معاون حقوقي و امور مجلس و استانهاي آموزش و پرورش در مورد استخدام نيروهاي حقالتدريس آموزش و پرورش و اعتراضاتي كه اين نيروها نسبت به آن چه كه تعلل آموزش و پرورش در استخدام دانستهاند، با طرح اين پرسش خطاب به كل جامعه كه «آيا با وضعيت تراكم نيروي انساني در آموزش و پرورش كه عمده كسري بودجه آموزش و پرورش هم به نيازهاي پرسنلي مربوط ميشود و بيتناسبي اين تراكم با جمعيت دانشآموزي كشور، آموزش و پرورش موظف به استخدام اين نيروهاست؟» گفت: آموزش و پرورش به عنوان كارفرما از مهارتهاي نيروهاي حقالتدريس به عنوان مجري، به صورت پاره وقت و به دليل نيازهاي منطقهاي استفاده كرد و متناسب با قوانين حقالزحمه آنها را نيز پرداخت كرده است، حال كه جمعيت 70 هزار نفري اين نيروها در سطح كشور در كنار تراكم نيرو و كسري شديد و بودجه در آموزش و پرورش قرار گرفته است، آيا آموزش و پرورش موظف به استخدام اين نيروهاست؟ و اين سؤالي است كه بايد در مقابل همه جامعه و دستگاههاي مسؤول مطرح شود.
آيا بايد در قبال حقالتدريس، آموزش و پرورش به بازار اشتغال تبديل شود؟!
به گزارش خبرنگار «آموزش و پرورش» خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، يازرلو روز دوشنبه در نشستي خبري با بيان اينكه نيروهاي حقالتدريس مورد احترام و منزلت هستند، اما به چه بهايي بايد استخدام شوند، اين پرسش را نيز مطرح كرد كه «آيا بايد در قبال حقالتدريس، آموزش و پرورش به بازار اشتغال تبديل شود؟» و در ادامه افزود: آيا بهتر نيست دانشآموزان ما با يك نيروي انساني ناب دانش آموخته تربيت معلم، تربيت شوند.
مترصد استخدام پذيرفته شدگان آزمون استخدامي سال گذشته هستيم، اما آيا ما ميخواهيم مشكلي بر انبوه مشكلات بيافزاييم؟!
يازرلو در ادامه در پاسخ به اين سوال ايسنا كه وضعيت پذيرفتهشدگان آزمون استخدامي سال گذشته آموزش و پرورش كه پس از يكسال گذراندن روند استخدام،حال حداقل حقشان استخدام است و متقاضي اين استخدام هستند، بيان كرد: استخدام در آموزش و پرورش داراي سه مؤلفه است كه خوشبختانه سال گذشته رديف استخدامي جذب اين نيروها فراهم شد و مسؤوليت آموزش و پرورش نيز در اجراي آزمون و گزينش افراد به سرانجام رسيد، اما سومين و مهمترين مؤلفه استخدام دستيابي به منابع پايدار مالي و اعتبارات است كه حال در مورد اين نيروها اين پرسش مطرح است كه آيا با وجود كسري عظيم بودجه در آموزش و پرورش، ميخواهيم مشكلي بر انبوه اين مشكلات بيافزاييم؟!
وي با تاكيد بر اينكه آموزش و پرورش مترصد استخدام پذيرفتهشدگان آزمون استخدامي سال گذشته در اولين فرصت است، اقدامات انجام شده براي زمينهسازي اين فرصت را اجراي سياستهاي تشويقي براي بازنشستگي پيش از موعد افراد و همچنين مهمترين از آن تامين كسري بودجه آموزش و پرورش كه هماكنون قطعيت پيدا كرده و در حال پيگيري است عنوان كرد.
معاون حقوقي و امور مجلس استانهاي آموزش و پرورش با تاكيد بر اينكه عملكرد آموزش و پرورش بسته به بودجه قطعي ميشود و پس از تامين كسري اعتبارات امكان دسترسي آموزش و پرورش به استخدام وجود دارد تصريح كرد: در استخدام اين نيروها ترديدي نيست.
