براه انداخته است هر صنفی  به وصف سختیهای  صنف خود پرداخته است . مخالفان این لایحه در صنعت نفت  معتقدند که همه کارشناسان مهندسی ساختار ، طبقه بندی مشاغل و تدوین نظام پرداخت ،خوب می دانند که شاکله حقوق و نظام پرداخت برچندین عامل اساسی بنا نهاده شده است . نمی توان طرح های یکسان سازی حقو ق کارکنان دولت را بعنوان نظام پرداخت عادلانه و عالمانه مورد تائید قرار داد و به طیف وسیعی از مشاغل متنوع  تعمیم داد  .این لایحه همانطور که  از اسمش پیداست یکنوع طرح هماهنگ و یکسان سازی است و کمترین آسیب اجرای آن، توقف حداقل دهساله اضافات حقوق پرداختی سالانه به کارکنان نفت می باشد و مکانیزم اجرای آن هم فقط توقف کامل تا رسیدن بقیه در نظر گرفته شده است.ای کاش طراحان لایحه نظام هماهنگ پرداخت در مجلس و دولت بجای پیروی از شعارهای کمیته مساوات از مدلهای علمی و روز دنیا هم چند تائی را مطالعه وابتدا" طرح جامع مشاغل دولت" را تهیه و سپس با توجه به عوامل تشکیل دهنده هر شغل ارزشگذاری ، طبقه بندی و پرداخت صورت می گرفت. درآن صورت می شد گفت که" نظام پرداخت "شکل گرفته وانتظار داشت که هیچکس به طرح اعتراض نکند.این طرح غیر عادلانه وغیر کارشناسانه تهیه شده و اجرای آن در نفت ساختار صنعت نفت را بهم می ریزد و در شرایط فعلی تصور اجرای آن برای صنعت نفت بسیار خسارت بار و خطرناک است. اجرای نظام هماهنگ در صنعت نفت تبعات منفی زیادی برای کشور خواهد داشت چرا که باعث از دست دادن نخبگان کشور در این صنعت خواهد شدکه  سال های زیادی برای جذب و پرورش آنها سرمایه گذاری شده است وتجربه آنها قابل جایگزینی نخواهد بود .با اجرای این لایحه  کلیه کارشناسان زبده این صنعت استراتژیک  راکه تقریبا اکثر آنها در مناطق بد آب و هوای جنوب به سر می برند  مجبور به ترک این صنعت  خواهند کرد. با توجه به عملياتي بودن و شرايط طاقت فرساي كار مهندسان نفت ، همين حقوق فعلي نيز به هيچ وجه پاسخگو نمي باشد و نيروهاي زبده صنعت نفت كشور  مجبور میگردند که دعوت سایر کشورها را که به دانش فنی آنها ارج مینهند اجابت کنند.

 از آنجا که هیات علمی دانشگاهها و کارکنان بسیاری از دستگاهها  از شمول این لایحه مستثنی میشوند ،کارکنان صنعت نفت  من باب نمونه دست به این مقایسه میزنند که  چرا این لایحه  یک  عضو هیات علمی دانشگاه پیام نور در شهرستان هائی دورافتاده با مدرک فوق لیسانس را از این لایحه مستثنی نموده  ولی کارشناسان ارشد و خبره و برجسته بین المللی نفت در این مناطق را هم ردیف سایر کارکنان دولت دانسته و به دنبال تساوی در حقوق است؟ مخالفان این لایحه ازبین رفتن امنیت شغلی کارکنان دولت بواسطه قراردادی بودن و وضعیت متزلزل مستخدم و ایجاد نا امنی درشغل و شاغل و آسیب رساندن به وظایف دولت ، توصیه ای و شعارگونه بودن برخی مواد لایحه، مشخص نبودن و قابل محاسبه و پیش بینی نبودن بارمالی اجرای لایحه،نقش بانک جهانی در دیکته کردن این لایحه، نقش این لایحه در افزایش هزینه های دولت و تورم لجام گسیخته، پیچیده تر کردن بورکراسی اداری، شکاف طبقاتی بین حقوق بگیران  واعطای اختیارات نامحدود به برخی سازمان هاو ...  را از نقاط ضعف این لایحه میدانند.

 از طرفی فرهنگیان معتقدند که وضعیت حقوقی و مزایای فرهنگیان ایران در مقایسه با سایر کشورها و بخش صنعت در حد پایین قرار دارد و این امر مسایل و مشکلاتی را برای آنان بوجود آورده است به قسمی که در دهه های اخیر بطور قابل ملاحظه ای از موقعیت اجتماعی فرهنگیان کاسته شده که بیشتر ناشی از وضعیت حقوق  ناچیز، شرایط کاری نامناسب و عدم تامین شغلی در این حرفه بوده است.  مساله اصلی آن است که وجود تبعیض ها در جامعه، روحیه و جوی از نارضایتی و احساس مظلومیتی را حاکم می سازد که مشوق کم کاری و بی تفاوتی نسبت به مسایل مهم جامعه در بین فرهنگیان میگردد.

اما حق این است که هر دو قشر زحمتکش فرهنگی و صنعت نفت بایستی متناسب با کار  طاقت فرسای خود حقوق و مزایا دریافت دارند. این تبعیضهای  غیر منطقی موجود در نام ولایت فقیه است که اقتصاد رانتی ومافیائیش بستر و زمینه  سالمی برای  رعایت عدالت واقعی بین اقشار مختلف کشور را از بین برده است تا هر کس صاحب حاصل واقعی کار  خود گردد.

مسلما کارکنان صنعت نفت  با نظامی هماهنگ که منجر به ارتقاء و بهبود نظام اداري  در بخش هاي كه داراي نظام ناكارآمد  میباشند بینجامد ،معترض نیستند. و معلمین کشور نیز خواهان اجحاف به کارکنان صنعت نفت نمی باشند.در واقع  همانگونه که جمعیت 1 میلیونی  معلمان از اركان اساسي نظام آموزشي بوده و نگرش شغلي آنها بر رفتار و بازدهي آنان  موثر است و تربيت نیز  امري وقت گير، پرثمر و در عين حال دشوار است و معلمان نقطه‌ آغاز هر تحول آموزشي و پرورشي بوده و خواهند بود ، بار سنگین افتصاد کشور که 80 در صد آن به نفت وابسته است  بر دوش جمعیت 100 هزار نفری صنعت نفت کشور میباشد . سئوال این است که آیا این لایحه سعي در ارتقاء نظام موجود در بخش مثل صنعت  نفت را دارد یا نتیجه اجرای آن تنزل و نا كارآمد کردن آن خواهد بود؟ جایی که نظام ولایت فقیه از طرفی  با بلندپروازی های سیاسی و اقتصادی  خود و  به کار بردن لحن جنگ طلبانه ، کشور را با خطر تحریم مواجه میکند و  میلیاردها دلار خسارت را متوجه منافع اقتصادی کشور می نماید و از طرف دیگر  با برداشت بی حساب از منابع نفت و گاز کشور باجهای سنگین به روسیه و چین و لبنان و حماس میدهد ، شایسته نیست وضعیت فرهنگیان کشور دچار نابسامانی  روز افزون باشد و کارکنان زحمتکش صنعت نفت نگران از دست دادن حقوقی باشند که کفاف درمان بیمارهای ناشی از زندگی و کار در محیطهای آلوده نفتی و پتروشیمی  را نیز نمیدهد. حق این است  که هر گاه جنبشهای اعتراضی بیکدیگر بپیوندند،  تغییر از استبداد به دموکراسی بدون خشونت و بدون ﺁنکه وضعیت کشور بهم بریزد به انجام می رسد.

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 6:3  توسط بابک  | 

آقای جنتی! اگر توبه شما ، توبه نصوح است؛

     لطفا استادیوم یکصد هزار نفری را برای این منظور در نظر بگیرید! 


  یا ایّها الّذین آمنوا توبوا الى اللّه توبة نصوحاً عسى ربّکم أن یکفّر عنکم سیّئاتکم                

 
قران و سنّت ،پاکسازى دل، دوستی با خدا و جبران گناهان پیشین و تبدیل آن به حسنات را از آثار و نتایج توبه برشمرده است .با توجه به همین آثار و پیامدهای توبه است که حضرت امیر مى‏فرماید:" درباره مرگ، پیوسته هوشیار و محتاط باش تا مبادا تو را در حالى دریابد که در دام گناه گرفتاری و با خویشتن از توبه مى‏گویى اما مرگ میان تو و توبه فاصله انداخته است. در این صورت یقین بدان که خود را به هلاکت و سقوط خواهی سپرد"

در اصطلاح ،توبه به مفهوم رجوع و ناظر به ندامت و پشیمانى از عمل ناپسند و توام با عزم جدّی بر عدم بازگشت به سوى آن و در صدد جبران کارى برآمدن است. در واقع توبه به معناى عذر خواهی و ترک گناه به زیباترین و شیواترین روش و وسیله ای برای نجات محسوب می شود. به بیان دیگر کسی که استغفار می کند به منزله این است که به زشتی عمل ناپسند خود واقف گشته و در پیشگاه خداوند با خود عهد می کند که از این پس مرتکب آن رفتار نشود.

با این وصف گاهی عواملی نظیر ؛تسویف (امروز و فردا کردن) ، غفلت از مرگ ،استدراج و غرور و برداشت ناصحیح از رحمت و رحمانیّت خدا موجب نهراسیدن از عذاب و جلوگیری از انجام توبه می شود. از اینرو فراهم شدن شرایط برای غلبه بر عوامل مذکور و معطوف شدن میل و اراده واقعی به استغفار و طلب مغفرت و در همین راستا حلالیت خواستن از دیگران ،خود نعمت بزرگی است که نصیب هرکس نمی شود ،اما سخنان دیروز آیت الله جنتی در نماز جمعه و حلالیت‌طلبیدن او از كسانی كه حق‌ اشان ضایع شده است حاکی از این است که در ایام ماه مبارک رمضان این نعمت و فرصت گرانبها برای دبیر شورای نگهبان فراهم شده تا وی به توصیه حضرت علی عمل کرده و  برای اصلاح خود به محاسبه نفس خویش مبادرت و از عیب‏هاى خود آگاه و با پی بردن به گناهانش به توبه و استغفار متوسل و لاجرم در صدد جبران آن برآمده و مالا به حلالیت طلبیدن از کسانی روی آورد که پیش از این حتی از پی بردن به دلیل تضییع شدن حقوق خود نیز محروم بوده اند ،تا آنجا که در جمع نمازگزاران جمعه می گوید: "اگر كساني از طرف من حقشان ضايع شده ؛اول مراجعه كنند، اگر بتوانم حقشان را به آنها باز مي‌گردانم، اگر نه حلالم كنند و بعد هم همه همديگر را حلال كنيم. اين‌ها مقدمات شب قدر است تا فرصت باقيست بايد مقدمه‌چيني كرد... بايد حداكثر بهره‌برداري را از فرصت به دست‌آمده انجام دهيم، يك سكته و يك تصادف ممكن است به يكباره زندگي افراد را در هم بپچيد، آن وقت فرصت وصيت هم نداريم؛ پس خودمان به وصيت خودمان عمل كنيم"

پیش از هرچیز نخست آرزو می کنم که خداوند این توفیق را نصیب ما هم بگرداند تا قبل از رسیدن به سن 83 سالگی به توبه و حلالیت طلبی روی آوریم و بقول دبیر شورای نگهبان "اگر مي‌گوييم الهي العفو ،خداوند عفومان كند" و بدینوسیله در نزد خداوند، در زمره محبوب‏ترین ها و مصداق آیه اِنَّ اللهَ یُحِبُّ التَوَّابِین و مشمول آیه 222 سوره بقره و دعاى فرشتگان نسبت به توبه‏کنندگان شویم!

بهر روی این اظهارات خطیب نماز جمعه تهران و طلب حلالیّت وی از مخاطبینش از یکسو بیانگر این است که او پذیرفته است که حداقل بعضی از اقدامات و تصمیمات وی که ناظر به دیون و مطالبات مردم بوده ،بدلیل وارد ساختن ضرر مادی یا معنوی به صاحبان حق ،ضمان آور بوده و از همین رو حلالیت طلبیدن و جلب رضایت صاحب حق را نیز لازم دانسته است و از سوی دیگر می تواند در دل میلیون ها نفر از کسانی که بنحوی حقشان در اثر موضعگیری ها و رفتار و تصمیمات او ضایع گردیده است ،کور سوئی از نور امید را تابانیده و آنانرا متناسب با تابش نور همان کورسو به آینده امیدوار سازد. مشروط بر اینکه دبیر شورای نگهبان در فرصت مناسب دیگر به پرسش های زیر نیز بروشنی پاسخ دهند:

1_آیا حلالیت طلبیدن دبیر شورای نگهبان از صاحبان حق به مفهوم پذیرفتن این واقعیت است که حق بعضی از افراد را ضایع کرده است؟ چنانچه پاسخ مثبت است ،آیا تضیع حقوق آنان  آگاهانه بوده ؟ اگر باز پاسخ مثبت است ،در اینصورت آیا چنین شخصیتی صلاحیت ادامه حضور در شورای نگهبان را داراست؟

 2_آیا طلب حلالیّت دبیر شورای نگهبان از صاحبان حق تنها به مفهوم پشیمانى نسبت به رفتار گذشته است و یا اینکه ناشی از توبه نصوح است و می توان اطمینان یافت که از این پس ضایع کردن حقوق دیگران تکرار نشده و عزم او بر ترک هرگونه حق کشی در آینده جزم شده است؟

3_اگر تضییع حقوق افراد نتیجه نوع بینش و معرفت دبیر شورای نگهبان و همفکرانش در این شورا باشد ،آیت الله جنتی چگونه می تواند جبران مافات کرده و حقوق آنان را بازگرداند؟ در این صورت اگر دبیر شورای نگهبان واقعا مصمّم به استیفاء حقوق افراد موصوف است ،آیا تنها راه بدست آوردن حلالیّت صاحبان حق و پیشگیری از تکرار حق کشی ها در گرو استعفای ایشان و همکاران همفکرش از سمت خود و واگذاری این مسئولیّت به کسانی نیست که نوع معرفت آنان نسبت به دین و قانون ،موجب زوال حقوق دیگران نمی شود؟

4_آیا موارد زیر نیز می تواند مشمول اشخاصی شود که دبیر شورای نگهبان از آنها حلالیّت خواسته است:

-محروم کردن مجلس ششم از حقوق مصرّح در قانون اساسی برای تصویب طرحها و لوایحی که هیچ تعارضی با شرع و قانون اساسی نداشته است.

-محروم کردن دولت هفتم و هشتم برای استفاده از حقوق مصرّح در قانون اساسی و تصویب لوایح دلخواه خود  که هیچ تعارضی با شرع و قانون اساسی نداشته است.

-سلیقه ای و بی دلیل محروم کردن مردم از حق انتخاب کردن نامزدهای دلخواهشان در انتخابات ریاست جمهوری و مجلس شورای اسلامی

-بی دلیل محروم کردن طیف وسیعی از مردم از حق انتخاب شدن برای نمایندگی مجلس و ریاست جمهوری

-برخوردهای دوگانه و تبعیض آمیز با دولت ها و مجالس مختلف در تریبون نمازجمعه و در برخورد با مصوبات آنان در شورای نگهبان ،بنفع دولت ها و مجالس سوگلی ،بنام دین و مصلحت.

-به ناحق متهم کردن طیف وسیعی از داوطلبان ریاست جمهوری ،خبرگان رهبری و نمایندگی مجلس به عدم اعتقاد و التزام به اسلام و عدم ابراز وفاداری به قانون اساسی و عدم صلاحیت

-محروم کردن مردم از حقوق و آزادی های مصرّح در قانون اساسی نظیر؛ حق استفاده از همه پرسی موضوع اصل 59 ؛ اداره امور کشور با اتکاء به آراء عمومی موضوع اصل ششم ؛ آزادی مردم برای اعمال حق حاکمیت در تعیین سرنوشت خود موضوع اصل 56 ؛حق استفاده از امتیازات ناشی از جرم سیاسی موضوع اصل 168 ؛حق استفاده از آزادی مطبوعات موضوع اصل 24 و ... ،از طریق تفسیر های مغایر با نص صریح قانون اساسی و ردّ مصوبات مجلس

5_آقای جنتی با ماده 62 مكرر قانون مجازات اسلامی که در تاريخ  27/2/1377به تصویب مجلس و در 6/3/1377 به تاييد شوراي نگهبان رسیده است کاملا آشناست . در این ماده آمده است:

-محكوميت قطعي كيفري در جرايم عمدي به شرح ذيل، محكوم عليه را از حقوق اجتماعی محروم مي‌نمايد و پس از انقضاء مدت‌تعيين شده و اجراي حكم رفع اثر مي‌گردد:

- محكومان به قطع عضو در جرايم مشمول حد، پنج سال پس از اجراي حكم.

- محكومان به شلاق در جرايم مشمول حد، يك سال پس از اجراي حكم.

- محكومان به حبس تعزيري بيش از سه سال، دو سال پس از اجراي حكم.

