فرهنگيان، وصلهاي ناچسب به نظام هماهنگ
يادداشت وارده
در سالهاي اخير، فاصله مزايا و پرداختهاي غيرمستمر اكثريت قريب به اتفاق كاركنان دولت، تحت عناوين مختلف با معلمان آموزشوپرورش به اندازهاي فزوني يافته كه انعكاس آن از محافل معلمي فراتر رفته و آشكارا در رسانهها و محافل سياسي مملكت نيز مشاهده ميشود كه البته با چشم بسته و گوش سنگين، احتمالا نه ميتوان ديد و نه شنيد».
معلمان بيپناه، حق دارند از خود بپرسند، راستي عنوان زيبا و بزك كرده «نظام هماهنگ پرداخت كاركنان دولت» چه مفهومي دارد؟ اين عنوان براي پرداخت به كاركنان دولت، بيشتر به كالاي داخل ويترين ميماند چون به نظر ميرسد براي معلمان، بيشتر براي نمايش است تا عرضه.
در نظام هماهنگ فوقالذكر، مصاديق نابرابري و ناهماهنگي براي معلمان وجود دارد كه ذيلا به ذكر چند نمونه اشاره ميشود:
1ـ دانشآموزي حائز معدل بالا شده است، اگر والدين وي فرهنگي باشند، هيچ چيز تازهاي روي نداده است. ولي اگر والدين وي يكي از كاركنان اكثريت قريب به اتفاق ساير دستگاههاي دولتي ديگر باشند، بابت اين زحمت و تلاش فوقالعاده، از سوي اداره محل كار پدر يا مادر به استثناي فرهنگيان، به وي جايزه نقدي تعلق ميگيرد. البته اختصاص نوشتافزار مجاني بيشتر دستگاههاي دولتي براي فرزندان كارمندان در ابتداي سال تحصيلي را نيز بايد به اين مقوله افزود.
2ـ اگر خداي ناخواسته دندانهاي يك معلم نياز به دندانپزشك پيدا كند، معلم بيچاره بايد فكر دورخيز بلندي براي اخذ وام از محلي... را در دستور كار خود قرار دهد تا صرف هزينه دندانپزشكي خود نمايد. اما اگر همان وضعيت براي كاركنان اكثريت قريب به اتفاق ساير دستگاههاي دولتي به غير از آموزشوپرورش پيش آيد، امر كاملا طبيعي و تعريفشدهاي است زيرا اداره مربوطه، نه تنها هزينههاي دندانپزشكي وي را به راحتي پرداخت ميكند، بلكه همان خدمات را براي تكتك اعضاي خانواده كارمند، ارائه خواهد كرد.
3ـ در طول سال و خصوصا در ماههاي آخر سال، كاركنان اكثريت قريب به اتفاق دستگاههاي دولتي، تحت عناوين پاداش ... ، حق ...، جهت جبران .... و ... مبلغي را دريافت ميكنند؛ يكي نام آن را «پاداش افزايش سپرده» ديگري نام آن را «حق آجيل شب عيد» يكي آن را «پاداش حسن انجام كار» و ديگري آن را «پاداش عيد فطر» و... مينامد. بيچاره معلمان، حتي به خوابشان نيز نميآيد.
اين مثنوي، سر دراز دارد و اگر صورت ريزي از اين مصاديق نظام ناهماهنگ پرداخت، براي معلمان تهيه شود، چه بسا هر خواننده منصفي، رأي به غيرايراني بودن كارمندان معلم اين مملكت بدهد و شايد تحت عنوان كارمندان يك دولت فقير آفريقايي شناسايي شوند.
تا به حال معلمان فكر ميكردند كه اين تبعيض، مخصوص تمام دستگاه آموزشوپرورش است و بايد به عنوان قسمتي از كاركنان دولت كه بيشترين بيمهري نسبت به آنان روا شده، تحمل ميكردند چون مانند بچه كوچكي كه در صورت بيمهري ناشي از تبعيض والدين نسبت به وي، توانايي هيچ عكسالعملي را ندارد، راهي براي رد بيمهري ندارند. اما ظاهرا در سايه توجهات مسئولان سازمان مديريت و وزارت آموزشوپرورش، با تبعيض جديدي روبهرو شدهايم كه ميتوان بر آن «تبعيض درون سازماني» نام نهاد.
ذيلا چند نمونه ذكر مي شود:
1ـ در عيد سعيد فطر مبلغ ... ريال و در عيد نوروز مبلغ 1.000.000 ريال (ببخشيد ذكر مبلغ كردم) به هر يك از كاركنان اداري ادارات آموزشوپرورش استان كردستان تحت عنوان «پاداش حسن انجام كار»، پاداش... و... پرداخت كردند؛ البته اين مبلغ، سواي مبالغي است كه رئيس سازمان به صورت چك مسافرتي به معاونان خويش يا رؤسا و معاونان آنها در ادارات مناطق، تقديم نموده يا خود از جناب وزير دريافت كردهاند.