وي افزود: البته شماري از نيروهاي حقالتدريس معترض نيز در جمع پذيرفتهشدگان آزمون استخدامي سال گذشته قرار دارند كه تكليف آنها نيز همچون ساير پذيرفتهشدگان بر اين مبنا كه استخدامشان در دستوركار قرار دارد مشخص است و اين نيروها همزمان با تامين اعتبارات و بازنشستگي پيش از موعد كاركنان قطعا جذب خواهند شد.
حقالتدريسهاي پذيرفته شده در آزمون سال گذشته پذيرفته ميشوند، اما ساير حقالتدريسها ...
معاون وزير آموزش و پرورش با اشاره به اينكه در برابر افزايش تعداد نيرو از 950 هزار به يك ميليون و 200 هزار نفر، شمار دانشآموزان از 18 ميليون و 500 هزار به 14 ميليون و 500 هزار نفر كاهش يافته است اين موضوع را مصداقي بر كسري بودجه آموزش و پرورش ناشي از تراكم نيرو دانست و در پاسخ به سوال ديگر ايسنا مبني بر اينكه طرحي كه در مجلس در مورد استخدام نيروهاي حق الدريس و نهضت سواد آموزي مطرح است به كجا انجاميده اظهار كرد: اين موضوع به مرحله طرح نرسيد و تنها برخي از نمايندگان آن را با استناد به تراكم نيرو در آموزش و پرورش مطرح كردند.
136 هزار و 250 ميليارد ريال، اعتبار مورد نياز سازمانهاي آموزشوپرورش
اراده حاكميتي براي تامين كسري بودجه آموزش و پرورش برخاسته است
معاون وزير آموزش و پرورش در ادامه به مشكلات ناشي از كسري بودجه آموزش و پرورش نيز اشاره كرد و با بيان اينكه آموزش و پرورش با كسري بسيار شكننده بودجه مواجه است، در توضيح ميزان اين كسري و عوامل به وجود آورنده آن گفت: اعتبار مورد نياز 86 آموزش و پرورش، 91 هزار ميليارد ريال بود كه اگر اين رقم را به عنوان پايه بودجه محسوب و اعتبارات تغيير ضريب افزايش حقوق فرهنگيان از 454 به 490 هزار تومان و تاثير آن بر هزينههاي پرسنلي،اعتبارات مورد نياز پاداش پايان خدمت بازنشستگي پيش از موعد و كسري بودجهاي كه از سال 86 به امسال منتقل شده است،را نيز به آن اضافه كنيم،در مجموع اعتبار مورد نياز آموزش و پرورش استانها كه به تاييد كميسيونهاي آموزش و تحقيقات و برنامه و بودجه و همچنين مركز پژوهشهاي مجلس رسيده، 136 هزار و 250 ميليارد ريال است كه بر اين اساس، در مقابل 69 هزار ميليارد ريال بودجه مصوب امسال،با حداقل 67 هزار و 250 ميليارد ريال كسري مواجه هستيم.
وي با بيان اينكه بر اساس تعامل منطقي مبتني بر عملكرد و همگرايي با دولت و مجلس كسري بودجه آموزش و پرورش مورد اذعان همگان واقع شده و مترصد تامين آن شدهاند، اين موضوع را كه اراده حاكميتي براي تامين كسري بودجه آموزش و پرورش به وجود آمده را خاطرنشان و با اشاره به تذكر روز گذشته 43 نفر از نمايندگان مجلس به وزير آموزش و پرورش كه آن ار عمدتا تذكر به رفع كسريهاي آموزش و پرورش برشمرد، اظهار كرد: اين تذكرات حكايت از اراده مشفقانه براي تامين كسريهاي آموزش و پرورش دارد.
كسري بودجه پنهان 16 ساله، امسال سرباز كرد
يازرلو با اشاره به اينكه كسري بودجه آموزش و پرورش ناشي از انباشت از سال 1371 تا 1387 است، گفت: آنچه كه تحت عنوان تامين كسري آموزش و پرورش در سالهاي گذشته مطرح ميشد در حقيقت به مرحله تصويب نميرسيد بلكه همان كسري بودجه سال به سال به سالهاي بالاتر منتقل ميشد، لذا كسري بودجه عظيم امسال در حقيقت سالها پنهان بوده و امسال خود را نشان داده است كه البته اين كسري به عملكرد آموزش و پرورش در تاسي به تعهدات قانوني نسبت به افزايش حقوق پرسنل نيز مربوط است.