‌تبصره 1 - حقوق اجتماعی عبارتست از حقوقي كه قانونگذار براي اتباع كشور جمهوري اسلامي ايران و ساير افراد مقيم در قلمرو حاكميت آن منظور‌نموده و سلب آن بموجب قانون يا حكم دادگاه صالح مي‌باشد ازقبيل:

الف - حق انتخاب شدن در مجالس شوراي اسلامي و خبرگان و عضويت در شوراي نگهبان و انتخاب شدن به رياست جمهوري.

اکنون انتظار می رود که آقای جنتی به این سوال هم پاسخ دهند که آیا تضییع حقوق اجتماعی به شرح مذکور و محروم کردن هزاران نفر از اشخاصیکه با استفاده از این ماده قانونی می توانستند و می خواستند از حق انتخاب شدن برای نمایندگی مردم در مجلس و ریاست جمهوری بهره مند شوند نیز مصداق « وجوب ردّ المظالم اًّلى اهلها» و کسانی است که باید رضایت آنان را جلب کرد یا خیر؟

6_برخلاف جانبداری های آشکار آیت الله جنتی از دولت نهم و حتی مجالس هفتم و هشتم ،در گذشته برخی از روسای جمهور ،وزرا و نمایندگان قبلی در اثر شماتت و بدگوئی های ایشان در نماز جمعه ،از سوی هواداران وی  مورد اهانت واقع شده اند ،در حالیکه عملکرد آنان تفاوتی با عملکرد دولت و مجالس سوگلی و مورد نظر  ایشان نداشته است ،آیا این افراد نیز مخاطب آقای جنتی هستند یا خیر؟

7_آیا کسانی که حقشان در اثر ابطال ناروای صندوق های رای ضایع شده است هم جزء مخاطبین آقای جنتی هستند؟

8_آیا خانواده هائی که در اثر رد صلاحیت های غیر قانونی خویشاوندانشان نسبت به اسلام و انقلاب بدبین شده اند ،نیز مشمول مخاطبین آیت الله جنتی هستند و از آنها هم باید حلالیت طلبید؟

چنانچه پاسخ به سوال های فوق مثبت است و توبه آیت الله جنتّی نسبت به برخوردهای مذکور مصداق توبه نصوح است و ایشان مصمّم به مواجهه حضوری با اشخاص صاحب حق برای حلالیّت طلبیدن هستند ،در این صورت پیشنهاد می کنم که در چندین نوبت استادیوم یکصد هزار نفری را برای این منظور رزرو نمایند!

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 6:6  توسط بابک  | 

فصلنامه «آمار اقتصادي» كه توسط بانك مركزي منتشر مي‌شود، در تازه‌ترين شماره خود، با محاسبات گوناگون نشان داده است كه دست كم چهارده ميليون نفر در ايران زير خط فقر هستند.

به گزارش خبرنگار «تابناك»، در گزارش كه مستند به آمار رسمي است و در اداره تحقيقات و مطالعات آماري بانك مركزي تهيه شده، خط فقر با سه روش ميانگين هزينه، ميانه هزينه‌هاي درآمدي و مصرف كالري محاسبه شده است. در روش ميانگيني، 50 درصد ميانگين هزينه افراد جامعه، به عنوان مرز خط فقر تعيين مي‌شود.

در روش محاسبه ميانه درآمد جامعه، خط فقر 50، 55 و 60 درصد ميانه درآمد جامعه در نظر گرفته شده؛ به اين معنا كه فقير شخصي است كه كمتر از نصف افراد معمولي جامعه درآمد دارد. در روش مصرف كالري نيز فقير، شخصي در نظر گرفته شده كه قادر به تأمين 2300 كالري حداقل غذاي مورد نياز يك انسان نيست.

نتايج اين مطالعات نشان مي‌دهد كه به رغم تبليغات انجام‌شده، افراد زير خط فقر در ايران در دو سال نخست دولت نهم بيشتر شده و از 18 درصد به 19 درصد جامعه رسيده‌اند، يعني اكنون معادل چهارده ميليون نفر در زير خط فقر به سر مي‌برند.

گزارش بانك مركزي از آن جهت قابل توجه است كه با توجه به تورم شديد در يك سال گذشته ـ كه دو برابر سال 85 شده است ـ و نيز افزايش حدود 10 درصدي درآمد حقوق‌بگيران، افراد زير خط فقر در جامعه به شدت در يك سال گذشته افزايش يافته‌اند.

در اين گزارش، بنا بر روش ميانگين نرخ خط فقر براي هر فرد در ماه در سال 1385، 73 هزار تومان تعيين شده است كه با احتساب تورم آغاز سال 1387، اين رقم به بيش از يكصد هزار تومان مي‌رسد. به اين معنا كه اگر درآمد يك خانوار چهار نفره شهري در كشور، كمتر از چهارصد هزار تومان در ماه باشد، آن خانواده زير خط فقر به شمار مي‌رود.

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم مرداد 1387ساعت 23:49  توسط بابک  | 

برنا: تا چند وقت پيش دادگاه هاي خانواده پر بود از زن و شوهر هايي که به دليل بداخلاقي و بدخلقي و رفتارهاي نابهنجار براي جدايي از هم در مسير طلاق افتاده بودند اما چند وقتي است که کمتر افراد به دليل کتک کاري و کمربند به دست گرفتن و درگيري باهم به دادگاه ها مراجعه مي کنند. امروز مشکل آنها چيز ديگري است. ديگر آنها حرف هم را نمي فهمند، همديگر را هم شأن و هم مرتبه هم نمي دانند. فکر مي کنند زندگي کردن با همديگر آنها را مستقيما به سمت نابودي سوق مي دهد. در يک کلام آنها "کف" هم نيستند.

"محمد. د" تراشکار است و شش ماه است با دختري ازدواج کرده است که ليسانس مامايي دارد. او مي گويد: از کودکي همسرم را مي شناختم چون همسايه مان بود. هميشه علاقه اي عجيب نسبت به او در وجودم بود. وقتي بزرگتر شديم بيشتر به هم علاقه پيدا کرديم. من به دليل شرايط سخت کنکور و سربازي نتوانستم ادامه تحصيل بدهم و وقتي ديپلم ام را گرفتم قيد تحصيل را زدم و وارد بازار کار شدم.

وي مي افزايد: اما هميشه الهه (همسرم) را ترغيب مي کردم که درسش را رها نکند. او هم سخت درس خواند و با يک رتبه خوب وارد دانشگاه شد. 4 سال تمام منتظر ماندم تا درسش تمام شود و با هم ازدواج کنيم. والدين و اطرافيانم همه مخالف اين ازدواج بودند و مي گفتند شما به درد هم نمي خورديد، عقايدتان يکي نيست و... ولي ما با هم ازدواج کرديم

او مي گويد: تا چند هفته بعد از ازدواج همه چيز خوب بود ولي کم کم تحقير کردن ها شروع شد. به هر بهانه اي تحصيلاتش را به رخ ام مي کشيد و هميشه جلوي دوست و آشنا مي گفت که من از سر تو هم زيادم. وقتي بحثمان بالا مي‌گرفت دائما مي گفت تو تقصير نداري من مقصرم که بايد با هم سطح خودم ازدواج مي کردم.

محمد مي گويد: ديگر طاقتم تمام شده است. نمي توانم ببينم که هر روز همسران دوستانش را به رخ ام مي کشد و از آنها تعريف و تمجيد مي کند و به حال خود افسوس مي خورد که چرا با فرد تراشکاري ازدواج کرده است. بالاخره اين قضيه بايد جايي به اتمام برسد ديگر نمي توانم درد چماق تحصيلاتش را تحمل کنم...

از اين پرونده ها در دادگاه هاي خانواده به وفور ديده مي شود که دختر خانم تحصيل کرده اي تن به ازدواج با پسري مي دهد که درس خواندن در آموزش عالي را تجربه نکرده است و حال بعد از ازدواج متوجه مي شود که او نمي تواند نيازهايش را پاسخگو باشد و نمي تواند از نظر فکري با او به توازن برسد.

به اعتقاد مشاوران ازدواج، دختري تحصيل کرده با پسري ديپلمه به تدريج به علل اشتغال اجتماعي زن و احساس برتري نسبت به شوهر و برعكس احساس حقارت شوهر در مقابل زن موجب بروز اختلافاتي مي شود که در نهايت زندگي شيرين زناشويي مبدل به كشمكش رواني و اخلاقي مي گردد. از اين رو بايد عواقب بعدي اين حالت را به پسر و دختر گوشزد شود و آنان را متوجه ساخت كه اختلاف سطح تحصيل بالاخره ممكن است زمينه اي براي اختلاف باشد و آنان بايد در انتخاب همسر به اين نكته توجه نمايند.

براين اساس دختران، با افزايش حضور در دانشگاه با تغيير در ملاک هاي انتخاب همسر مواجه مي شوند به طوري که به خاطر افزايش دختران در دانشگاه با زنان تحصيل کرده اي روبرو هستيم که طبيعتا به دليل اشغال صندلي هاي محدود دانشگاه ها توسط دختران، پسران کمتري مي توانند تحصيلات دانشگاهي داشته باشند و شاهد تشکيل خانواده هايي خواهيم بود که ميزان تحصيلات زنان از مردان بيشتر است و بديهي است اين امر در بسياري موارد به ايجاد تنش و تغيير در الگوهاي روابط همسران منجر خواهد شد.

سن ازدواجي که سر به فلک مي کشد

تحقيقات نشان مي دهد هرچه تحصيلات دختران بالا مي رود دايره همسر گزيني آنها تنگ تر مي شود. براين اساس يک دختر ديپلمه حاضر مي شود با تمام پسران ديپلمه و مقاطع بالاتر ازدواج کند. اما دختري که تا کارشناسي ارشد تحصيل کرده است فقط حاضر است با کسي که تا کارشناسي ارشد تحصيل کرده و يا دکترا دارد، ازدواج کند. البته با تخفيف ممکن است با پسري که کارشناسي هم دارد ازدواج کند. البته اگر تا آن زمان پسري که تا مقطع کارشناسي ارشد و دکترا خوانده و ازدواج هم نکرده باشد، پيدا شود.

از اين رو ميان سن ازدواج دختران تحصيل کرده و دختراني که ادامه تحصيل نمي دهد تفاوت هاي چشمگيري وجود دارد و ميانگين تفاوت سن ازدواج بين اين دو گروه نزديک 5 سال است. از سوي ديگر نگرش هاي موجود از ترجيح پسران به ازواج با دختراني که فاصله سني قابل قبولي با آنها دارند بخشي از دختران به ويژه دختران تحصيل کرده فرصت ازدواج را از دست مي دهند.

سيد هادي معتمدي، مدير کل سابق دفتر امور آسيب ديدگان اجتماعي سازمان بهزيستي حدود 4 سال پيش از کمبود 6 ميليون پسر آماده ازدواج با دختران ظرف 20 سال آينده خبرداده و گفته بود که دشوار شدن فراهم آوردن شرايط ازدواج براي پسران از يکسو و افزايش سطح توقعات دختران تحصيلکرده و به تبع آن افزايش سن ازدواج آنها از سوي ديگر، موجب بر هم خوردن توازن شده و دختران تحصيلکرده همترازي براي ازدواج پيدا نخواهند کرد.

از سوي ديگر به اعتقاد کارشناسان، بالارفتن سن ازدواج و به تبع آن کاهش نرخ باروري معلول ورود دختران به دانشگاه است چرا که هنگامي که دختري دير ازدواج مي کند از سن باروري او چند سال گذشته است و تمايل به فرزند آوري کمتر مي شود که در دراز مدت مي تواند تبعات زيادي را بر روي هرم جمعيتي داشته باشد.

سيد جعفر حق شناس مدير گروه مطالعات زنان و خانواده پژوهشگاه باقر العلوم و پژوهشگر حوزه زنان به خبرنگار اجتماعي برنا مي گويد: بنا بر آمار، در حال حاضر حدود 70 درصد سهميه دانشگاه ها را دختران کسب مي کنند و در حالي که تنها 30 درصد از پسران وارد دانشگاه مي شوند و به صورت منطقي اين پسران مي تواند با 30 درصد اين دختران ازدواج کنند.

وي مي افزايد: بنابراين اگر دختران تحصيلکرده را جمعيت کل در نظر بگيريم 57درصد دختران تحصيل کرده بدون همسر باقي مي مانند و يا احتمال ازدواج براي آنها کمتر است که علاوه بر بالا رفتن سن ازدواج در دختران به دليل داشتن تحصيلات عاليه، سطح توقع آنان نيز افزايش پيدا کرده و اکثرشان حاضر به ازدواج با مردي نيستند که به لحاظ سواد و جايگاه اجتماعي از خودشان پايين تر باشد.

افزايش حضور دختران در دانشگاه؛ فرصتي براي گذر از تجرد

از منظر موافقان افزايش حضور دختران در دانشگاه، دختران فرصتي را پيدا مي کنند تا خود را براي زندگي آينده مهيا کنند و ناگهان و بودن هيچ دانشي وارد دنيايي زناشويي نشوند.

بنا بر تحقيقات صورت گرفته قبولي در دانشگاه سرنوشت يک دختر را تغيير مي دهد و شرايط متفاوتي را براي او رقم مي زند. تحصيل در دانشگاه امکان انتخاب مشاغل مناسب با استعداد و شخصيت آنها را افزايش مي دهد. تحصيلات در ارتقاي ديد بهداشتي، تربيتي زنان بسيار تاثير گذار است و فرزندان اين افراد کمتر به آسيب هاي اجتماعي و بزه کاري کشيده مي شوند. همچنين ميزان شيوع جرم هاي اجتماعي چون فحشا، مواد مخدر و انواع آسيب هاي اجتماعي در زنان تحصيل کرده بسيار پايين است.

"سارا. د"، 35 ساله، کارشناس ارشد فيزيک است و مجرد. او مي گويد: وقتي 18 سالم بود فکر مي کردم به راحتي مي توانم همسر مورد علاقه ام را پيدا کنم اما وقتي وارد دنياي درس و دانشگاه شدم تصورات و ديدم کاملا عوض شد و ديگر نتوانستم به راحتي به کسي بله بگويم.

وي مي افزايد: دانشگاه و درس به من کمک کرد تا به خودم اعتماد کنم و از پس زندگي ام بر بيايم. قبول دارم که توقعاتم از زندگي و همسر آن چيزي نيست که قبل از ورود به دانشگاه داشتم و خيلي سخت تر شده است اما بايد قبول کرد پسري که هم سطح خودم باشد کم است، خيلي کم. من هم از ترس هزاران اتفاقي که ممکن است بعد از ازدواج با کسي که از خودم تحصيلات کمتري دارد بيفتد کلا از ازدواج صرف نظر کرده ام.

بر اساس نظر کارشناسان همزمان با بالارفتن سن ازدواج در جامعه و رسيدن ميانگين سن ازدواج دختران به بالاي 25 سال فاصله سن ازدواج و فارغ التحصيل شدن دختران از دانشگاه زماني بين پنج تا هفت سال را در برمي گيرد. در چنين شرايطي چه از نظر خانواده ها و چه از منظر دختران تحصيلات عالي و دانشگاه فرصت مناسبي براي گذر از دوران تجرد به زندگي مشترک تلقي مي شود.

خديجه سفيري، عضو هيئت علمي دانشگاه الزهرا و سردبير مجله تخصصي مطالعات زنان در اين باره مي گويد: تحصيلات زنان در جامعه نشان مي دهد زناني که تحصيل کرده اند در مواقع بحراني بهتر قادر به تصميم گيري و مديريت اند و اين نکته مثبتي است که مي تواند به جاي تنزل خانواده به رفع بحران ها کمک کند و زنان باسواد در الگوهاي تربيتي کمتر دچار مشکل مي شوند.

به هر حال افزايش حضور دختران در دانشگاه يک پديده نوظهور است که در چند سال گذشته رشد صعودي چشمگيري را پشت سر گذاشته است و شايد هنوز تاثيراتش به درجه اي نرسيده باشد که عينيت و نمودش چشمگير باشد اما اين مسئله اي که دير يا زود تاثيراتش را در سطح وسيعي در جامعه مي گذارد و اين را از تأثيراتي که هم اکنون سرباز کرده اند مي توان فهميد...

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم مرداد 1387ساعت 23:34  توسط بابک  | 

نواندیش منتشر می کند : متن کامل و بدون تحریف اظهارات "اکبراعلمی"

نواندیش- بدنبال انتشار ناقص اظهارات اکبر اعلمی نماینده مجلس شورای اسلامی در خبرگزاری فارس ، یکی از نزدیکان وی متن کامل این سخنرانی را که در دفتر حزب اعتماد ملی زنجان ایراد شده بود در اختیار "نواندیش" قرار داد که بدین شرح می باشد:

 اكبر اعلمي : امروزه در کشور ما دو نوع تحلیل و ارائه وضعیت کشور وجود دارد؛ یک نوع تحلیل و ارائه وضعیت توسط آقای احمدی‌نژاد و صدا و سیما و برخی نهاد‌های حامی دولت انجام می‌شود که به ملت می‌گویند، الحمدلله، شرایط داخلی و خارجی کشور بسیار خوب است، امن و امان است، گرانی نیست، فرهنگ ما در اوج اعتلا است و اسامی مفسدان هر روز از جیب آقای احمدی‌نژاد بیرون می‌آید و خوشبختانه دیگر فاسدی در کشور نداریم. در باب سیاست خارجی هم هیچ خطری ایران را تهدید نمی‌کند. آمریکا و دیگر کشورهای قدرتمند غلط می‌کنند که تهدیدی برای ایران باشند. اگر احیانا کسی در جایی مواجه با گرانی شد، بیاید و از بقالی همسایه‌ آقای احمدی‌نژاد خرید کند.