2ـ در راستاي همين تبعيض جديد، كليه مطالبات همكاران اداري به استثناي مطالباتي را كه با معلمان مشترك هستند را تا عيد دريافت كردند از جمله اضافهكار اداري ماههاي بهمن و اسفند، پاداش حسن انجام كار و... البته قابل توجه اينكه در همين راستا، اگر امكان آن را داشتند، خدا ميداند در دو قلم مطالبات باقي مانده خود شامل يك ماه مرخصي مناطق محروم و يارانه مسكن نيز ليست جداگانهاي جهت تكميل پروسه تسويه حساب كاركنان اداري را تكميل ميكردند. ذكر اين نكته نيز خالي از لطف نيست كه چون مديران و معاونان متصديان امور دفتري و... مدارس كه عنوان پست اداري را يدك ميكشند، از اين موهبت بينصيب نبوده، اضافه كار عوامل اجرايي را دريافت نمودهاند.
اين در حالي است كه در اسفند 1383، به رغم پرداخت نشدن سه ماه اضافه تدريس معلمان (دي، بهمن، اسفند) تنها با پرداخت حقوق اسفند ماه، آن هم در آخرين ساعات اداري سال 1383، همكاران بدون كمترين نگراني، دَرِ ادارات آموزش و پرورش را بستند و سرمست از برتريهاي دريافتي خود نسبت به معلمان، به سراغ تعطيلات عيد رفتند. اين در حالي بود كه توقعات خانواده معلمان به دليل دريافت نشدن مطالبات جاري و مورد نيازشان، به يأس تبديل شد.
در اينجا چند سؤال بيپاسخ باقي ميماند:
1ـ صرف نظر از تبعيضات كاركنان ساير دستگاهها نسبت به معلمان آموزشوپرورش كه ظاهرا مسئولان سازمان مديريت و وزارت آموزشوپرورش از آن اطلاعي ندارند يا اصلا وجود ندارد! لطفا مسئولان سازمان آموزشوپرورش استان كردستان يا وزارت آموزشوپرورش، به اين سؤال معلمان پاسخ دهند كه اين چه حسن انجام كاري است كه تنها كاركنان اداري آن را بلدند و به راحتي آب خوردن، انجام ميدهند و پاداش انجام آن را جلو چشمان همكاران معلمشان دريافت كنند؟ معلماني كه به رغم تلاش صادقانه، چنين حسن انجام كاري را نداشته و به تبع آن، دريافتي بابت آن ندارند!
2ـ مقايسه اضافه كار اداري همكاران اداري كه در سختترين شرايط نبايد به تعويق بيفتد با اضافه تدريس معلمان كه خيلي راحت، پرداخت آن به بهانههاي واهي به تعويق افتاده نيز خالي از لطف نيست.
راستي چه معياري است كه براي پرداخت اضافه كار همكاران اداري ـ كه خدا ميداند در بيشتر موارد، ميزان اضافه كار پرداختي به هريك از آنها، حداقل بيشتر از دو برابر حداكثر ساعات اضافه كاري است كه در كارتكس كاري آنها ثبت شده است، تحت هيچ شرايطي تأخير و تعويقي وجود ندارد ولي تا پايان اسفند، به رغم قول آقاي وزير مبني بر پرداخت مطالبات معلمان تا آخر اسفند ماه، در حالي كه براي ثانيه به ثانيه ساعات اضافه تدريس، معلم، گلو پاره كرده و گچ خورده است، پرداخت اضافه تدريس آنها را به بعد از عيد موكول ميكنند آن هم باز با وعده سر خرمن چون بعد از تعطيلي عيد، به هزار بهانه ديگر، قسمتي از اضافه تدريس را پرداخت و طبق معمول، بقيه را به بعد موكول ميكنند.
به آقاي وزير آموزشوپرورش توصيه ميشود به جاي مجادله با سازمان مديريت براي رفع تبعيض ميان كاركنان آموزشوپرورش و كاركنان ساير دستگاههاي دولتي، به رفع تبعيض ميان همكاران خود در درون دستگاه آموزشوپرورش بپردازند تا اگر فرجي حاصل شد، بتوانند به آن مقوله نيز بپردازند و آقايان وزير آموزشوپرورش و رئيس سازمان آموزشوپرورش استان كردستان، اگر پاسخي دارند، ارائه دهند.
منبع:سايت بازتاب
|
+| نوشته شده توسط بابک در دوشنبه چهارم دی 1385 | موضوع: فرهنگيان، وصلهاي ناچسب به نظام هماهنگ |