4 هزار و 838 مدرسه استيجاري در كل كشور
به گزارش ايسنا معاون وزير آموزش و پرورش در پايان در مورد مشكلات مدارس استيجاري نيز با اعلام اينكه هماكنون 4 هزار و 838 باب فضاي استيجاري در كل كشور كه 320 مورد آن مربوط به شهر تهران است، وجود دارد، خاطرنشان كرد: قانون در مورد مدارس استيجاري سه وظيفه اعم از خريد مدارس از طريق منابع تخصيصي كه در تامين اعتبارات بايد مورد پيگيري قرار گيرد، ارائه يا اهداي زمين معوض به مالكان و در نتيجه تملك مدارس استيجاري و در نهايت توافق با مالكان را تعيين كرده است كه در مورد آخر موفق به توافق با 35 مالك مدرسه استيجاري در تهران شدهايم.
برنا: نماينده مردم شادگان از توابع استان خوزستان در مجلس شوراي اسلامي گفت: کمبود شديد فضاهاي آموزشي در شادگان موجب شده برخي دانش آموزان اين شهرستان در آغل گوسفندان ادامه تحصيل دهند!
"حجت الاسلام مجيد ناصري نژاد
برنا: نماينده مردم شادگان از توابع استان خوزستان در مجلس شوراي اسلامي گفت: کمبود شديد فضاهاي آموزشي در شادگان موجب شده برخي دانش آموزان اين شهرستان در آغل گوسفندان ادامه تحصيل دهند!
"حجت الاسلام مجيد ناصري نژاد" هشدار داد: وضعيت محروميت در شادگان به حالت بحراني در آمده و اين شهرستان در کسب شاخصهاي محروميت استاني و ملي گوي سبقت را از همه شهرهاي محروم استان خوزستان و ساير مناطق کشور ربوده است.
وي گفت: استان خوزستان در خصوص جمعيت بي سوادان در وضعيت بسيار بدي قرار دارد.
نماينده شادگان در خانه ملت با تاکيد دوباره بر فقر شهرستان شادگان، در مورد برخورداري از فضاهاي آموزشي ياد آور شد: مدارس موجود نيز عمدتاً فرسوده و قديمي است به نحوي که در گزارش آموزش و پرورش استان نسبت به خطر فرسودگي ملموس فضاهاي آموزشي شادگان هشدار داده شده است.
وي گفت: اين شهرستان از آب و هواي به شدت گرمي برخوردار است اما متاسفانه هيچگونه امکانات و تجهيزات مناسبي مثل کولر و يا آب سردکن در مدارس وجود ندارد از اين رو دانش آموزان در ايام امتحانات، متحمل فشارهاي روحي و جسمي زيادي ميشوند.
ناصري نژاد با اشاره به دستور العمل ساماندهي نيروي انساني در وزارت آموزش و پرورش گفت: در چنين وضعيتي همين جمعيت واجب التعليم که در شرايط ناگواري درس مي خوانند از تحصيل باز مي مانند چرا که مدارس کوچک در روستاهاي دور افتاده را مي خواهند تعطيل کنند.
اين نماينده مجلس در پايان اين گفتگو تصريح کرد: از مسئولان ارشد نظام استدعا مي کنم نسبت به دستورالعمل اخير وزير آموزش و پرورش واکنش نشان دهند، در غير اين صورت شاهد نابساماني هاي گسترده اي در مدارس کشور خواهيم بود.
" هشدار داد: وضعيت محروميت در شادگان به حالت بحراني در آمده و اين شهرستان در کسب شاخصهاي محروميت استاني و ملي گوي سبقت را از همه شهرهاي محروم استان خوزستان و ساير مناطق کشور ربوده است.
وي گفت: استان خوزستان در خصوص جمعيت بي سوادان در وضعيت بسيار بدي قرار دارد.