 اعلمی با بیان این که این نوع تحلیل، سهل‌الوصول‌ترین پاسخ به افکار عمومی و پوپولیستی‌ترین نوع واکنش از سوی یک مسؤول است، گفت: من معتقدم که هر نوع مواجهه غیرصادقانه هر مسؤولی با مردم و کتمان واقعیت‌ها از آنان، مصداق خیانت است.

 اعلمی افزود:‌عنوان حکومت ما جمهوری اسلامی است و مردم که به ما رأی داده‌اند، انتظار دارند که ما پا جای پای قدیسان صدر اسلام بگذاریم. پس نباید یک مسؤول مردم را این‌گونه عوام پندارد که هرچه بگوند، همه قبول کنند.

نماینده مردم تبریز در مجلس شورای اسلامی با گفت: من به عنوان یک نماینده مردم می‌خواهم صادقانه بگویم، نه شرایط داخلی ما امروزه مطلوب است و نه شرایط خارجی.

 اعلمی با ارائه‌ تحلیلی از شرایط بین‌المللی قبل از حمله آمریکا به عراق گفت: قبل از حمله‌ آمریکا به عراق، کشورهای روسیه، چین، فرانسه و آلمان به شدت مخالف این حمله بودند، و حال این که امروز انگلیس، فرانسه پشت سر آمریکا قرار دارند و فرانسه از آمریکا تندروتر است و آلمان هم با برنامه‌های ایران مخالف است و روسیه و چین هم به دنبال منافع ملی خودشان هستند. بسیار عامیانه است که تصور شود روسیه و چین با این حجم عظیم مبادلات تجاری، پشت به آمریکا کنند و به حمایت از ما بپردازند.

 اعلمی افزود:نباید مانند برخی از تحلیل‌های عامیانه چنین پنداشت که آمریکا امروز در باتلاق افغانستان و عراق گیر کرده و توان جنگ دیگری را ندارد و آمریکا دست به حماقت دیگری نخواهد زد که نارضایتی ملت خود را افزایش دهد.

 اعلمی با بیان این که در نظرسنجی انجام گرفته در شهریور سال 1385 حدود 45درصد در آمریکا و حدود 35درصد در اروپا در صورت شکست مذاکرات، خواهان حمله نظامی به ایران بودند. اعلمی با اشاره به سفر اخیر احمدی‌نژاد به آمریکا گفت: به یمن و برکت حضور آقای احمدی‌نژاد در دانشگاه کلمبیا و معجزات و موضعگیری‌های وی، بر اساس نظرسنجی مؤسسه زاگبی حدود 52درصد از شرکت کنندگان در این نظرسنجی در انتخابات آتی ریاست جمهوری آمریکا معتقد به حمله آمریکا به ایران برای جلوگیری از دسترسی ایران به سلاح هسته‌ای هستند. 53درصد هم معتقدند که بعد از انتخابات حمله به ایران صورت خواهد گرفت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هفدهم آذر 1386ساعت 19:41  توسط بابک  | 

فطريه ي عاشقي

 عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت
صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت

درود بر فطر فطرت، سلام بر فطر ذکر و نیایش تا ... رمضانی دیگر ... و شب قدر و روزهای روزه‌ای دیگر، که زنده باشد و رخت به عالمی دیگر کشیده باشد، خدا بهتر میداند.

عید، میعادی در زمان است و فطر میثاقی با فطرت!
چرا که رمضان دعوتی است به بازیافتن خود گمشده.
ندایی است برای توجه به خدای فراموش شده.
ضیافتی است برای تناول از مانده تقوا و پایان این میهمانی خدایی عید قبول است.
عید توفیق بر طاعت و اطاعت عید توبه و تهذیب نفس، عید ذکرهای شبانه، عید کنترل خواسته‌ها، عید محرومان و گرسنگان.
فطر چیدن میوه‌هایی است که از فطرت می‌جوشد!
فطر سپاس نعمتی است که در رمضان نازل شده است.
عید فطر پاداش افطارهای خالصانه و بجاست. مهر قبولی انفاق‌های به قصد قربت است.
پایان‌نامه دوره ایثار و گذشت است.
«عید» در لغت از ماده «عود» به معنای بازگشت است، لذا روزهایی را که مشکلات قوم و جمعیتی برطرف می‌شود و به پیروزی‌ها و راحتی‌های نخستین باز می‌گردند، عید می‌نامند. مانند عید فطر و قربان به مناسبت این که در پرتو اطاعت یک ماهه رمضان یا انجام فریضه بزرگ حج، صفا و پاکی فطری نخستین به روح و جان، بازمی‌گردد و آلودگی‌هایی که برخلاف فطرت است، از میان می‌رود.
حضرت علی(ع) به مناسبت عید فطر خطبه‌ای قرائت کرده و در آن، این روز را به قیامت تشبیه فرموده است:
ای مردم! این روز شما، روزی است که نیکوکاران در آن پاداش می‌گیرند و زیانکاران و تبهکاران در آن مایوس و ناامید می‌گردند.

دنیا محل مسابقه است و آخرت زمان اجر گرفتن، بهشت جایزه برندگان این مسابقه و جهنم جزای بازماندگان است.

(عید فطر) شبیه‌ترین روز به روز قیامت است چون در قیامت عده‌ای که زیان‌کارند، تاسف می‌خورند و غضبناک می‌گردند و عده‌ای که نیکوکارند رستگار و متنعم به نعمت‌های الهی می‌شوند.

عارف وارسته ملکی تبریزی درباره عید فطر آورده است: ‌«عید فطر روزی است که خداوند آن را از میان دیگر روزها برگزیده است و ویژه هدیه بخشیدن و جایزه دادن به بندگان خویش ساخته و آنان را اجازه داده است تا در این روز نزد حضرت او گرد آیند و برخوان کرم او بنشینند و ادب بندگی بجای آرند، چشم امید به درگاه او دوزند و از خطاهای خویش پوزش خواهند، نیازهای خویش به نزد او آرند و آرزوهای خویش از او خواهند و نیز آنان را وعده و مژده داده است که هر نیازی به او آرند، برآورد و بیش از آنچه چشم دارند به آنان ببخشند و از مهربانی و بنده‌نوازی، بخشایش و کارسازی در حق آنان روا دارد که گمان نیز نمی‌برند.»
امیرالمومنان علی علیه السلام نیز از همین زاویه به عید فطر می‌نگرد و با اشاره به روز عید می‌فرماید: «انما هو عید لمن قبل الله صیامه و شکر قیامه و کل یوم لا یعصی‌ الله فهو عید؛ این عید کسی است که خدا روزه‌اش را پذیرفته و نماز او را ستوده است و هر روز که خدا نافرمانی نشود، آن روز عید است.»

آری روز ترک گناه و فاصله گرفتن از زشتی‌ها و پلیدی‌ها و روز غلبه بر شیاطین، روز عید است. عید فطر روز بازگشت به فطرت است، این معنا را می‌توان از لغت «عید فطر» هم فهمید، چرا که «عید» به معنای بازگشت و «فطر» به معنای «فطرت و طبیعت» است. آری، فطرت پاک انسان در طول سال در اثر غبارهای جهل و نادانی و غفلت به انواع گناهان و معصیت‌ها مبتلا شده و از حقیقت خود دور می‌شود و در نتیجه دچار خود فراموشی و خدافراموشی می‌گردد. اما با فرا رسیدن ماه مبارک رمضان، انسان مسلمان در پرتو فضای معنوی آن ماه و تلاش‌های خویش به یک زندگی نوین دست می‌یابد، که می‌توان آن را «بازگشت به خویشتن» نامید.

در روز عید فطرگویی یک مسلمان از نو متولد می‌شود، چرا که طبق گفتار امیرمومنان علیه السلام، روزه‌داران در شب عید فطر از تمام آلودگی‌ها و پلیدی‌ها پاک شده‌اند و کمترین پاداش خود را که پاکی و پاکیزگی است دریافت نموده‌اند.

بدون تردید تک تک مسلمانان با فرا رسیدن عید سعید فطر نوعی شادی و لذت درونی در خود احساس می‌کنند،‌ اما استقبال مسلمانان از روز عید فطر یکنواخت و مساوی نیست. زیرا هر کسی نسبت به معرفت و ایمان خود به این عید بزرگ و با عظمت می‌نگرد و از آن بهره می‌گیرد. زمینه‌ها، ذهنیت‌ها، مراتب ایمان و عوامل دیگری در نگرش و انگیزه افراد دخالت دارد.

اجتماع روز عید فطر می‌تواند در پیوند و همدلی مسلمانان نقش آفرین باشد. آنان در گردهمایی روز عید فطر و قرار گرفتن در کنار هم، از نظرات، مشکلات و گرفتاری‌های همدیگر آگاه می‌شوند. در این گردهمایی بغض‌ها و کینه‌ها تبدیل به دوستی و همدلی می‌شود و مومنان در یک صف واحد احساس اتحاد و نزدیکی بیشتری به همدیگر می‌کنند.

عید فطر از سویی حکایت از پیوند معنوی انسان با خدای خویش دارد و از سوی دیگر حکایت‌گر ارتباط وی با هم‌کیشان خود است.

+ نوشته شده در  جمعه بیستم مهر 1386ساعت 12:10  توسط بابک  | 

شبهای قدر را قدر بدانیم - التماس دعا

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم مهر 1386ساعت 22:1  توسط بابک  | 

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فقه و حقوق - حقوق سياسي

سخنگوي انجمن دفاع از حقوق زندانيان با تشريح موضوعات مطرح شده در آخرين جلسه‌ي انجمن متبوعش، از رييس قوه قضاييه خواست با بررسي بازداشت‌هاي اخير، مانع خارج شدن بازداشت‌ها از روال قانوني شود.

صالح نيك‌بخت در گفت‌وگو با خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) با اشاره به آخرين جلسه‌ي هيات مديره‌ي انجمن دفاع از حقوق زندانيان اظهار داشت: هيات مديره‌ي اين انجمن به ادامه‌ي بازداشت منصور اسالو و ابراهيم مددي از متهمان پرونده كارگران شركت واحد تهران و حومه، سهيل آصفي، روزنامه‌نگار و حجت‌الاسلام هادي قابل از روحانيون قم و هم‌چنين بازداشت عده‌اي در خرم‌آباد و زنجان و برخي از نقاط ديگر كشور انتقاد كرد.

عضو هيات مديره‌ي انجمن دفاع از حقوق زندانيان خاطرنشان كرد: در پي بازداشت‌هاي فوق در تهران و برخي شهرستان‌ها گروه زيادي از خانواده‌هاي بازداشت‌شدگان به دفتر انجمن مراجعه كرده و از عدم تعيين تكليف بازداشت‌شدگان توسط مقامات قضايي اظهار نگراني كرده و از انجمن درخواست كردند كه از هر طريق ممكن به آنها كمك شود.

نيك‌بخت ادامه داد: انجمن در مواردي كه بازداشت‌شدگان وكيل انتخاب كرده، از معرفي وكيل براي آنها خودداري كرده و در مواردي كه افراد بازداشتي، وكيل نداشتند، براي بازداشت‌شدگان وكيل معرفي شده است.

سخنگوي انجمن دفاع از حقوق زندانيان تصريح كرد: نكته‌اي كه در مراجعه‌ي خانواده‌ها در تهران و شهرستان‌ها بسيار تكراري شده، اين است كه برخلاف قانون حقوق شهروندي و بخشنامه‌ي رياست قوه‌ي قضاييه و علي‌رغم اهتمامي كه در اجراي اين قانون و بخشنامه‌هاي مربوطه از طرف مقامات عالي قضايي به عمل مي‌آيد و حاكي از وجود اراده‌ي مورد احترام در اين‌گونه موارد است، اكثر خانواده‌ها از عدم امكان ملاقات با بازداشت‌شدگان و هم‌چنين از جلوگيري از ملاقات وكلاي منتخب حتي در حد ملاقات ساده‌ي آنان انتقاد دارند.

نيك‌بخت با بيان اين‌كه اين امر در موارد متعدد تكرار شده است گفت: هيات مديره‌ي انجمن علي‌رغم اين‌كه موارد متعددي از برخورد مناسب و قانون‌مدارانه‌ي مقامات قضايي در تهران و شهرستان‌ها مطلع است ولي از برخي برخوردهاي نامناسب در دادسراهاي عمومي و انقلاب انتقاد دارد و در بعضي موارد اندك، بازپرس يا قاضي محترم حاضر نشده، جواب مناسب به مراجعان بدهد.

وي افزود: به اين دليل و علي‌رغم اندك بودن اين‌گونه برخوردهاي منفي، هيات مديره مقرر كرده از طريق نامه‌هاي مختلف، موضوع را با مقامات ذي‌ربط در ميان بگذارد.

نيك‌بخت خاطرنشان كرد: از ديگر موارد مطرح شده در اين جلسه، ادامه‌ي بازداشت تعدادي از دانشجويان دانشگاه اميركبير تهران است كه هنوز وكلاي آنها نتوانسته‌اند با موكلان خود ديدار كنند. هم‌چنين بعضي از افراد بازداشت‌شده، تا زمان آزادي و حتي خروج از كشور نتوانستند با وكلاي خود كه حق قانوني آنها بوده ملاقات داشته باشند. علي‌رغم اين‌كه اين افراد از برخورد مناسب با خود ستايش كردند و از طرفي با ذكر عدم امكان ملاقات با وكيل كه حق مسلم هر فرد است گلايه نيز كردند كه اين نشان مي‌دهد حقوق شهروندي و ساير بخشنامه‌هاي مربوط به آن عملا به طور كامل اجرا نمي‌شود.

اين وكيل دادگستري گفت: مقررات قانوني كشور ما حفظ حقوق شهروندي را سرلوحه‌ي خود قرار داده است و هم‌چنين كنوانسيون‌ها و اعلاميه‌هاي جهاني كه ايران آنها را پذيرفته، بر حفظ حقوق بشر تاكيد دارد كه حفظ و رعايت آن نه تنها از اقتدار قوه‌ي قضاييه نمي‌كاهد بلكه حفظ و رعايت حرمت آن موجب احترام دستگاه قضايي كشور در ميان ملت و در عرصه‌ي جهاني خواهد شد.

سخنگوي انجمن دفاع از حقوق زندانيان اظهار داشت: چون حفظ اين‌گونه حقوق به‌ويژه در مورد زندانيان از جمله مسايلي است كه انجمن به آن مي‌پردازد، هيات مديره‌ي انجمن از مقامات عالي كشور درخواست مي‌كند كه مجموعه‌ي اين حقوق در مورد زندانيان رعايت و اجرا شود، نه اين‌كه با حذف بخشي از آن عملا موارد اجرا شده را زير سوال ببريم.

نيك‌بخت گفت: از موضوعات ديگري كه در جلسه مطرح و مقرر شد در مصاحبه‌ي مطبوعاتي سخنگوي انجمن ذكر شود، نحوه‌ي بازداشت افراد در بعضي از شهرها مانند خرم‌آباد است.

وي با ابراز اين عقيده كه ظاهرا دامنه‌ي اين‌گونه بازداشت‌ها از مقررات قانوني خارج شده است، افزود: بازداشت افراد فقط در هنگام وقوع جرم مشهود يا وجود دلايل كافي در ارتكاب جرايم سنگين پيش‌بيني شده است.

وي يادآور شد: اين‌كه چند نفر در خانه‌اي جمع شده و به صورتي غيرقابل انتظار، افراد وارد منزل مسكوني شده و عده‌اي را بازداشت كنند، نه از موارد مشهود است و نه از موارد پيش‌بيني شده در قانون آيين دادرسي كيفري. به همين جهت اين انجمن انتظار دارد رياست قوه‌ي قضاييه با اشرافي كه به موضوعات دارند و با توجه به اهتمامي كه به اين مسايل مي‌دهند، در اين مورد دستور رسيدگي لازم را صادر كرده و مانع خارج شدن بازداشت‌ها از روال قانوني خود شود.