نماينده شادگان در خانه ملت با تاکيد دوباره بر فقر شهرستان شادگان، در مورد برخورداري از فضاهاي آموزشي ياد آور شد: مدارس موجود نيز عمدتاً فرسوده و قديمي است به نحوي که در گزارش آموزش و پرورش استان نسبت به خطر فرسودگي ملموس فضاهاي آموزشي شادگان هشدار داده شده است.
وي گفت: اين شهرستان از آب و هواي به شدت گرمي برخوردار است اما متاسفانه هيچگونه امکانات و تجهيزات مناسبي مثل کولر و يا آب سردکن در مدارس وجود ندارد از اين رو دانش آموزان در ايام امتحانات، متحمل فشارهاي روحي و جسمي زيادي ميشوند.
ناصري نژاد با اشاره به دستور العمل ساماندهي نيروي انساني در وزارت آموزش و پرورش گفت: در چنين وضعيتي همين جمعيت واجب التعليم که در شرايط ناگواري درس مي خوانند از تحصيل باز مي مانند چرا که مدارس کوچک در روستاهاي دور افتاده را مي خواهند تعطيل کنند.
اين نماينده مجلس در پايان اين گفتگو تصريح کرد: از مسئولان ارشد نظام استدعا مي کنم نسبت به دستورالعمل اخير وزير آموزش و پرورش واکنش نشان دهند، در غير اين صورت شاهد نابساماني هاي گسترده اي در مدارس کشور خواهيم بود.
|
يک نماينده مجلس گفت؛ برخلاف مصوبه مجلس مبني بر عدم به کارگيري معلم حق التدريس پس از استخدام 40 هزار معلم حق التدريس در آموزش و پرورش، شاهد به کارگيري 15 هزار معلم حق التدريس در اين وزارتخانه بوديم. موسي الرضا ثروتي به فارس گفت؛ مجلس هفتم پس از به تصويب رساندن طرح استخدام 40 هزار معلم حق التدريس در آموزش و پرورش، تبصره يي بر آن قانون داشت که ديگر معلم حق التدريس جذب آموزش و پرورش نشود. وي ادامه داد؛ اما شاهد بوديم از آن تاريخ به بعد باز هم معلم حق التدريس جذب آموزش و پرورش شده است که بايد اين موضوع پيگيري شود. ثروتي گفت؛ از رئيس مجلس شوراي اسلامي نيز خواستيم موضوع تخلف در به کارگيري معلم حق التدريس در آموزش و پرورش پيگيري شود. وي اضافه کرد؛ بايد تکليف معلمان حق التدريس فعلي آموزش و پرورش نيز روشن شود و نبايد افرادي در آموزش و پرورش بدون بيمه و مزايا کار کنند. |
فصلنامه «آمار اقتصادي» كه توسط بانك مركزي منتشر ميشود، در تازهترين شماره خود، با محاسبات گوناگون نشان داده است كه دست كم چهارده ميليون نفر در ايران زير خط فقر هستند.
به گزارش خبرنگار «تابناك»، در گزارش كه مستند به آمار رسمي است و در اداره تحقيقات و مطالعات آماري بانك مركزي تهيه شده، خط فقر با سه روش ميانگين هزينه، ميانه هزينههاي درآمدي و مصرف كالري محاسبه شده است. در روش ميانگيني، 50 درصد ميانگين هزينه افراد جامعه، به عنوان مرز خط فقر تعيين ميشود.
در روش محاسبه ميانه درآمد جامعه، خط فقر 50، 55 و 60 درصد ميانه درآمد جامعه در نظر گرفته شده؛ به اين معنا كه فقير شخصي است كه كمتر از نصف افراد معمولي جامعه درآمد دارد. در روش مصرف كالري نيز فقير، شخصي در نظر گرفته شده كه قادر به تأمين 2300 كالري حداقل غذاي مورد نياز يك انسان نيست.
نتايج اين مطالعات نشان ميدهد كه به رغم تبليغات انجامشده، افراد زير خط فقر در ايران در دو سال نخست دولت نهم بيشتر شده و از 18 درصد به 19 درصد جامعه رسيدهاند، يعني اكنون معادل چهارده ميليون نفر در زير خط فقر به سر ميبرند.
گزارش بانك مركزي از آن جهت قابل توجه است كه با توجه به تورم شديد در يك سال گذشته ـ كه دو برابر سال 85 شده است ـ و نيز افزايش حدود 10 درصدي درآمد حقوقبگيران، افراد زير خط فقر در جامعه به شدت در يك سال گذشته افزايش يافتهاند.
در اين گزارش، بنا بر روش ميانگين نرخ خط فقر براي هر فرد در ماه در سال 1385، 73 هزار تومان تعيين شده است كه با احتساب تورم آغاز سال 1387، اين رقم به بيش از يكصد هزار تومان ميرسد. به اين معنا كه اگر درآمد يك خانوار چهار نفره شهري در كشور، كمتر از چهارصد هزار تومان در ماه باشد، آن خانواده زير خط فقر به شمار ميرود.
برنا: تا چند وقت پيش دادگاه هاي خانواده پر بود از زن و شوهر هايي که به دليل بداخلاقي و بدخلقي و رفتارهاي نابهنجار براي جدايي از هم در مسير طلاق افتاده بودند اما چند وقتي است که کمتر افراد به دليل کتک کاري و کمربند به دست گرفتن و درگيري باهم به دادگاه ها مراجعه مي کنند. امروز مشکل آنها چيز ديگري است. ديگر آنها حرف هم را نمي فهمند، همديگر را هم شأن و هم مرتبه هم نمي دانند. فکر مي کنند زندگي کردن با همديگر آنها را مستقيما به سمت نابودي سوق مي دهد. در يک کلام آنها "کف" هم نيستند.
"محمد. د" تراشکار است و شش ماه است با دختري ازدواج کرده است که ليسانس مامايي دارد. او مي گويد: از کودکي همسرم را مي شناختم چون همسايه مان بود. هميشه علاقه اي عجيب نسبت به او در وجودم بود. وقتي بزرگتر شديم بيشتر به هم علاقه پيدا کرديم. من به دليل شرايط سخت کنکور و سربازي نتوانستم ادامه تحصيل بدهم و وقتي ديپلم ام را گرفتم قيد تحصيل را زدم و وارد بازار کار شدم.
وي مي افزايد: اما هميشه الهه (همسرم) را ترغيب مي کردم که درسش را رها نکند. او هم سخت درس خواند و با يک رتبه خوب وارد دانشگاه شد. 4 سال تمام منتظر ماندم تا درسش تمام شود و با هم ازدواج کنيم. والدين و اطرافيانم همه مخالف اين ازدواج بودند و مي گفتند شما به درد هم نمي خورديد، عقايدتان يکي نيست و... ولي ما با هم ازدواج کرديم
او مي گويد: تا چند هفته بعد از ازدواج همه چيز خوب بود ولي کم کم تحقير کردن ها شروع شد. به هر بهانه اي تحصيلاتش را به رخ ام مي کشيد و هميشه جلوي دوست و آشنا مي گفت که من از سر تو هم زيادم. وقتي بحثمان بالا ميگرفت دائما مي گفت تو تقصير نداري من مقصرم که بايد با هم سطح خودم ازدواج مي کردم.
محمد مي گويد: ديگر طاقتم تمام شده است. نمي توانم ببينم که هر روز همسران دوستانش را به رخ ام مي کشد و از آنها تعريف و تمجيد مي کند و به حال خود افسوس مي خورد که چرا با فرد تراشکاري ازدواج کرده است. بالاخره اين قضيه بايد جايي به اتمام برسد ديگر نمي توانم درد چماق تحصيلاتش را تحمل کنم...
از اين پرونده ها در دادگاه هاي خانواده به وفور ديده مي شود که دختر خانم تحصيل کرده اي تن به ازدواج با پسري مي دهد که درس خواندن در آموزش عالي را تجربه نکرده است و حال بعد از ازدواج متوجه مي شود که او نمي تواند نيازهايش را پاسخگو باشد و نمي تواند از نظر فکري با او به توازن برسد.