عضو هيات مديره‌ي انجمن دفاع از حقوق زندانيان در پايان گفت: برحسب شنيده‌ها اكثريت قريب به اتفاق افراد بازداشت شده در خرم‌آباد پس از يك تا سه روز آزاد شده‌اند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 16:55  توسط بابک  | 

حکایت سربلندان
****************
توی تنهایی یک دشت بزرگ
که مثل غربت شب بی انتهاست
یه درخت تن سیاه سربلند
اخرین درخت سبز سر پاست
رو تنش زخمه ولی زخم تبر
نه یه قلب تیر خورده نه یه اسم
شاخه هاش پر از پر پرنده هاست
کندوی پاک دخیله و طلسم
چه پرنده ها که تو جاده ی کوچ
مهمون سفره ی سبز اون شدند
چه مسافرا که زیر چتر اون
به تن خستگیشون تبر زدند
تا یه روز تو اومدی بی خشتگی
با یه خورجین قدیمی قشنگ
با تو نه سبزه نه اینه بود نه اب
یه تبر بود با تو با اهرم سنگ
اون درخت سربلند پر غرور
که سرش داره به خورشید میرسه
منم منم
اون درخت تن سپرده به تبر
که واسه پرنده ها دلواپسه
منم منم
من صدای سبز خاک سربیم
صدایی که خنجرش رو به خداست
صدایی که توی بهت شب درد
نعره ای نیست ولی اوج یک صداست
رقص دست نرمت ای تبر بدست
با هجوم تبر گشنه و سخت
اخرین تصویر تلخ بودنه
توی ذهن سبز اخرین درخت
حالا تو شمارش ثانیه ها
کوبه های بی امون تبره
تبری که دشمن همیشه
این درخت محکم و تناوره
من به فکر خستگیهای پر پرنده ها
تو بزن تبر بزن
من به فکر غربت مسافرا
اخرین ضربه رو محکمتر

+ نوشته شده در  شنبه هشتم اردیبهشت 1386ساعت 13:53  توسط بابک  | 

ضريب افزايش حقوق كارمندان هنوز تعيين نشده است

سال 85 در شرايطي به پايان رسيد كه سرنوشت لا‌يحه مديريت خدمات كشوري، همچنان مبهم و رازآلود باقي ماند. آخرين تلا‌ش مجلس براي اصلا‌ح بند <ل> تبصره 19 لا‌يحه بودجه 86 و ملزم كردن دولت به افزايش حقوق كاركنان دولت و بازنشستگان بر اساس فصول 10 و 13 لا‌يحه مديريت، ناكام ماند.

علا‌وه بر آن پيشنهاد دولت براي افزايش پلكاني و پرداخت تمام يا بخشي از افزايش حقوق به صورت غيرنقدي (سهام عدالت) نيز از قانون بودجه حذف شد. قرار است افزايش ضريب حقوق كاركنان و بازنشستگان با استفاده از منابع موجود در رديف‌هاي جاري پيش‌بيني شده هر دستگاه انجام شود اما در بودجه انقباضي سال 86 هزينه‌هاي جاري دولت از جمله بودجه حقوق و دستمزد كاركنان كاهش يافته و اكثر دستگاه‌ها پولي براي افزايش حقوق كاركنان در اختيار ندارند. ‌

ناتواني دولت و مجلس در تامين اعتبارات مالي لا‌يحه مديريت و نگاه بخشي و جزيره‌اي آنها باعث شد كه صورت مساله در آخرين روزهاي سال 85 تغيير داده شود و هزينه سنگيني بر معلمان و تشكل‌هاي صنفي تحميل شود. نگاهي به اظهارنظرهاي متفاوت و بعضا متناقض مسوولا‌ن دولتي و نمايندگان مجلس، چشم‌انداز روشني براي حل مشكل حقوق و مزاياي كاركنان دولت و بازنشستگان نمي‌گشايد. رئيس‌جمهور در نخستين مصاحبه خود در سال جديد، در پاسخ به سوال خبرنگار روزنامه اطلا‌عات گفت: زماني كه تقاضاي استرداد اين لا‌يحه را از مجلس كرديم، علتش اين بود كه نمي‌خواستيم آش نخورده و دهن سوخته شود؛ چون قبلا‌ يك بار تجربه شده بود و ديديم كه در اثر آن بعد از چند سال فاصله‌ها بيشتر شد. خوشبختانه در مذاكرات با مجلس، مجلس هم نظرش همين بود. احمدي‌نژاد افزود: دنبال اين هستيم كه طي چند سال، افزايش‌هاي سالا‌نه به صورت پلكاني و معكوس باشد و رقم افزايش سالا‌نه هم امسال بيشتر شد. رئيس‌جمهور ادامه داد: بايد بخشي از پرداخت‌ها حتما غيرنقدي باشد چون تورم بالا‌ مي‌رود و اقشار كم‌درآمد زيان مي‌بينند. اجازه دهيم مجلس با آرامش، بررسي قانوني را ادامه دهد... هر روزي كه قانون تصويب شود، بيش از 8 ماه زمان براي تطبيق آن لا‌زم است. اظهارات رئيس‌جمهور نيازمند توضيحات بيشتر است؛ زيرا اولا‌ مجلس در اقدامي متفاوت با نظر دولت، لا‌يحه مديريت خدمات كشوري را به همان صورت كه در كميسيون تصويب شده بود، تصويب كرد؛ ثانيا طرح پلكاني و پرداخت‌غيرنقدي از لا‌يحه بودجه 86 حذف شد. بهتر است نظر نمايندگان مجلس را از زبان خودشان بشنويم. شهريار مشيري عضو كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس روز پنجشنبه گذشته به خبرنگار ايلنا گفت: به دنبال تجمعاتي كه فرهنگيان در سال گذشته مقابل مجلس داشتند مطالبات آنها در كميسيون بررسي شد و مجلس درجهت رفع آنها مصوباتي نيز داشت، فقط بايد اين مصوبات در دولت عملياتي و اجرايي مي‌شد تا مشكل حقوق و مزاياي فرهنگيان حل شود. با اين شرايط، بنده نمي‌دانم معلمان براي طرح چه خواسته‌هايي در نظر دارند به تجمعات خود ادامه دهند، زيرا بحث نظام هماهنگ پرداخت كه مورد درخواست آنها بود، در مجلس تصويب شد و قرار است به صورت آزمايشي و در طول 5 سال توسط دولت اجرا شود. ظاهراً همه چيز بر وفق مراد است. رئيس‌جمهور مي‌گويد: <رقم افزايش سالا‌نه امسال بيشتر شده> و نماينده بندرعباس هم از مصوبات مجلس براي رفع مشكل حقوق و مزاياي معلمان سخن مي‌گويد؛ اما بشنويد اظهارات قائم‌مقام وزير آموزش و پرورش را؛ حسين هراتي به خبرنگار ايلنا مي‌گويد كه هنوز ضريب حقوقي كاركنان دولت در سال جاري تعيين نشده و بايد منتظر تصويب و تعيين ضريب حقوقي كاركنان در سال جاري باشيم. هراتي مي‌‌گويد: <بر اساس سياست دولت، آن دسته از كارمنداني كه حقوق كمتري دارند از ضريب حقوقي بالا‌تر و آنهايي كه حقوق بيشتري دارند، از ضريب حقوقي پايين‌تري برخوردار مي‌شوند.>

نماينده ملا‌ير تصميم‌گيري‌هاي جزيره‌اي توسط نهادهاي مختلف را زيانبار مي‌داند و مي‌گويد: <اگر دولت و مجلس تفاهم داشته باشند و طي جلسات واقعي و نه صوري و تشريفاتي، بتوانند بحث‌هاي ملي مانند اصلا‌ح نظام پرداخت كاركنان را كارشناسي كنند، به طور قطع وضعيت كشور متحول مي‌شود. بيژن شهبازخاني مي‌افزايد: <وقتي بارها در برنامه‌هاي خبري صداوسيما، وعده بهبود وضعيت معيشتي فرهنگيان داده مي‌شود و يا دولت، مدام در شعارهايش دم از اصلا‌ح نظام پرداخت كاركنان و فرهنگيان مي‌زند ولي در عمل بحث لا‌يحه مديريت خدمات با كش و قوس روبه‌رو مي‌شود و بررسي و اجراي آن به تعارف كشيده مي‌شود، طبيعي است كه معلمان تجمع كنند.> در بحث مطالبات فرهنگيان سه عامل دخيل و موثرند؛ دولت، ‌مجلس و معلمان و بازنشستگان. دو راس اين مثلث يعني دولت و مجلس با هم تفاهم ندارند، تعارف مي‌كنند و مساله را كش و قوس مي‌دهند و وقتي با اعتراض راس سوم روبه‌رو مي‌شوند، صورت‌مساله را تغيير مي‌دهند و پاي نيروهاي امنيتي و انتظامي را به ميان مي‌كشند. خارج كردن موضوع از چارچوب واقعي آن در درجه اول ظلم به نيروهاي انتظامي و امنيتي است كه براساس وظيفه و دستور‌كار مي‌كنند .شايد وقت آن رسيده كه به جاي تصميم‌گيري‌هاي جزيره‌اي و اظهارنظرهاي متناقض و بعضاً تبليغاتي، باب گفت‌وگوي سازنده و كارشناسي بين سه راس اين مثلث گشوده شود. گرهي را كه با دست باز مي‌شود، چرا با دندان باز كنيم.

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم فروردین 1386ساعت 8:12  توسط بابک  | 


نامه طراح سوالا‌ت آزمون ضمن خدمت معلمان


اعتماد ملي: روز گذشته طراح سوالا‌ت آزمون ضمن خدمت فرهنگيان، نامه‌اي به رسانه‌هاي جمعي ارسال كرد. او در اين نامه با عنوان <براي تبرئه خود نمي‌نويسم> توضيحاتي درباره سوالا‌ت طرح شده آورده است و ضمن آنكه عمل خود را قصور خوانده، اعلا‌م كرده كه براي توجيه اين قصور مطالبي دارد كه نزد مراجع ذيصلا‌ح توضيح خواهد داد.

سوالا‌ت چهارگزينه‌اي آزمون ضمن خدمت كه روز ششم بهمن‌ماه برگزار شده بود، در آخرين روز بهمن‌ماه با ارسال بيانيه رسمي سازمان معلمان و عذرخواهي رسمي رئيس آموزش و پرورش تهران در رسانه‌ها بازتاب يافت و يك روز بعد در صحن مجلس شوراي اسلا‌مي به يك بحران تبديل شد. اين بحران كه با اعتراضات گسترده نمايندگان مجلس و علما همراه شد همچنان ادامه دارد.


بسمه‌‌تعالي

مديران محترم خبرگزاري‌ها و رسانه‌هاي عمومي كشور

سلا‌م‌عليكم

براي تبرئه خود نمي‌نويسم

اين چند كلمه را براي تبرئه خود نمي‌نويسم و به خاطر سهو و بي‌دقتي كه در تهيه سوال‌هاي آزمون ضمن خدمت به وجود آمده است خود را مستحق هر ملا‌متي مي‌دانم زيرا آنچه در حوزه مسووليت اينجانب انجام گرفته و برداشت‌هاي وهن‌آلود را به اذهان متبادر ساخته است اگرچه ناشي از قصور بوده است و نه تقصير، اما از آنجا كه اين قصور نسبت به ساحت مقدس پيامبر عظيم‌الشان(ص) و شارع مقدس اسلا‌م صورت پذيرفته است به همگان حق مي‌دهم آن را تقصير تلقي كرده و مستوجب كيفر بدانند. ضمن پوزش فراوان از آزردگي ‌خاطر مراجع عظام تقليد، روحانيت هميشه در صحنه و حوزه‌هاي علميه و همه استادان و فرهيختگان و توده‌هاي عظيم مردم؛ اين بنده حقير كه بزرگترين آرزويم برخورداري از شفاعت پيامبر اعظم(ص) و ائمه معصومين(ع)‌است، هرچند آماج همه اين خروش‌ها و اعتراض‌ها هستم، ولي از اين همه غيرت اسلا‌مي و دلباختگي و دلدادگي مردم به رسول خدا(ص) احساس غرور مي‌كنم و در همان حال، غم‌زده و افسرده دل خود را سرزنش مي‌كنم از اينكه چرا بايد برخي از شيفتگان پيامبر خدا(ص) مرا بيرون از اين حلقه تلقي كنند و چرا بايد بي‌دقتي و قصورم عامل اصلي اين توهم باشد.

1- اينجانب به حكم؛ <اتقوا من مواضع التهم( >از مواضع اتهام پرهيز كنيد) سخني هم درباره خود دارم.

اين بنده به عنوان مقلد رهبر معظم انقلا‌ب اسلا‌مي و مدرس حوزه و دانشگاه و رزمنده عرصه دفاع مقدس و فعال و نويسنده؛ در مقالا‌ت خود تماما در دفاع از اسلا‌م عزيز و انقلا‌ب شكوهمند اسلا‌مي قلم‌فرسايي نموده‌ام و اين در حالي است كه بسياري از اين مقالا‌ت پيرامون ابعاد زندگي رسول خدا(ص) بوده است.

2- سوالا‌تي كه برخي از آنها مورد اعتراض قرار گرفته با هدف آشنايي مخاطبان با سنت‌هاي نبوي(ص) بوده است كه اينجانب در تهيه و تاييد سوال از متن كتاب سنن‌النبي مرحوم علا‌مه طباطبايي دچار كج‌سليقگي شده‌ام و از اين بابت از همه مسلمانان و دلباختگان پيامبر عظيم‌الشان(ص) كه رحمت‌للعالمين است عذرخواهي كرده و از خداوند متعال كه ارحم‌الراحمين است طلب غفران مي‌نمايم.

علي‌هذا براي اين قصور مطالبي است كه نزد مراجع ذيصلا‌ح توضيح داده خواهد شد.

ربنا لا‌تواخذنا ان نسينا او اخطانا

مسوول طرح سوال

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم اسفند 1385ساعت 23:39  توسط بابک  | 

قامتي به بلنداي علم

سالهاست كه در ستايش مقام معلم، در تقديس شغل او و در لزوم احترام به جايگاه وي سخناني گفته شده و مقالات بسيار نگاشته. و در طي همين ساليان متاسفانه شاهد كاهش منزلت اجتماعي و احترام همگاني نسبت به مقام و جايگاه معلم هستيم. گويي آن همه گفته ها و نوشته ها تنها فريادي در باد  بوده است. اينك معلم يكي از اقشار آسيب پذير( مستضعف سابق) جامعه است، اينك معلم نه در نظر دانش آموز و نه در ديدگاه خانواده وي از احترام بالايي برخوردار نيست. و ما بايد بپرسیم كه چگونه شد كه شغل ابنيا چنين در گردباد سهمگيني قرار گرفت كه ارزش ها را وارونه نمود و كف ها را به سطح آورد و گوهرها را به زير برد؟ بسياري اين كاهش منزلت جايگاه معلم را نتيجه تغيير ارزش ها مي دانند ، با توجه به ساختار جامعه ما كه به سوي يك جامعه سرمايه داري پيش مي رود ، لاجرم سرمايه و هر آنچه با آن در ارتباط است اولويت اول و ارزش محوري يافته و اخلاق ، علم و تحصيل فضايل و معلم كه يكي از ناشران اين هر سه است جايگاه و منزلت پيشين خود را از دست داده و تنزل مرتبه مي يابد. جاي بسي تاسف است چرا كه ملتي سعادتمند نخواهد شد مگر در احترام حقيقي و بازشناسي جايگاه معلم.

 براي بازيابي جايگاه معلم كافي است كه در عرصه تاريخ علم بجوئيم كه چه كساني لقب " معلم"  يافته اند. ارسطو معلم اول و فارابي معلم ثاني از بزرگان عرصه علم و انديشه اند كه بدين لقب مفتخر شده اند. آنچه در پي مي آيد خلاصه ايي از شرح احوال و فعاليت هاي اين دو تن است، تا در پي آن به بازخواني جايگاه معلم بپردازيم:

معلم اول:

 آريستوتلس  ملقب به معلم اول، فيلسوف يوناني كه در 321ق.م متولد شد ، وي شاگرد افلاطون ، يكي از بزرگترين فلاسفه و دانشمندان جهان ، واضع علم منطق ، و معلم اسكندر بوده است.  در منابع اسلامي اين فيلسوف با نامهايي چون ارسطاطاليس يا ارسطوطاليس ناميده شده است. در دنياي قديم ، فيلسوف تنها به عالم در حوزه فلسفه اطلاق نمي شد بلكه دانشمنداني كه از همه علوم عهد خود مطلع بودند لقب فيلسوف مي يافتند. ارسطو نيز آثاري در فلسفه و ما بعدالطبيعه، در آسمان، تاريخ حيوان، در اعضاي حيوان، در اخلاق و خطا به و صناعت شعر و در نهايت در سياست داشته است. مهمترين اثر وي "ارگانون" در 6 كتاب و با موضوع منطق بوده است اين كتاب در دنياي اسلام به ارغنون شهرت يافته است.

در اينجا اين پرسش مطرح است كه كدام ويژگي در اين فيلسوف يوناني سبب شده است كه وي به مدت بيش از 20 قرن لقب اولين معلم بشر را از آن خود كرده و در طي اين مدت جايگاه خويش را همچنان حفظ كند. شايد بتوان گفت كه روش وي كه مبتني بر مشاهده دقيق و تقسيم بندي صحيح اشياء طبيعي بوده از يك سو و تاكيد بسيار وي بر علم اخلاق وي را بدين جايگاه رفيع ارتقاء داده است. ارسطو معتقد بود كه خير هر چيز در آن است كه ذات اصلي خود را از قوه به فعل آورد و در انسان بسته به آن است كه قوه عاقله خود را به وسيله حفظ اعتدال پرورش دهد. تعليمات ارسطو تنها محدود بدين دو حوزه مشاهد ات علمي و علم اخلاق نمي شود بلكه تعليمات وي در طي چندين قرن در دنيا مدار دانش و اساس فلسفه و منطق بوده است.

معلم ثاني:

ابو نصر فارابي كه به سالهاي 339-259ق مي زيسته يكي از بزرگترين حكماي اسلام و ملقب به معلم ثاني است كه با گذشت بيش از هزار سال همچنان كتب وي به زبان هاي زنده دنيا ترجمه مي شود. فارابي در منطقه فاراب واقع در تركستان امروزي متولد شد و سالهاي بسياري از عمرخود را در بغداد سپري كرد، به حلب، شام و مصر سفر كرد و در نهايت در دمشق در گذشت. فارابي را از آن رو معلم ثاني لقب داده اند كه همه كتب ارسطو را به دقت مورد مطالعه و تحقيق قرار داده و به معاني آنها وقوف تمام و در شرح و تفسير آن مهارتي خاص يافت. وي در زمينه تمام علوم زمان خويش دستي داشته است، اطلاعات وي در رياضيات خوب، در طب متوسط و در موسيقي بسيار بوده است. از نظر وي سعادت و عظمت مقام فيلسوف در ترك علايق و تجرد و گوشه گيري است از اينرو بر خلاف پدرش كه از فرماندهان سپاه بود در خدمات دولتي و ديواني وارد نشد و بيشتر مانند صوفيان زندگي مي كرد و لباس مي پوشيد. از كتب معروف وي يكي تفسير كتاب "العباره" ( ارگانون يا ارغنون در منطق) ارسطوست و ديگري كتاب "آراء اهل المدينه الفاضله" كه به زبان هاي آلماني، فرانسوي و اسپانيايي ترجمه شده است. فارابي شايد نخستين فيلسوف بزرگ در عالم اسلام باشد كه آراء خاصي در علم سياست، مطابق با مقتضيات عالم اسلام داشته است. آراء وي در اين زمينه به ويژه در كتاب اهل المدينه الفاضله آمده است. فارابي در اين كتاب اجتماعات انساني را به دو دسته كامل و ناكامل تقسيم مي كند و اجتماعات كامل را هم به سه دسته اجتماع بزرگ ( تمام نفوس روي زمين) اجتماع ميانه ( اجتماع يك قوم در قسمتي از كره زمين) و اجتماع كوچك ( مردم يك شهر) تقسيم مي كند. وي درباره ويژگي هاي اجتماع كوچك مي گويد: بالاترين نيكي ها و كمالات با اجتماع شهر به دست مي آيد و مدينه فاضله و يا شهر نيك بخت شهري است كه مقصود از اجتماع در آن تعاون بر اموري باشد كه از راه آن به خوشبختي واصل مي گردند و اجتماعي كه براي وصول به سعادت همكاري كند اجتماع خوشبخت است. هر قوم (ملت) كه شهرهاي آن براي وصول به سعادت همكاري كنند قوم خوشبخت شمرده مي شوند و مردم روي زمين وقتي خوشبخت مي گردند كه همه اقوام ساكن در آن براي وصول به كمال و سعادت همكاري كنند. فارابي در اين كتاب مدينه فاضله را به بدن آدمي تشبيه مي كند و همانطور كه قلب در بدن آدمي رئيس بدن و اشرف اعضاست وي براي مدينه فاضله نيز اشرف اعضا را به عنوان رئيس آن شهر نيك بخت معرفي مي كند و12 خصلت را براي او بر مي شمارد:

1- خوش فهم باشد 2- خوش حافظه باشد 3- تيزهوش باشد 4- خوش بيان باشد 5- دوستدار تعليم و تربيت باشد 6- شهوت پرست نباشد 7- دوستدار راستي و دشمن دروغ باشد 8- بزرگ طبع باشد و همواره به بزرگي گرايد 9- مال دنيا در نظرش خرد نمايد 10- دوستدارعدل و دشمن ظلم باشد 11- در تن ندادن به ستم لجوج و سرسخت و در تن دادن به عدل و داد نرم و منقاد باشد 12- با اراده و جسور باشد و ضعيف النفس نباشد.

فارابي همچون سلف خويش ارسطو كه بسيار بر اخلاق ارج مي نهد معتقد است كه حاصل علم و مقدمه سعادت اخلاق است و عالمي كه از مباني اخلاق پيروي نكند از سعادت و كمال برخوردار نيست.

چنانكه مي يابيد اخلاق و فضيلت  فصل الخطاب اين دو معلم بشر است و به راستي معلم حنجره اي است كه پاي بندي به اخلاق، فضايل انساني، خردورزي و مسئوليت پذيري را فرياد مي كند. اين دو تن ( ارسطو وفارابي ) در جوامعي معلم راستين شناخته شدند كه تفكر در چرايي وچيستي پديده ها ، انسان ، جهان و هرچه در آن است براي دستيابي به ايمان راسخ و به عنوان تنها راه زيستن همواره مهم ارزيابي شده ومورد مداقه قرار مي گرفت . و اگر جامعه ايي با تمام اين فضايل ( اعم از اخلاقي ، انساني و فكري ) زيسته باشد ، در چنين جامعه ايي معلم از جايگاه والا و مقامي و مرتبه ايي بالا برخوردار است و اگر به عكس، تظاهر، دروغ، پيروي از شهوات و مسئوليت گريزي در جامعه ايي رواج داشته باشد و از سوي ديگر نه چرايي  و چيستي پديده ها كه ميزان سود دهي آنها مطرح باشد در آنصورت معلم و جايگاهش سكه ايي بي بهاست.

در اين معادله كه بي نهايت مثبت و بي نهايت منفي آن ترسيم شد ما كجا ايستاده ايم. مختصات ما در پاسداري  از مقام معلم و به تبع آن پاسداشت فضايل انساني، فداكاري و از خود گذشتگي كه معلم نمونه آن است چيست؟  به ياد داشته باشيم كه پيش و بيش از معلم اول و ثاني خداوند رحمان و رحيم معلم آدمي بوده است چرا كه خداوند در قرآن مي فرمايد : " الرحمن علم القرآن" و اين خود خداوند است كه قرآن اين مخزن اسرار الهي و منبع مكنونات جهاني را بي واسطه به بشر مي آموزد.

- منابع:

دايره المعارف فارسي         غلامحسين مصاحب

فرهنگ فارسي       دكتر محمد معين

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385ساعت 7:44  توسط بابک  | 

 

متن كامل تبصره هاي 20 گانه لايحه بودجه 86 كل كشور(1)

متن كامل تبصره هاي 20 گانه لايحه بودجه 86 كل كشور(1)

خبرگزاري فارس: لايحه بودجه سال 86 در حالي تقديم مجلس شد كه افزايش 22 درصدي بودجه شركتهاي دولتي، سهميه بندي بنزين، نظام هماهنگ پرداخت حقوق و هدفمند كردن يارانه ها مهمترين چالشهاي اين بودجه در مواجهه با مجلس است.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم بهمن 1385ساعت 15:26  توسط بابک  | 

متن كامل تبصره هاي 20 گانه لايحه بودجه 86 كل كشور (2)

خبرگزاري فارس: لايحه بودجه سال 86 در حالي تقديم مجلس شد كه افزايش 22 درصدي بودجه شركتهاي دولتي، سهميه بندي بنزين، نظام هماهنگ پرداخت حقوق و هدفمند كردن يارانه ها مهمترين چالشهاي اين بودجه در مواجهه با مجلس است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم بهمن 1385ساعت 15:14  توسط بابک  | 

شهادت سرور و سالار شهيدان حضرت ابا عبدالله الحسين(ع) و ياران باوفايش برعموم شيعيان بويژه فرهنگيان محترم تسليت باد.

سلام بر حسين

 

يا حسين(ع)

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم بهمن 1385ساعت 22:27  توسط بابک  | 

بخاري‌هاي كهنه جان دانش‌آموزان را تهديد مي‌كند

يك هفته‌اي طول كشيد تا خبر سوختن سر و صورت معلم مدرسه يك روستا، دشت‌ها و كوه‌هاي يخ‌زده لرستان را طي كند و به ميز خبرگزاري‌هاي پايتخت برسد. دوشنبه هفته گذشته، مرتضي داوري، معلم مدرسه‌اي در روستاي المني شهرستان دلفان كه تلاش كرده بود با دست خالي بخاري نفتي كهنه كلاس را كه در حال آتش گرفتن بود از 23 دانش‌آموز كلاس دور كند، دچار سوختگي سر و گردن شد تا به دانش‌آموزان آسيبي نرسد.

او روز گذشته در گفت‌وگويي با خبرگزاري فارس ماجرا را شرح داده است: <بخاري نفتي كلاس چكه‌اي بود. باك اين بخاري‌ها در كنار يا پشتشان است كه با وجود آنكه ميزان ورود نفت را مي‌شود تنظيم كرد اما گاهي نفت زياد يا كم به مخزن وارد مي‌شود. آن روز هم نفت زيادي به داخل بخاري وارد مي‌شد و احساس كردم اگر جلويش را نگيرم بخاري آتش مي‌گيرد. سعي كردم باك را جدا كنم اما نشد. بخاري را بلند كردم تا از كلاس خارج كنم اما بين راه باك منفجر شد.> معلم 40 ساله، 20 سال سابقه تدريس دارد و دچار 20 درصد سوختگي شده است.

دقايقي پس از انتشار خبر، ماكن علي، معاون اداره كل آموزش و پرورش استان لرستان، بروز هرگونه آتش‌سوزي در اين مدرسه را تكذيب كرد و گفت: <ظن معلم مدرسه مبني بر احتمال رخداد آتش‌سوزي، باعث آسيب‌ديدگي وي شده است.> به گفته او، بخاري نفتي كلاس بعد از آنكه معلم مخزنش را پر مي‌كند از شدت حرارت سرخ مي‌شود و معلم هم از ترس آنكه بخاري منفجر شود، سعي مي‌كند آن را به بيرون كلاس پرتاب كند. معاون اداره كل آموزش و پرورش مي‌گويد، هيچ‌گونه آتش‌سوزي‌اي در مدرسه رخ نداده، بخاري هم سالم بوده و گمان معلم اشتباه بوده است.

آتش در كلاس‌هاي درس

بخاري مدرسه سفيلان هم آتش گرفته بود. ساعت 10 صبح پنجشنبه، 24 دي‌ماه 83، بخاري يكي از كلاس‌هاي دبستان سفيلان كه دانش‌آموزانش مشغول پاسخ دادن به سوالات امتحان بودند آتش گرفت، معلم تلاش كرد و موفق شد بخاري را از كلاس بيرون بيندازد اما از بد حادثه بخاري كنار دو گالن 20 ليتري نفت، پخش زمين شد. شعله‌هاي آتش ديواري سوزان مقابل در خروجي كلاس ساختند تا كسي نتواند از كلاس خارج شود و بعد هم در نبود كپسول آتش نشاني يا حتي چند سطل شن، آرام‌آرام پيكر 13 كودك را به كام خود كشيدند. اين حادثه آن‌قدر دلخراش بود كه سيدمحمد‌‌خاتمي را در آفريقا متاثر و عزم هيات دولت او را براي تقويت سازمان نوسازي و تجهيز مدارس جزم كند.

سال 84 مدرسه‌اي آتش نگرفت تا اول مهرماه 85، وزارت آموزش و پرورش سال تحصيلي جديد را با گراميداشت ياد 13 دانش‌آموز سفيلاني آغاز كند. اما آرزوي ابوالقاسم جامه بزرگ، مديركل دفتر آموزش و پرورش در آغاز سال تحصيلي برآورده نشد. او آرزو كرده بود سال 85 سالي بدون حادثه براي دانش‌آموزان باشد.

با آغاز فصل سرما و روشن شدن بخاري‌ها، 19 دانش‌آموز در دبستان شهيد كاظمي تهران دچار گازگرفتگي شدند. مدير مدرسه ساعت 10 صبح يكشنبه پنجم آذر با اورژانس تهران تماس گرفت و از بدحالي يك دانش‌آموز 12 ساله خبر داد. امدادگران بعد از حضور در مدرسه متوجه شدند كه چند دانش‌آموز ديگر هم بدحال هستند. 8 آمبولانس، دو موتورسيكلت امداد و تيم امداد هوايي به سوي مدرسه گسيل شدند. 27 دانش‌آموز مصدوم شناسايي شدند، كه از ميان آنها 19 نفر به بيمارستان منتقل شدند. دانش‌آموزان بعد از چند روز مرخص شدند و سيستم شوفاژ مدرسه كه دودش وارد ساختمان مدرسه مي‌شد تعمير شد.

چند هفته بعد از اين حادثه، محمود فرشيدي، وزير آموزش و پرورش در حاشيه همايش فرهنگيان بسيجي در اين باره به خبرنگاران گفت: <خوشبختانه اين موضوع به خوبي گذشت و دانش‌آموزان همگي سالم هستند. سيستم گرمايشي مدرسه هم تعمير شد.>

او در پاسخ به خبرنگار فارس كه پرسيده بود اگر حادثه‌اي مانند سفيلان اتفاق بيفتد چه مي‌كند، پاسخ داده بود: <براي پاسخ به افكار عمومي استعفا مي‌كنم> اما تنها حدود يك هفته بعد، آتش به جان دانش‌آموزان يك دبستان در روستاي درودزن افتاد.

8 دانش‌آموز تنها دبستان اين روستا در مرودشت شيراز، براي فرار از سرما دور يك چراغ علاءالدين جمع شده بودند كه برخورد يكي از كودكان با چراغ، شعله‌هاي آتش را روي زمين پخش مي‌كند. مسوولان مدرسه آتش را خاموش مي‌كنند و دانش‌آموزان هم راهي بيمارستان مي‌شوند. در اين حادثه كسي كشته نشد اما تصاوير پيكر‌هاي سوخته كودكان روي تخت بيمارستان در خبرگزاري‌ها منتشر شد.

بخاري‌هاي كهنه، اعتبار يا ضعف مديريت

ماكن علي، در گفت‌وگو با ايسنا، كهنه بودن بخاري‌ها و نبود اعتبار براي خريد بخاري‌هاي نو را عامل آتش‌سوزي در مدارس مي‌داند، او مي‌گويد وضعيت اعتباري آموزش و پرورش به حدي نيست كه بتوان يكجا بخاري‌هاي غيراستاندارد را تعويض كرد اما اين كمبود بودجه انگار گريبان مدارس روستا‌ها را گرفته است. ‌

به گفته معاون اداره كل آموزش و پرورش استان لرستان، مدرسه‌‌هاي شهري به بخاري‌هاي گازسوز يا حداقل نفتي كاربراتوري تجهيز شده‌اند اما به خاطر نبود اعتبار در روستاها از بخاري‌هاي قديمي استفاده مي‌كنيم. ‌ وزير آموزش و پرورش هم در ابتداي دي‌ماه گفته بود كه براي مقابله با آتش‌سوزي، دستورالعملي تهيه شده كه به مدارس كشور فرستاده خواهد شد و همچنين نامه‌هايي به وزير نفت و نيرو نوشته است و از سازمان آتش نشاني درخواست كرده كه به دانش‌آموزان و اولياي آنها آموزش‌هاي فرهنگي بدهند.قيمت يك بخاري گازسوز در بازار حدود 80 هزار تومان و قيمت بخاري نفتي كاربراتوري كمتر از نوع گازسوز است.

اما علي عباسپورتهراني فرد، رئيس كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس، در گفت‌وگويي با مهر، گفت: <هنوز اطلاعات دقيقي از جزئيات حادثه لرستان به دستم نرسيده است اما مي‌توانم با قاطعيت بگويم، ضعف مديريتي علت اصلي اين حوادث است نه كمبود بودجه.>عباسپور اگرچه از اختصاص تنها 270 ميليارد تومان از بودجه 900 ميليارد توماني درخواستي آموزش و پرورش از سوي دولت گله مي‌كند اما نبود مديريت را دليل عمده اين‌گونه حوادث مي‌داند و مي‌گويد: <از روساي سازمان‌هاي آموزش و پرورش انتظار نداريم به مقاوم‌سازي مدارس بپردازند اما از اين مسوولان با قاطعيت مي‌خواهيم از سهم بودجه‌هاي استاني براي رعايت حداقل ايمني در مدارس استفاده كنند.>

دو ماهي تا خاموش شدن بخاري‌هاي مدارس مانده است و هيچ‌كس نمي‌داند سال تحصيلي آينده با گراميداشت ياد چه كساني آغاز خواهد شد.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم دی 1385ساعت 12:11  توسط بابک  | 

عید سعید قربان عید پیروزی مبارکباد

+ نوشته شده در  شنبه نهم دی 1385ساعت 22:32  توسط بابک  | 

آموزش و پرورش؛ از مكتب تا مدرسه

٭ مترجم: فرزانه غلامي- منبع: اينترنت
گروه جامعه:در بازگشتي كوتاه به قدمت نخستين مدرسه ها، كلاسها، دانش آموزان و معلمان، به دنيايي از تفاوت و تغيير مي رسيم، آن هم تغييراتي گسترده در تمامي مقوله هاي مذكور.البته آنچه كه از آن به نام مدرسه ياد مي شود در گذشته "مكتب خانه"، "خانه علوم" و يا "تربيت سرا" ناميده مي شد و بسته به تفاوتهاي جغرافيايي و مشخصه هاي انساني هر مرز و بومي، ساختار آموزش و پرورش آن هم متفاوت بود.