به اعتقاد مشاوران ازدواج، دختري تحصيل کرده با پسري ديپلمه به تدريج به علل اشتغال اجتماعي زن و احساس برتري نسبت به شوهر و برعكس احساس حقارت شوهر در مقابل زن موجب بروز اختلافاتي مي شود که در نهايت زندگي شيرين زناشويي مبدل به كشمكش رواني و اخلاقي مي گردد. از اين رو بايد عواقب بعدي اين حالت را به پسر و دختر گوشزد شود و آنان را متوجه ساخت كه اختلاف سطح تحصيل بالاخره ممكن است زمينه اي براي اختلاف باشد و آنان بايد در انتخاب همسر به اين نكته توجه نمايند.
براين اساس دختران، با افزايش حضور در دانشگاه با تغيير در ملاک هاي انتخاب همسر مواجه مي شوند به طوري که به خاطر افزايش دختران در دانشگاه با زنان تحصيل کرده اي روبرو هستيم که طبيعتا به دليل اشغال صندلي هاي محدود دانشگاه ها توسط دختران، پسران کمتري مي توانند تحصيلات دانشگاهي داشته باشند و شاهد تشکيل خانواده هايي خواهيم بود که ميزان تحصيلات زنان از مردان بيشتر است و بديهي است اين امر در بسياري موارد به ايجاد تنش و تغيير در الگوهاي روابط همسران منجر خواهد شد.
سن ازدواجي که سر به فلک مي کشد
تحقيقات نشان مي دهد هرچه تحصيلات دختران بالا مي رود دايره همسر گزيني آنها تنگ تر مي شود. براين اساس يک دختر ديپلمه حاضر مي شود با تمام پسران ديپلمه و مقاطع بالاتر ازدواج کند. اما دختري که تا کارشناسي ارشد تحصيل کرده است فقط حاضر است با کسي که تا کارشناسي ارشد تحصيل کرده و يا دکترا دارد، ازدواج کند. البته با تخفيف ممکن است با پسري که کارشناسي هم دارد ازدواج کند. البته اگر تا آن زمان پسري که تا مقطع کارشناسي ارشد و دکترا خوانده و ازدواج هم نکرده باشد، پيدا شود.
از اين رو ميان سن ازدواج دختران تحصيل کرده و دختراني که ادامه تحصيل نمي دهد تفاوت هاي چشمگيري وجود دارد و ميانگين تفاوت سن ازدواج بين اين دو گروه نزديک 5 سال است. از سوي ديگر نگرش هاي موجود از ترجيح پسران به ازواج با دختراني که فاصله سني قابل قبولي با آنها دارند بخشي از دختران به ويژه دختران تحصيل کرده فرصت ازدواج را از دست مي دهند.
سيد هادي معتمدي، مدير کل سابق دفتر امور آسيب ديدگان اجتماعي سازمان بهزيستي حدود 4 سال پيش از کمبود 6 ميليون پسر آماده ازدواج با دختران ظرف 20 سال آينده خبرداده و گفته بود که دشوار شدن فراهم آوردن شرايط ازدواج براي پسران از يکسو و افزايش سطح توقعات دختران تحصيلکرده و به تبع آن افزايش سن ازدواج آنها از سوي ديگر، موجب بر هم خوردن توازن شده و دختران تحصيلکرده همترازي براي ازدواج پيدا نخواهند کرد.
از سوي ديگر به اعتقاد کارشناسان، بالارفتن سن ازدواج و به تبع آن کاهش نرخ باروري معلول ورود دختران به دانشگاه است چرا که هنگامي که دختري دير ازدواج مي کند از سن باروري او چند سال گذشته است و تمايل به فرزند آوري کمتر مي شود که در دراز مدت مي تواند تبعات زيادي را بر روي هرم جمعيتي داشته باشد.
سيد جعفر حق شناس مدير گروه مطالعات زنان و خانواده پژوهشگاه باقر العلوم و پژوهشگر حوزه زنان به خبرنگار اجتماعي برنا مي گويد: بنا بر آمار، در حال حاضر حدود 70 درصد سهميه دانشگاه ها را دختران کسب مي کنند و در حالي که تنها 30 درصد از پسران وارد دانشگاه مي شوند و به صورت منطقي اين پسران مي تواند با 30 درصد اين دختران ازدواج کنند.