براي مثال در كشورهاي عربي واسلامي شايد بتوان عمده ترين واحدهاي درسي را قرآن، حديث و علوم قرآني دانست كه توسط معلم يا همان پير و يا "حكيم" به دانش آموزان تعليم داده مي شود.پير كه فردي تقريباً سالخورده بود همواره سعي داشت دانش آموزان را به فراگيري آنچه كه ضرورت آن زمان بود، ترغيب كند.
لازم است به اين نكته اشاره كنيم كه حقوق آنچناني هم براي او در نظر گرفته نمي شد و در واقع آنچه او را به سمت آموزش بيشتر و بهتر سوق مي داد فقط يك انگيزه دروني و الهي بود.
در اين ميان اگر از ويژگيهاي مثبت او بگذريم او فردي تقريباً خودمختار بود؛ براحتي دانش آموزان را تنبيه و به آنان امر و نهي مي كرد و صد البته تنبيهات او مورد علاقه والدين هم بود!ساختار آموزشي زمانهاي دور سرزمينهاي اسلامي و عربي و در بسياري موارد حتي اروپايي ها همگي بسته به طبيعت و روحيات قومي بود مثلاً از آنجايي كه تعداد دانش آموزان زياد نبود و بسياري از والدين ضرورتي براي آموزش و پرورش احساس نمي كردند همواره قوانين و مقررات شخصي يك معلم مي توانست كلاس و يا مدرسه اي را اداره كند. معلم و يا همان "حكيم" فردي بود كه از ديد والدين، فاضل، رستگار، عالم و خدايي بود پس هر آنچه او بر دانش آموز حكم مي كرد اصل تعليم و تربيت بود؛ البته از ديد والدين!

دانش آموزان سنتي
شايد دانش آموزان در گذشته ارزش علم و دانش اندوزي را بيشتر از نسل كنوني مي دانستند زيرا امكانات رفاهي و آموزشي براي آنان در حد 2 از 100 بود.تمام فضاي يك كلاس يك "گليم" و يا "حصير" يك چوب و فلك، يك ميز كوچك چهارپايه براي استقرار كتابهاي استاد و چند نفر دانش آموز بود كه سن و سالشان گاهي با هم اختلاف فراوان داشت.
دانش آموز سنتي، شيطنت سنتي دارد، كتك خوردنش هم سنتي و با خشونت بيشتري همراه است.براي او مهمترين دغدغه اين است كه علوم آموزشي، هجي كردن و... را به خوبي به استادش ارائه دهد و آنچه كه آموخته است را به درستي بازگو كند.
اگر چه در گذشته ها نبود استانداردهاي آموزشي، عدم توجه به خواسته هاي آموزشي و تربيتي يك دانش آموز، كم سواد بودن پدران و مادران و مشكلاتي از اين دست مي توانست سيستم آموزشي و پرورشي را ناقص و پر از عيب جلوه دهد اما بايد گفت تمامي اضلاع آموزش و پرورش يعني: معلم، دانش آموز، مدرسه و والدين مستعد اين نقص بودند و شايد بنابه دلايل فراواني نه تنها احساس نقص نمي كردند بلكه معتقد بودند اين شيوه و اين خواسته ها منتهاي آمال آموزشي و پرورشي است همان گونه كه در ابتداي اين مقاله هم به خودمختاري مكتب دار در تنبيه و رضايت والدين از اين امر و البته اجبار دانش آموز به آموختن اشاره شد.
به بياني ديگر دانش آموز در گذشته فقط مي بايست دانش بياموزد و سكوت كند، زيرا آنچه معلم مي گفت براي او حجت و برهان به حساب مي آمد.

مدرسه امروز، دانش آموزان مدرن
انسان موجود تنوع طلب و زياده خواهي است و اين دو ويژگي او در تمام جنبه هاي زندگي اش نمود پيدا مي كند.تغيير در ساختار آموزش و پرورش جهان كنوني اگر چه در برخي مناطق مثل جهان سوم با كندي فراوان روبرو بوده و هنوز با كاستي هاي فراواني روبروست اما قابل انكار نيست.
براي مثال با گذشت سالها و قرنها از عمر بشر خواسته هاي آموزشي، پرورشي، روحي و رواني او هم تغيير يافته است، دانش آموز امروزي دنيايي از هيجانات تخليه شده و يا نشده است، معلم امروزي نمي تواند به خودي خود و به طور خودرأي تصميم گيري و يا كلاس را اداره كند. امروزه در بسياري مدارس بويژه در كشورهاي اروپايي معلمان در برابر بسياري از نابساماني هاي تعليم و تربيت مقصر شناخته مي شوند و بايد پاسخگو باشند! در حالي كه در مقايسه اي كه در ابتداي اين مقاله آمد در گذشته هاي دور حرف اول و آخر آموزش و پرورش را معلم مي زد!
فضاي كلي يك مدرسه و به طور جزيي تر يك كلاس درس مي بايد برابر با استانداردهاي جهاني باشد؛ رطوبت، گرما، سرما، نظافت، نوع تخته و... تنها بخشي ازمسائلي است كه نيازمند رعايت استاندارد است.
يك معلم و واكنشهاي او نمي تواند هميشه مورد حمايت والدين باشد و چه بسا مورد مخالفت آنان هم واقع شود.
"تنبيه" و به ويژه بعد بدني آن سالهاي سال است كه از آموزش و پرورش كشورهاي پيشرفته رخت بربسته است و چنانچه موارد بسيار نادري يافت شود معلم را به دردسر خواهد انداخت.البته در بسياري از كشورهاي آسيايي و آ فريقا هنوز استاندارد آموزش و پرورش در نقطه حداقلي است به طوري كه هم معلم تنبيه گر، هم والدين تنبيه پسند و هم دانش آموز تنبيه پذير، همه و همه يافت مي شود!اگر چه امروزه انتظارات دانش آموزان سراسر جهان فارغ از محل جغرافيايي تحصيل و زندگي به هم شباهتهاي زيادي دارد اما به راحتي مي توان تفاوتهاي عمده اي هم پيدا كرد.
براي نمونه اگر چه تمام دانش آموزان جهان مايل به آموختن علوم رايانه، رياضيات پيشرفته ، فيزيك و شيمي به صورت علمي هستند اما تنها بخشي از آنان به اين خواسته دست مي يابند.در بسياري از كشورهاي جهان سوم هنوز راه زيادي تا رسيدن به سطح استاندارد و خواسته هاي دانش آموزان باقي است و همين محروميتها باعث شده تا بسياري از استعدادها در نخستين جرقه هاي بروز به خاموشي مبدل شود.
هنوز در بسياري از كشورهاي جهان سوم آموزش علوم روز يك رؤيا تلقي مي شود و دانش آموزان و والدين هم اين واقعيت تلخ را پذيرفته اند كه آموزش و پرورش استاندارد نيازمند هزينه و گذشت زمان است.به هر روي شايد اگر قصد مقايسه اي معمولي و فارغ از توجه به نكات خاص داشته باشيم بايد بگوييم بين "تربيت سرا" و "مدرسه" كنوني آن قدر تفاوت هست كه بسياري از اين تفاوتها هنوز كشف نشده است!
و نيازمند توجه بيشتر و ژرف نگري متخصصان آموزش و پرورش است و اين نكته تنها نكته اي است كه در آن تفاوتي نمي توان بين جهان سوم با جهان توسعه يافته، "مدرسه" و يا "تربيت سرا" يافت.
به عبارتي ديگر آنهايي كه توسعه يافته ترند بايد به توسعه بيشتر در بعد آموزش و پرورش بينديشند و آنهايي كه عقب مانده ترند و سالهاي سال تا رسيدن به خواسته هاي دانش آموزان مدرسه شان فاصله دارند هم بايد سعي خود را دوچندان كنند تا شايد راه ميان بري بيابند.
در هر حال جهان در حال گذر است و فناوري و مدرنيته هيچ گاه منتظر تصميمات گاه و بيگاه بشر نمي ماند!


+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم دی 1385ساعت 22:35  توسط بابک  | 

گزارش فارس از حادثه آتش‌سوزي در مدرسه روستاي درودزن

نه مي‌توانند بنويسند، نه مي‌خندند

خبرگزاري فارس: فقط 8 سال دارد اما در پس نگاه معصومانه‌اش، چيزي احساس را چنگ مي‌زند. نگاه غمگينش يا صورت جراحت ديده شايد هم ديدن اشك مادر يا قامت خميده پدرش، نه... شايد آن عروسك كه هنوز در پوشش پلاستيكي جاي دارد و دستي كه نمي‌تواند آن را بگشايد و نگاهي مبهوت به دور دست‌ها ....

مات و مبهوت به نقطه‌اي در دور دست‌ها مي‌نگرد. شايد به سه هفته پيش، همان روز كه شادمانه براي رهايي از سرما دور چراغ علاءالدين كلاس جمع‌ شده بودند. پسرها زورشان بيشتر بود جلوتر ايستاده بودند. هر كه دورتر است از فرد نزديك به چراغ مي‌خواهد كه كمي عقب‌تر بايستد تا نفر بعدي نيز گرم شود. شادي آن لحظه، براي دقايقي مرهمي بر دل دردمندش است. عضلات صورت نيز پيام شادي را مي‌گيرند اما در واكنش به آن، دردي وجودش را به لرزه مي‌افكند. چشم‌ها را مي‌بندد... ديگر نمي‌تواند بخندد...
هنوز نمي‌داند چه شد كه چراغ بر زمين افتاد. مقصر كه بود اما هنوز همه مي‌خنديدند. هيچ‌كس فكر نمي‌كرد آتش شعله كشد و آن‌ها را در كام گيرد. مي‌خواستند آتش را خاموش كنند اما شعله‌ها اجازه نداد. آن‌ها تنها 8 سال داشتند. 8 سال.

* نمي‌توانم بنويسم

هيچ نمي‌گويند. نگاهشان پر از حرف است. با نگاهشان درد دل مي‌كنند. اينجا كلام جايي ندارد. تنها نگاه است كه با انسان حرف مي‌زند. نگاه‌‌ها در هم گره مي‌خورند و قطرات اشك متولد مي‌شوند.
اينجا سكوت يك دنيا حرف است. دستاني كه به سختي به رغم باندپيچي بسيار تكان مي‌خورند تا بگويند هنوز مي‌توانيم...
آن طرف‌تر صداي ظريف دخترانه‌اي به آرامي شنيده مي‌شود: «‌نمي‌توانم بنويسم» به سمت صدا مي‌چرخي. مبهوت به افراد مي‌نگرد باز تكرار مي‌كند: «‌نمي‌توانم بنويسم»
عروسكي كه برايش هديه آوردي را به سويش مي‌گيري. خوشحال نمي‌شود. هيچ عكس‌العملي نشان نمي‌دهد. انگار نه انگار كه او روزي عاشق اين عروسك بود. حالا تنها با بغض به اطراف مي‌نگرد و باز تكرار مي‌كند: «‌نمي‌توانم بنويسم»

* خدا را شكر، اين دانش‌آموزان نمردند

درست روز هفتم آذر امسال در حاشيه يك همايش، خبرنگار فارس از وزير آموزش و پرورش سوالي كرد. سوالي كه امروز دستمايه اين گزارش شد. اگر حادثه‌اي مانند آتش‌سوزي مدرسه سفيلان ـ همان حادثه‌اي كه جان 13 دانش‌آموز را گرفت ـ يك مدرسه در زمان وزارت محمود فرشيدي روي دهد، چه خواهد كرد؟
فرشيدي آن روز به سرعت پاسخ داد: «براي پاسخ به افكار عمومي استعفا مي‌كنم.»
درست 7 روز بعد، 8 دانش‌آموز يك كلاس در روستاي درودزن استان فارس در ميان شعله‌هاي آتش گرفتار شدند و چهره و اندام ظريفشان كباب شد.
كسي چه مي‌داند شايد اگر دانش‌آموزان روستاي درودزن در آتش جان مي‌باختند، حالا آقاي رئيس‌جمهور بايد به فكر معرفي وزير ديگري براي آموزش و پرورش مي‌بود.
اما نه! پژمرده شدن اين 8 نوگل براي مادر و پدر غمبار بسيار ناگوار است.

* فرشيدي: كمك

وقتي در خصوص اين حادثه از وزير آموزش و پرورش سوال مي‌شود، مي‌گويد: «همان زمان كه خبر اين حادثه را شنيدم بلافاصله گروهي را براي پيگيري به اين مدرسه فرستادم تا اين حادثه را پيگيري كند و خوشبختانه اقدامات بسيار خوبي انجام شد.»
وي مي‌افزايد: «در حال حاضر 15 ميليون دانش‌آموز در مدارس كشورمان تحصيل مي‌كنند و بايد براي تحصيل آن‌ها فضاي مناسب آماده شود اما اعتبار ما در اين خصوص كافي نيست و نياز به اعتبار داريم.»
فرشيدي وجود مشكل آتش‌سوزي در مدارس را عدم اعتبار كافي مي‌داند اين در حالي است كه به گفته وزارت آموزش و پرورش و حتي شخص وزير بودجه آموزش و پرورش در سال‌جاري 50 درصد افزايش داشته است. 4 ميليارد دلار نيز براي مقاوم‌سازي مدارس فرسوده از سوي مجلس تصويب شد. 100 ميليارد تومان نيز كمك به سرانه دانش‌آموزي تعلق گرفت. اين موارد به جز كمك‌هاي مالي اوليا به مدارس و كمك‌هاي خيرين مدرسه‌ساز است.

*جان دانش‌آموزان در خطر است!

هنوز تعدادي از دانش‌آموزان در مدارسي درس مي‌خوانند كه براي گرم شدن بايد از هيزم استفاده كنند. هنوز دانش‌آموزان در مدارسي درس مي‌خوانند كه چراغ علاء‌الدين گرمابخش كلاس است. هنوز دانش‌آموزان در مدارسي درس مي‌خوانند كه بخاري‌هاي نفتي چكه‌اي‌ در كلاس نصب است.
هنوز از حادثه گازگرفتگي در مدرسه‌اي در تهران زمان زيادي نمي‌گذرد. حادثه‌اي كه بيخ گوش وزير آموزش و پرورش به وقوع پيوست و 18 دانش‌آموز را روانه بيمارستان كرد. آيا آن حادثه خود زنگ خطري نبود كه بايد فكري انديشيد.
آموزش و پرورش براي جلوگيري از حادثه‌ آتش‌سوزي در مدارس دستورالعملي را به مدارس ابلاغ كرده و كميته‌هايي را تشكيل داده است، آيا آموزش و پرورش نمي‌تواند تمام مدارس را به وسايل گرمايشي مناسب و سيستم اطفاي حريق مجهز كند؟

*حادثه بعدي در كدام مدرسه؟

زمستان تازه آغاز شده است و فصل سرما آرام آرام در حال جاگير شدن است. به زودي دانش‌آموزان زنگ‌هاي تفريح نيز در كلاس خواهند ماند. مدرسه بعدي كه طعمه حريق خواهد شد، كدام مدرسه است؟
+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم دی 1385ساعت 15:28  توسط بابک  | 

/ گزارش مهر از شرایط تحصیل دانش آموزان در مناطق محروم کشور /
کلاس های درسی که زیر سایه درختان تشکیل می شود!
خبرگزاری مهر - گروه اجتماعی : حذف مدارس خشت و گلی و کپری ، از جمله شعارهای گنجانده شده در برنامه های دولت ها بوده و هست اما همچنان شاهد تحصیل دانش آموزان مناطق محروم کشور در بدترین شرایط مکانی هستیم و لاجرم مجبورند سوز سرمای زمستان را به جسم نحیف و رنجور خود بخرند اما از درس خواندن محروم نشوند.

به گزارش خبرنگار مهر ، در مراسم نمادینی که به مناسبت حذف مدارس کپری طی سال گذشته در یکی از مناطق محروم استان هرمزگان برگزار شد ، قرار بود دیگر شاهد وجود چنین کلاس های درسی در هیچ یک از استان های کشور نباشیم اما گزارش ها خلاف این موضوع را اثبات می کند.

فرماندار دلفان از توابع استان لرستان ، خواستار رفع محرومیت مدارس این شهرستان شد و اظهار داشت: دانش آموزان 63 روستای دلفان هنوز در مدارس کپری درس می ‌خوانند.