وي مي افزايد: بنابراين اگر دختران تحصيلکرده را جمعيت کل در نظر بگيريم 57درصد دختران تحصيل کرده بدون همسر باقي مي مانند و يا احتمال ازدواج براي آنها کمتر است که علاوه بر بالا رفتن سن ازدواج در دختران به دليل داشتن تحصيلات عاليه، سطح توقع آنان نيز افزايش پيدا کرده و اکثرشان حاضر به ازدواج با مردي نيستند که به لحاظ سواد و جايگاه اجتماعي از خودشان پايين تر باشد.
افزايش حضور دختران در دانشگاه؛ فرصتي براي گذر از تجرد
از منظر موافقان افزايش حضور دختران در دانشگاه، دختران فرصتي را پيدا مي کنند تا خود را براي زندگي آينده مهيا کنند و ناگهان و بودن هيچ دانشي وارد دنيايي زناشويي نشوند.
بنا بر تحقيقات صورت گرفته قبولي در دانشگاه سرنوشت يک دختر را تغيير مي دهد و شرايط متفاوتي را براي او رقم مي زند. تحصيل در دانشگاه امکان انتخاب مشاغل مناسب با استعداد و شخصيت آنها را افزايش مي دهد. تحصيلات در ارتقاي ديد بهداشتي، تربيتي زنان بسيار تاثير گذار است و فرزندان اين افراد کمتر به آسيب هاي اجتماعي و بزه کاري کشيده مي شوند. همچنين ميزان شيوع جرم هاي اجتماعي چون فحشا، مواد مخدر و انواع آسيب هاي اجتماعي در زنان تحصيل کرده بسيار پايين است.
"سارا. د"، 35 ساله، کارشناس ارشد فيزيک است و مجرد. او مي گويد: وقتي 18 سالم بود فکر مي کردم به راحتي مي توانم همسر مورد علاقه ام را پيدا کنم اما وقتي وارد دنياي درس و دانشگاه شدم تصورات و ديدم کاملا عوض شد و ديگر نتوانستم به راحتي به کسي بله بگويم.
وي مي افزايد: دانشگاه و درس به من کمک کرد تا به خودم اعتماد کنم و از پس زندگي ام بر بيايم. قبول دارم که توقعاتم از زندگي و همسر آن چيزي نيست که قبل از ورود به دانشگاه داشتم و خيلي سخت تر شده است اما بايد قبول کرد پسري که هم سطح خودم باشد کم است، خيلي کم. من هم از ترس هزاران اتفاقي که ممکن است بعد از ازدواج با کسي که از خودم تحصيلات کمتري دارد بيفتد کلا از ازدواج صرف نظر کرده ام.
بر اساس نظر کارشناسان همزمان با بالارفتن سن ازدواج در جامعه و رسيدن ميانگين سن ازدواج دختران به بالاي 25 سال فاصله سن ازدواج و فارغ التحصيل شدن دختران از دانشگاه زماني بين پنج تا هفت سال را در برمي گيرد. در چنين شرايطي چه از نظر خانواده ها و چه از منظر دختران تحصيلات عالي و دانشگاه فرصت مناسبي براي گذر از دوران تجرد به زندگي مشترک تلقي مي شود.
خديجه سفيري، عضو هيئت علمي دانشگاه الزهرا و سردبير مجله تخصصي مطالعات زنان در اين باره مي گويد: تحصيلات زنان در جامعه نشان مي دهد زناني که تحصيل کرده اند در مواقع بحراني بهتر قادر به تصميم گيري و مديريت اند و اين نکته مثبتي است که مي تواند به جاي تنزل خانواده به رفع بحران ها کمک کند و زنان باسواد در الگوهاي تربيتي کمتر دچار مشکل مي شوند.