محمد علی ناصری افزود: با توجه به عمق محرومیت آموزشی و کمبود فضاهای آموزشی مناسب در این شهرستان ، استانداری لرستان هزینه تبدیل نیمی از مدارس کپری را تقبل کرده است.

فرماندار دلفان از مدیرکل نوسازی و تجهیز مدارس استان لرستان خواست نسبت به تامین مابقی هزینه تبدیل این مدارس اقدام کند.

وی همچنین با ناکافی دانستن اعتبارات تخصیص یافته برای مدارس تخریبی و فرسوده مناطق مختلف دلفان گفت: هم اکنون 12 آموزشگاه با قدمت 30 ساله و 2 هزار دانش ‌آموز در این شهرستان وجود دارد که در بدترین شرایط تحصیل می ‌کنند.

ناصری افزود: باید هرچه سریع تر نسبت به بازسازی و مقاوم ‌سازی این واحدهای آموزشی اقدام شود.

به گزارش مهر ، بر اساس آنچه در قانون اساسی کشور بدان اشاره صریح شده است ، برخورداری از امکانات آموزشی برای همگان باید یکسان و برابر باشد و این وظیفه دولت است که شرایط تحصیل مطلوب دانش آموزان در هر نقطه ای از این مرز و بوم را فراهم کند.

به گفته فرماندار دلفان ، تا کنون از 195 میلیارد ریال اعتبارات مدارس تخریبی استان تنها 13 میلیارد ریال آن به این شهرستان اختصاص یافته که این اعتبار جوابگوی نیاز نیست.

فرماندار شوش از توابع استان خوزستان نیز با تاکید بر توسعه فضای آموزشی منطقه گفت: این شهرستان 35 مدرسه کپری و تخریبی دارد.

محمد حسن پرآور با اشاره‏ به لزوم توجه بیشتر به مدارس منطقه از سازمان نوسازی ، توسعه و تجهیز مدارس استان‏ خوزستان خواست تا در کار پروژه های مدرسه سازی منطقه تسریع کنند.

رئیس سازمان آموزش و پرورش استان کرمان گفت: از 29 هزار کلاس درس در این استان 11 هزار کلاس فاقد استاندردهای لازم هستند.

به گفته احمد فتحی ، دولت 400 میلیارد ریال برای بازسازی به مدارس تخریبی اختصاص داده است.

وی در عین حال تصریح کرد: از مجموع 600 هزار دانش آموز استان کرمان ، 400 هزار نفر دچار سوء ‌تغذیه هستند که در این زمینه نیز حمایت ‌ها و تلاش های جدی مردم و دولت مورد نیاز است.

فتحی بر رفع مشکلات مدارس مناطق جنوب استان تاکید کرد و افزود: در بعضی از مناطق جنوبی استان کرمان کلاس های درس در زیر سایه درخت برپا می شود به طوری که با جابجایی سایه ، کلاس های درس نیز جابجا می ‌شوند.

رئیس سازمان آموزش و پرورش استان کرمان گفت: این روند مشکلاتی را در راستای آموزش دانش ‌آموزان در این مناطق ایجاد کرده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم دی 1385ساعت 5:45  توسط بابک  | 

گفت ‌و گو‌ : عباس سياحي: رويتان را به سوي معلم، كنيد
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه یکم دی 1385ساعت 23:17  توسط بابک  | 

تاريخچه تربيت معلم در آموزش و پرورش



        توجه به آداب معلمي از ديرباز در فرهنگ اسلامي و ايراني ما جايگاه خاصي داشته است . ليكن تا آغاز حكومت مشروطه در ايران ، دولت مركزي براي تأسيس مدرسه و تربيت معلم هيچگونه مسئوليتي براي خود قائل نبوده و هر مدرسه متولي مخصوص داشت كه از محل درآمد موقوفات مدرسه ، امور مختلف مدرسه را اداره مي‌نمود . معلمان از ميان طلاب ساعي و با استعداد انتخاب مي‌شدند . اين طلاب از استادان خود اجازه نامه‌اي ( كه در پشت صفحه اول يا آخر يكي از كتابها به خط استاد نوشته شده بود دريافت كرده بودند ) كه در واقع « دانشنامه يا گواهينامه » بود و سند معتبري براي معلم جهت تدريس محسوب مي‌شد .
      در كنار اين مدارس مكتب‌خانه‌هايي نيز وجود داشت كه فرزندان عامه مردم در آن به تحصيل مي‌پرداختند و خود را براي ورود به مدارس آماده مي‌كردند . مكتب‌داري يك حرفه خصوصي بود و هرروحاني محله‌اي كه حوصله و آمادگي براي تعليم به كودكان را داشت ، بي هيچگونه قيد و شرط و اجازه‌نامه‌اي به شغل معلمي و مكتب‌داري مي‌پرداخت . هريك از شاگردان ماهانه مختصري براي تحصيل مي‌پرداختند اين مبلغ براي زندگي بسيار ساده معلمان كافي نبود . ليكن آنها كار معلمي را با علاقه انجام مي‌دادند .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه یکم دی 1385ساعت 23:16  توسط بابک  | 

آزادي وكنترل در تعليم وتربيت



 

 

آزادي حقي است كه، هرانساني بايدازآن برخوردارباشد.اين حق دردوره هاي مختلف شخصيتي وزيستي صورتهاي گوناگون دارد.البته ميدان اختياروآزادي هرفردي متغيرهاي گوناگوني دارد: همچون سن،جنس،نژاد،ثروت و....
ولي حدودآزادي فرزندان درتعليم بايدبه گونه اي ديگرتعيين شود.به اين معنا كه انسان براساس يك سلسله معيارهايي كه تعيين كننده ي ميزان اختياروآزادي اودردوره هاي مختلف رشد است؛مي تواندازآزادي بهره مندشود.واين درحقيقت صورتهاي گوناگون آزادي داده شده به اوست.پس حدود،آزادي عمل يك كودك را،شرايط وويژگيهاي شخصيتي ومحيطي اوتعيين مي كند. فرددراوايل تولدبه علت محدوديت شناختي،حركتي ورفتاري خودقادرنيست يك پرتگاه را ازيك سطح همواربه خوبي تميزدهد.يادرصورت مواجه شدن باسقوط،خودرانجات دهد،ياقسمت شكسته ي يك شيشه را،به عنوان جزئي خطرناك آن پديده درنظرداشته باشد،يادريابدو بدانند كه آب بازي باآب مرگ آفرين چه تفاوتي دارند؟
پس شرايط وويژگيهاي سني اين كودك به ما اجازه نمي دهدكه اورابا توجه به حق آزادي اش درمواجهه باخطررهاكنيم وحيات اورابه مخاطره بيندازيم.ولي درعين حال به اين معنا هم نيست كه دركليه جوانب، حقوق اورادرنظرنگيريم.
بنابراين ملاك هايي وجوددارندكه مارا قادرمي سازندآزادي يك كودك تيزهوش رابيشترازيك كودك عادي،ويك كودك عادي رابيشتر ازيك كودك عقب افتاده ذهني رعايت كنيم .پس آزادي در بحث هابه آزادي اجتماعي به معناي خاص آن مربوط نمي شود،چراكه آزادي اجتماعي، شرايط حقوقي داردوآزادي تربيتي، شرايط علمي وحقيقي. تعاريف گوناگون ودرك هاي متفاوت ازآزادي باعث شده است كه نه تنهادرقلمروذهني بلكه درقلمروعيني نيز آنچنان كه شايسته ي اين واژه است نتوانيم آن راتصورودرك كنيم؛ودرجهت مصداق آفريني آن گام برداريم.لذادربرخي ازخانواده ها،بي بندوباري،سقوط ارزشهاوهنجارهارابه عنوان آزادي قلمدادمي كنند وحذف ديكتاتوري واستبدادرابه عنوان روشي براي جلوگيري ازبه انحراف كشيده شدن وآسيب ديدن فرزندانشان برمي گزينند.بامحروم كردن آشكارفرزندانشان واعضاي خانواده هاازحقوق انساني آنهابراين باورند كه مباداآنهابابرخورداربودن ازآزادي هاي سالم وحياتي به انحراف كشيده شوندوآسيب ببينند.امااينها همه احتمال است.
اگرنظام هستي هم براساس چنين احتمالاتي استوارمي شدهيچ حركتي نمي بايستي دركيهان صورت مي گرفت.چراكه هميشه احتمال منحرف شدن خورشيد ازمدارش مي بايست وجود داشته باشد. واحتمال انحراف درآزادي داشتن نيز چنين است.ولي آن چنان ضعيف مي نمايد كه ميتوان گفت در حدصفراست به خصوص باوجودملاكهاي ارزشي،اجتماعي وعقلاني درتفويض آزادي بركودك. واين درست بدان مي ماند كه بگوييم كودك ما در راه مدرسه تاخانه ممكن است چيزي ببيندياكسي او رابربايد ويادرجايي...بنابراين،اين اختيار راازاوبگيريم.درحالي كه اودر فاصله از خانه تامدرسه واز مدرسه تا خانه مي تواندبه كسب مهارتهاي اجتماعي بپردازد.ارتباطات كودكانه وسالمي رابادوستانش داشته باشد وبفهمد كه تواناييهايش در روابط اجتماعي در چه حدي است وبايد تاچه حدودي افزايش پيداكند.
از دست دادن اين فرصت يعني ازدست رفتن فرصت رشدوپيشرفت وترقي در كسب مهارتهاي انساني واجتماعي. اگر خانواده ،آزادي سالم كودكش راازاوسلب كند،گلي رادريك فضاي بسته وآلوده قرارداده كه احتمال پژمردگي آن بسيار زياداست وسرعت اين پژمردگي بسيارتندخوهد بود.
بايد اشاره كرد كه بي كفايتي،خجالتي بودن،ناتواني در كسب حقوق خويش،عدم رعايت حقوق ديگران،ترس از اجتماع،ترس ازمسئوليت پذيري،ضعف درخودگرداني ومسائل بسيار،كودكان ونوجوانان از جمله علائم ناسالمي است كه از سلب آزادي وياارائه آزادي نامعقول بركودك سرچشمه مي گيرد.
پس خانواده اي كه حدود آزادي را بدون بينش تعيين كند ونمي داند حدهرچيزي تا كجاست - يعني مرز سلامت وناسلامتي،زشت وزيبايي،درستي ونادرستي آن- اگرپديده ي رفتار،وجوديااحساس ازمرزسلامتي به ناسلامتي،زيبايي به زشتي،درستي به نادرستي گام بردارد،به حرمت وجودي حيات خود وفرزندخودتجاوز كرده اند وشايد چنين خانواده اي بي نظمي،عدم رعايت حقوق ديگران و... را هم به حساب آزادي واختياركودكش بگذاردنه تخريب،عصيان،بي عدالتي وتجاوز گري وپرخاشگري او. ولي پدر ومادري كه حدود اختيارفرزندش رابراساس شناخت وآگاهي ودقت، تعيين وتنظيم نكرده اند،بايد بدانند كه مفهوم آزادي را با ،رها سازي ناسالم وبي قيد وبند وبي حدومرزبودن رفتار اشتباه گرفته ومفهوم اصيل آزادي را درك نكرده اند. چراكه اين واژه يكي از ارزشمندترين،زيباترين ولطيف ترين واژه هايي است كه خداوندبه بشرخودهديه كرده است تا بوسيله آن بتواند حقوق حقيقي خود را بدست آوردوارتباط سالم وزيبا وارزشمندانه باحيات برقراركند.
منبع: فرآيند انسان سازي در تعليم وتربيت
تهيه وتنظيم :معصومه مرادي

 

+ نوشته شده در  جمعه یکم دی 1385ساعت 23:14  توسط بابک  | 

بهداشت رواني



 

 

فردي‌ از نظر رواني‌ سالم‌ است‌ كه‌ بتواند از وضعيت‌ و موقعيت‌ اجتماعي‌ خود استفاده‌ نموده‌، از عهده‌ وظايف‌ محوله‌ به‌ خوبي‌ برآمده‌ و از انجام‌ آن‌ احساس‌ رضايت‌ و خرسندي‌ نمايد. بنابراين‌ اگر ما داراي‌ رواني‌ سالم‌ هستيم‌ بايد از بروز فشارهاي‌ مختلف‌، دلهره‌، ترس‌ بيهوده‌، تنش‌هاي‌ عصبي‌، خستگي‌ها و ناراحتي‌ها در زندگي‌ خود پرهيز كنيم‌ و در برابر نااميدي‌ها، شكستها و پيشامدهاي‌ غيرمنتظره‌ نيز هرگز سستي‌ از خود نشان‌ ندهيم‌ زيرا در هر حال‌ زندگي‌ و طبيعت‌ داراي‌ قوانيني‌ است‌ كه‌ تمام‌ آنها مورد پسند ما نيست‌. به‌ طور مثال‌ تعداد كمي‌ از آرزوهاي‌ جواني‌ صورت‌ حقيقت‌ به‌ خود مي‌گيرد، چيزي‌ كه‌ در اين‌ ميان‌ بسيار مهم‌ است‌ طرز برخورد افراد با مشكلات‌ زندگي‌ است‌ و بهداشت‌ رواني‌ هر شخص‌ مربوط‌ به‌ اين‌ طرز برخورد مي‌باشد. ممكن‌ است‌ هيجانات‌ و فشارهاي‌ روحي‌ در زندگي‌ روزمره‌ باعث‌ بروز بيماريهاي‌ متعدد در ارگانهاي‌ مختلف‌ بدن‌ گرديده‌ و لازم‌ است‌ از آنها پيشگيري‌ به‌ عمل‌ آيد، لذا رعايت‌ اصولي‌ در پيشگيري‌ از اين‌ امر مهم‌، فوق‌العاده‌ حائز اهميت‌ است‌. اهم‌ اين‌ نكات‌ عبارت‌ است‌ از :


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه یکم دی 1385ساعت 23:12  توسط بابک  | 

مقايسه هاي نابجا در خانواده



 

تفاوتهاي فردي

 

يکي از مهمترين و اساسي ترين مفاهيم در شناخت جسم و روان آدميان است ؛ يعني اساس پرداختن به موضوعات روان شناسي ، بدون در نظر گرفتن مفهوم تفاوتهاي فردي ، ناقص و بي سرانجام خواهد بود . تفاوتهاي فردي يعني اين که انسانها از جهات مختلف با يکديگر متفاوت هستند و تشابهات ظاهري ، اين اصل را نفي نمي کند ، چرا که حتي در دو قلوهاي همسان نيز اين تفاوتها به وضوح آشکار است . همانطور که اثر انگشت يک انسان با بقيه انسانها فرق دارد ظرفيتها ، تواناييها ، استعدادها، خلاقيتها ، احساسات ، عواطف ، هوش و کليه خصايص افراد با يکديگر متفاوت است .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه یکم دی 1385ساعت 23:9  توسط بابک  | 

معلمان و دریافت يک ميليون کارت بانک اقتصاد نوين
بنابر توافق بانک اقتصاد نوين و مسوولان وزارت آموزش و پرورش ، کارت اعتباري معلم کارت نوين در اختيار معلمان و کارکنان آموزش و پرورش قرار خواهد گرفت.
حسين درويشها ، معاون بازاريابي بانک اقتصاد نوين اين مطلب را در گردهمايي معتمدين و مقامات شهر سبزوار به مناسبت گشايش هشتاد و هشتمين شعبه بانک اقتصاد نوين اعلام کرد. سبزوار که پس از مشهد با بيش از 500هزار نفر جمعيت ، بزرگ ترين شهر استان و يکي از مهمترين مناطق بازرگاني و تجاري شمال شرق کشور است ، با افتتاح اين شعبه به شبکه بانکي اقتصاد نوين پيوست.
افتتاح اين شعبه فرصت تازه اي را براي سرمايه گذاري در زمينه بازرگاني ، صنعت ، خدمات و صنايع کشاورزي فراهم آورده است.