به هر حال افزايش حضور دختران در دانشگاه يک پديده نوظهور است که در چند سال گذشته رشد صعودي چشمگيري را پشت سر گذاشته است و شايد هنوز تاثيراتش به درجه اي نرسيده باشد که عينيت و نمودش چشمگير باشد اما اين مسئله اي که دير يا زود تاثيراتش را در سطح وسيعي در جامعه مي گذارد و اين را از تأثيراتي که هم اکنون سرباز کرده اند مي توان فهميد...
|
دبير کل اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانش آموزان با بيان اينکه آمار دقيقي از سيگار کشيدن نوجوانان و جوانان وجود ندارد، تاکيد کرد؛ آمار موجود که از سوي معاونت آموزش و پروش ارائه شده نگران کننده است. محمدتقي فخريان در گفت وگو با فارس افزود؛ آمار دقيقي درباره سيگار کشيدن جوانان وجود ندارد اما زماني که سيگار کشيدن از نوجواني شروع شود خطر و فاجعه يي در راه است و بايد در اين زمينه فکري کنيم. وي گفت؛ از ويژگي هاي دوران نوجواني و جواني حرکات ريسک پذير، حرکاتي که قدرت جسارت آدم ها را بالا مي برد و حس کنجکاوي است، در نتيجه اگر اين حس در نوجوان خوب هدايت شود تا در زمينه هاي علمي- پژوهشي به کار برده شود مسلماً نوجوان و جوان موفق خواهند شد. دبيرکل اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانش آموزان ادامه داد؛ اگر اين حس کنجکاوي به يک زمينه انحرافي و يک زمينه آسيب اجتماعي تبديل شود نوجوان سعي دارد موضوع ذهني خود را با توجه به حس کنجکاوي تا به نتيجه رسيدن دنبال کند. وي گفت؛ معمولاً در مواردي که نوجوان و جوان دچار مسائل انحرافي مي شوند اگر در اين ميان به مشاور امين و باتجربه مراجعه کنند تحت تأثير حرکات خلاف قرار نمي گيرند اما اگر مشاور نداشته باشند و کسي آنها را هدايت نکند اين کنجکاوي موجب دردسر خواهد شد. فخريان درباره سيگار کشيدن در دوران نوجواني و جواني توضيح داد؛ زماني که جوانان سيگار کشيدن را در خانواده ها، در بين بزرگ ترها، دوستان يا حتي يکي از شخصيت هاي محبوب ورزشي مشاهده کنند، حس کنجکاوي آنان تحريک مي شود و به دنبال اين هستند تا بفهمند آيا سيگار کشيدن در شخصيت آنها نيز موثر است يا خير. |
|
تجمع اعتراض آمیز معلمان حق التدریسی مقابل مجلس شورایاسلا می | |||||
|
ایسکانیوز: جمعی از معلمان حق التدریسی و مربیان پیش دبستانی و مهدهای کودک در اعتراض به عدم توجه مسوولین به مشکلات این قشر تجمع کردند. آنها همچنین عنوان کردند: حقوق ما نسبت به خدمتی که می کنیم بسیار پایین بوده و این خود موجب عدم دلگرمی ما نسبت به خدمت است. این معلمان و مربیان ضمن تاکید بر استخدام رسمی شدن شان از سوی آموزش و پرورش بیان کردند: پیشتر قرار بود معلمینی که دارای پنج سال سابقه حق التدریسی هستند به استخدام رسمی آموزش و پرورش در آیند ولی با پیگیری های بعدی ما جوابی که شنیدیم گفته شد "بودجه نداریم". یکی از معلمان با اشاره به بعد مسافت بین محل سکونت خود و مدرسه ای که در آنجا به تدریس مشغول است، گفت: گاهی کرایه ای که ما برای رفتن به محل کار می پردازیم سنگین تر از درآمد بوده و حتی مسافت های طولانی بین کوه و دره را به صورت پیاده طی می کنیم که بسیار طاقت فرسا بوده و مجالی برای تدریس مطلوب باقی نمی ماند. این معلم لرستانی ادامه داد: من هر دو ماه یکبار به خانه خود می آیم که از این وضع خانواده بنده نیز در مضیقه هستند. تعدادی از مربیان نهضت های سواد آموزی که در این تجمع شرکت داشتند، ضمن نارضایتی از وضعیت استخدام خود تقاضای احیای ماده شش قانون نهضت سواد آموزی را داشتند. یکی از معلمان اظهار داشت: مطابق این ماده، معلمین دارای پنج سال سابقه تدریس در نهضت سواد آموزی از سوی آموزش و پرورش مستخدم رسمی خواهند شد ولی این ماده بعدها تغییر یافت و سپس حذف شد. |