منبع: آموزش نيوز
+ نوشته شده در  جمعه یکم دی 1385ساعت 1:23  توسط بابک  | 

ایران بین 2000 دانشگاه برتر دنیا جایگاهی ندارد
ایسنا؛ دبیر کل کمیسیون ملی یونسکو در ایران با ابراز تاسف از اینکه دانشگاه های کشورمان حتی در بین 2000 دانشگاه برتر دنیا جایگاهی ندارند، تاکید کرد؛ اگر به دانشمندان ارج ننهیم، آزادی و انگیزه علمی را در آنان تقویت نکنیم و آزمایشگاه های کشور را تجهیز نکرده و مدیریت علمی و دانشگاهی کشور اصلاح و به سامان نشود، ارتقای جایگاه علمی دانشگاه های کشور تنها با افزایش اعتبارات ممکن نمی شود. محمد توکل با اشاره به جایگاه ایران در اطلس جهانی رتبه بندی دانشگاه ها و مراکز علمی دنیا، اظهار کرد؛ متاسفانه جایگاه ایران در این اطلس بسیار پایین است، به گونه یی که نه تنها دانشگاه های ما جزء 500 دانشگاه برتر دنیا نیستند، بلکه در بین دو هزار دانشگاه برتر دنیا نیز جایگاهی ندارند. وی با بیان اینکه با هدف ارتقای این جایگاه باید اقدامات اساسی علمی برای رشد تولید علمی کشور صورت گیرد، گفت؛ برخی از این اقدامات تولید علم، چاپ مقالات، انجام تحقیقات و افزایش کیفیت آموزش عالی است تا از طریق آن بتوان با دستاوردهای کمی و کیفی در این عرصه ها، جایگاه خود را در رده بندی دانشگاه ها و مراکز علمی دنیا ارتقا دهیم. دکتر توکل با بیان اینکه این فعالیت ها تنها جنبه تبلیغاتی ندارند، اظهار کرد؛ اهمیت این امر بیش از این، در این است که دانشگاه های کشور اگر تولید علمی و تحقیقاتی خود را بالا ببرند اولین جایی که منتفع می شود خود کشور است، به عبارت دیگر هرگونه سرمایه گذاری و تلاش برای ارتقای جایگاه دانشگاه های کشور در رده بندی علمی دنیا، بیشترین منفعت را به خود کشور می رساند، چرا که اگر توسعه علمی و فناوری نداشته باشیم، توسعه همه جانبه کشور تحقق ناپذیر خواهد ماند. به گفته دبیر کل کمیسیون ملی یونسکو در ایران، توسعه جامع کشور اتفاق نمی افتد جز از طریق توسعه علمی، تحقیقاتی و فناوری؛ همچنین توسعه علمی، فنی و تحقیقاتی در کشور اتفاق نمی افتد مگر اینکه دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی به لحاظ پارامترهای کمی و کیفی تقویت شوند. دبیر کل کمیسیون ملی یونسکو در ایران اظهار کرد؛ حتی اگر قرار گرفتن حداقل یک یا دو دانشگاه کشور در سطح دانشگاه های برتر دنیا، یکی از اهداف توسعه آموزش عالی و مراکز تحقیقاتی کشور با جنبه رکورد و تبلیغاتی آن باشد، با این حال، باز اولین منفعت این است که با افزایش سطح علمی کشور، توسعه جامع و همه جانبه کشور محقق شده است.
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آذر 1385ساعت 5:19  توسط بابک  | 

تنبيه معلم خاطي

اعتماد ملي: معلمي كه يكي از دانش‌آموزان خود را بي‌اجازه اولياي وي به آرايشگاه برده و موهاي وي را كوتاه كرده بود به اداره پليس فراخوانده شد. به گزارش بازپرس تحقيق پرونده آل‌سانچز بايد در اداره پليس حاضر و به سوالات دادستان در خصوص علت خارج كردن دانش‌آموز از مدرسه بي‌اجازه والدينش پاسخ دهد.

مادر اين دانش‌آموز كه ساكن پايتخت برزيل است در اين باره به ماموران گفت: مسوولان مدرسه حق خارج كردن دانش‌آموزان بدون اخذ مجوز از اولياي آنها را ندارند.

آل سانچز در اين باره به بازپرس پرونده گفت: موهاي فيدل به شكل آخرين مدهاي روز آرايش شده بود. اين در حالي است كه من چندين بار از وي درخواست كرده بودم كه با اين آرايش مو به مدرسه نيايد.

آل‌سانچز در ادامه ادعا كرد كه به گمان وي بردن فيدل به آرايشگاه كار پسنديده‌اي است.

فيدل نيز در بازجويي‌هاي پليس ادعا كرد كه معلمش وي را به درخواست خود به آرايشگاه برده است. با اين وجود، اولياي فيدل از شكايت خود صرف‌نظر نكردند

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم آذر 1385ساعت 22:4  توسط بابک  | 

مزایای شغلی کارمندان مشمول سنوات پایان خدمت قرار می گیرد

ایسکانیوز : مزایای شغلی کارمندان دولت که شامل کسورات ، بیمه و بازنشستگی می شود جزء سنوات پایان خدمت قرار می گیرد.

به گزارش خبرنگار سرویس اجتماعی ایسکانیوز (مشهد)، براساس ماده 7 قانون اصلاح پاره ای از مقررات مربوط به حقوق بازنشستگان کارمندان دولت ، مزایایی از قبیل سختی کار ، حق جذب ، فوق العاده شغل و غیره که شامل کسورات بیمه و باز نشستگی می شود مشمول سنوات پایان خدمت قرار می گیرد .
مدیر اموراداری و رفاه شهرداری مشهد در این باره گفت : به ازاء هر سال خدمت یک ماه حقوق ومزایا به عنوان سنوات به افراد بازنشسته پرداخت می شود.
علیرضا علی آبادی اظهار داشت : همچنین به کارکنانی که متقاضی باز نشستگی پیش از موعد باشند به ازاء هر سال خدمت کمتر از 30 سال ، براساس تصویب نامه شماره 110 شورای اسلامی شهر مشهد پاداش سنواتی 5/4 ماه برای هر سال کسر خدمت ، به آنها پرداخت می شود .
وی گفت : پرداختی مذکور همچنین شامل سختی کار، حق جذب و فوق العاده های شغلی که جز حقوق آنان بوده نیز می شود .
و ی افزود : کارکنانی که به خاطر بیماری ، از کار افتاده تلقی می شوند و مدارک پزشکی آنها  مورد تایید سازمان مدیریت و برنامه ریزی قرار می گیرد از حقوق وظیفه از کار افتادگی برخوردار می شوند ، همچنین اگر بر اثر حادثه در حین انجام وظیفه معلول گردند حقوق وظیفه از کار افتادگی نیز به آنان تعلق می گیرد .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385ساعت 6:8  توسط بابک  | 

 كلاس‌هاي‌ شلوغ‌ و معلماني‌ كه‌ دغدغه‌ نان‌ دارند؛آموزش‌ وپرورش‌ ما نخبه‌ گريز است‌

كلاس‌ها آنقدر شلوغ‌ است‌ كه‌ امكان‌ آموزش‌ كامل‌ را از ما مي‌گيرد. اين‌ جمله‌ بسياري‌ از معلماني‌ است‌ كه‌ اين‌ روزها در مدارس‌ دولتي‌ مشغول‌ به‌ تدريس‌ هستند.
رئوفيان‌ دبير جامعه‌ اسلامي‌ معلمان‌ در رابطه‌ با نسبت‌ تعداد معلمان‌ به‌ دانش‌آموزان‌ به‌ «اعتماد» مي‌گويد: «اين‌ نسبت‌ تقريبا يك‌ شصتم‌ تا يك‌ شصت‌وپنجم‌ است‌. يعني‌ به‌ ازاي‌ هر 60 دانش‌آموز يك‌ معلم‌ براي‌ آموزش‌ و تدريس‌ وجود دارد، در حالي‌ كه‌ نسبت‌ استاندارد معلم‌ به‌ دانش‌آموزان‌ يك‌ بيست‌ و پنجم‌ تا يك‌ بيست‌ وهفتم‌ است‌.»
دوست‌ محمدي‌ عضو كميسيون‌ آموزش‌ و تحقيقات‌ وزارت‌ علوم‌ نيز در اين‌ خصوص‌ از دولت‌ كمك‌ مي‌خواهد. او مي‌گويد: «در آموزش‌ و پرورش‌ جايگزين‌ مناسبي‌ براي‌ معلمان‌ بازنشسته‌ وجود ندارد و دولت‌ بايد براي‌ استخدام‌ نيرو و جبران‌ كمبود نيروي‌ آموزش‌ و پرورش‌ كمك‌ كند.»
داوري‌ مسوول‌ آموزش‌ و كميته‌ اطلاع‌رساني‌ انجمن‌ معلمان‌ ايران‌ معتقد است‌ بحث‌ نيروي‌ انساني‌ در همه‌ سازمان‌ها و نهادها اهميت‌ دارد اما در آموزش‌ و پرورش‌ از اهميت‌ بيشتري‌ برخوردار است‌ چرا كه‌ ورودي‌ و خروجي‌ اين‌ وزارتخانه‌ انسان‌ است‌. دبير جامعه‌ اسلامي‌ معلمان‌ نيز به‌ همين‌ موضوع‌ اشاره‌ مي‌كند و معتقد است‌ آموزش‌ و پرورش‌ براي‌ جبران‌ كمبود نيرو و تربيت‌ نيروهاي‌ شايسته‌ به‌ حمايت‌ ديگر سازمان‌ها، نهادها و وزارتخانه‌ احتياج‌ دارد. اين‌ دستگاه‌ به‌ تنهايي‌ از عهده‌ اين‌ وظايف‌ بر نمي‌آيد. رئوفيان‌ مي‌گويد: «حتي‌ اگر قدرترين‌ و كارآمدترين‌ مديران‌ كشور هم‌ در راس‌ مديريت‌ اين‌ وزارتخانه‌ قرار بگيرند مادامي‌ كه‌ ديگر نهادها و مردم‌ كمك‌ نكنند مشكلات‌ آموزش‌ و پرورش‌ حل‌ نمي‌شود.»
اما مسوول‌ اطلاع‌رساني‌ انجمن‌ معلمان‌ ايران‌ معتقد است‌ آموزش‌ و پرورش‌ هيچ‌ نگاه‌ علمي‌ و منطقي‌يي‌ نسبت‌ به‌ جايگزيني‌ مناسب‌ و تربيت‌ نيروي‌ انساني‌ جديد ندارد. او به‌ «اعتماد» مي‌گويد: «نيروي‌ آموزش‌ و پرورش‌ بايد تربيت‌ شده‌ آموزش‌ و پرورش‌ باشد اما متاسفانه‌ بسياري‌ از افراد با داشتن‌ ليسانس‌ فيزيك‌، فيزيك‌ درس‌ مي‌دهند در حالي‌ كه‌ دبيران‌ آموزش‌ و پرورش‌ يا بايد در رشته‌ دبيري‌ مراكز آموزش‌ عالي‌ تحصيل‌كرده‌ باشند و يا اينكه‌ در دانشگاه‌هاي‌ تربيت‌ مدرس‌ درس‌ خوانده‌ باشند.»
او معتقد است‌ آموزش‌ و پرورش‌ بايد سعي‌ در بهسازي‌ نيروهاي‌ انساني‌ خود داشته‌ باشد و آنها را تشويق‌ به‌ ادامه‌ تحصيل‌ كند اما با اينكه‌ بسياري‌ از معلمان‌ با هزينه‌ خودشان‌ ادامه‌ تحصيل‌ مي‌دهند هيچ‌ معياري‌ براي‌ تشويق‌ آنان‌ در نظر گرفته‌ نمي‌شود. داوري‌ مي‌گويد: «هيچ‌ سياستي‌ براي‌ نگهداري‌ نيروهاي‌ كيفي‌ در آموزش‌ و پرورش‌ وجود ندارد. آموزش‌ و پرورش‌ نخبه‌گريز است‌. وقتي‌ معلمان‌ با هزينه‌ خودشان‌ تحصيل‌ مي‌كنند و به‌ مدارج‌ علمي‌ فوق‌ ليسانس‌ يا دكترا مي‌رسند و هيچ‌ تغييري‌ در وضعيت‌ شغلي‌ آنان‌ به‌ وجود نمي‌آيد از آموزش‌ و پرورش‌ خارج‌ مي‌شوند.»
دبير كل‌ جامعه‌ اسلامي‌ معلمان‌ نيز در اين‌ مورد مي‌گويد: «بايد به‌ معلم‌ و نيازهاي‌ او رسيدگي‌ شود و در جهت‌ رفع‌ چالش‌هاي‌ اقتصادي‌ آنان‌ تلاش‌ شود.» رئوفيان‌ مي‌گويد: «دغدغه‌ نان‌ شب‌، لباس‌ زمستان‌ و ... باعث‌ استرس‌ معلم‌ مي‌شود.در حالي‌ كه‌ معلم‌ بايد به‌ دور از استرس‌هاي‌ روان‌ تني‌ و با يك‌ خيال‌ آسوده‌ به‌ تدريس‌ بپردازد و با اطلاع‌ از علم‌ روز، دانش‌آموزان‌ را آموزش‌ دهد.»
مسوول‌ كميته‌ اطلاع‌ رساني‌ و آموزش‌ انجمن‌ معلمان‌ ايران‌ معتقد است‌: آموزش‌ ضمن‌ خدمت‌ معلمان‌ ، تقليل‌ ساعت‌ كاري‌ دارندگان‌ مدارك‌ بالاتر، حق‌ هم‌ ترازي‌ اساتيد دانشگاه‌ براي‌ دارندگان‌ مدرك‌ بالاتر، حق‌ هم‌ترازي‌ اساتيد دانشگاه‌ براي‌ دارندگان‌ مدرك‌ فوق‌ليسانس‌ و دكترا باعث‌ مي‌شود كه‌ آموزش‌ و پرورش‌ بتواند به‌ بهسازي‌ نيروهاي‌ انساني‌ بپردازد.
او مي‌گويد: «براي‌ بازنشسته‌ شدن‌ كارمندان‌ آموزش‌ و پرورش‌ هم‌ هيچ‌ برنامه‌يي‌ وجود ندارد. آنها مي‌توانند تجريبات‌ سال‌ها تدريس‌شان‌ را در كتاب‌هايي‌ تدوين‌ كنند.»
داوري‌ معتقد است‌: «در آموزش‌ و پرورش‌ هيچ‌ وقت‌ نگاه‌ علمي‌ به‌ مقوله‌ نيروي‌ انساني‌ وجود نداشته‌ اما اين‌ روزها بيشتر از زمان‌هاي‌ قبل‌ نگاه‌ به‌ مقوله‌ نيروي‌ انساني‌ سنتي‌ شده‌ است‌ و در استخدام‌ نيروها هيچ‌ كارشناسي‌يي‌ انجام‌ نمي‌گيرد.»


+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم آبان 1385ساعت 9:16  توسط بابک  | 

سهم معلمان از سهام عدالت بزودی مشخص می شود

معاون برنامه ریزی و توسعه مدیریت وزارت آموزش و پرورش اعلام کرد: سهم معلمان از سهام عدالت بزودی و پس از مطالعات وزارت اقتصاد و دارایی اعلام خواهد شد.

محمدرضا محدث خراسانی در گفتگو با خبرنگار مهر گفت: بر اساس پیشنهاد اولیه سهم معلمان از سهام عدالت دو دهک اعلام شده که بخشی از آن مربوط به فرهنگیان است.

معاون وزیر آموزش و پرورش ، مسئولیت به نتیجه رسیدن این امر را بر عهده وزارت اقتصاد و دارایی دانست و از مکاتباتی در راستای عملیاتی کردن دریافت این سهام خبر داد.

وی ، ستاد اجرایی وزارت اقتصاد و دارایی را مسئول تعیین کف و سقف این مبلغ عنوان کرد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم مهر 1385ساعت 5:23  توسط بابک  | 

نگرشي نو به نظام آموزشي

مدت هاست كه جوامع مترقي اهميت آموزش عمومي را به عنوان يكي از مهمترين و شايد تنهاترين عامل توسعه اجتماعي دريافته اند و سرمايه گذاري هاي عظيم و درازمدتي را بر روي آن انجام داده اند. اگر كيفيت كاركردي دانش در دانشگاه ها نازل است بدون ترديد نخستين عامل را بايد در زيرساخت هاي علمي آموزشي جامعه يعني مدارس جست وجو كرد و اگر مطالعه و كتابخواني و حس جست وجوگري در ميان جوانان اندك است هم از آن روست كه ساختار آموزش مدرسه يي به گونه يي نبوده كه احساس چنين نيازي را در دانش آموزان ديروز و دانشجويان و حتي فارغ التحصيلان امروز بيدار كند و در اين ميان نقش كليدي معلمان را نه تنها به عنوان مجريان آموزش عمومي بلكه به عنوان الگوهاي اوليه دانش آموزان نبايد فراموش كرد.
    يك بررسي اجمالي ساده نشان مي دهد كه تا اواخر دوره ابتدايي اغلب دانش آموزان كه سطح ادراكات قياسي آنها از كيفيت و شمايل زندگي نازل است با الهام از شخصيت معلمان خود و تحت تاثير روابط عاطفي خود با معلمان مي خواهند كه در آينده معلم شوند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه دهم مهر 1385ساعت 7:21  توسط بابک  | 

گزارشی از روستایی در خوزستان
مدرسه ای كه در و پیكری برای فروریختن ندارد
مهدی مكارمی
216903.jpg
در مسیر بازارچه مرزی چزابه، در كمتر از ۷۰ كیلومتری اهواز، روستایی قرار دارد كه از بسیاری از امكانات ابتدایی، بی بهره است. روستای بردیه كوچك، روستایی بین سوسنگرد و بستان در شهرستان دشت آزادگان است كه حدود پنجاه خانوار از هم میهنان عرب زبان در آن زندگی می كنند. روستا، در لب جاده قرار دارد و مدرسه ابتدایی آیت الله سعیدی، از همان ابتدای آغاز، اولین تصویری است كه برای هر رهگذری ترسیم می شود. مدرسه ای كه در و پیكر مناسبی ندارد.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم شهریور 1385ساعت 7:39  توسط بابک  |