كلاسها آنقدر شلوغ است كه امكان آموزش كامل را از ما ميگيرد. اين جمله بسياري از معلماني است كه اين روزها در مدارس دولتي مشغول به تدريس هستند.
رئوفيان دبير جامعه اسلامي معلمان در رابطه با نسبت تعداد معلمان به دانشآموزان به «اعتماد» ميگويد: «اين نسبت تقريبا يك شصتم تا يك شصتوپنجم است. يعني به ازاي هر 60 دانشآموز يك معلم براي آموزش و تدريس وجود دارد، در حالي كه نسبت استاندارد معلم به دانشآموزان يك بيست و پنجم تا يك بيست وهفتم است.»
دوست محمدي عضو كميسيون آموزش و تحقيقات وزارت علوم نيز در اين خصوص از دولت كمك ميخواهد. او ميگويد: «در آموزش و پرورش جايگزين مناسبي براي معلمان بازنشسته وجود ندارد و دولت بايد براي استخدام نيرو و جبران كمبود نيروي آموزش و پرورش كمك كند.»
داوري مسوول آموزش و كميته اطلاعرساني انجمن معلمان ايران معتقد است بحث نيروي انساني در همه سازمانها و نهادها اهميت دارد اما در آموزش و پرورش از اهميت بيشتري برخوردار است چرا كه ورودي و خروجي اين وزارتخانه انسان است. دبير جامعه اسلامي معلمان نيز به همين موضوع اشاره ميكند و معتقد است آموزش و پرورش براي جبران كمبود نيرو و تربيت نيروهاي شايسته به حمايت ديگر سازمانها، نهادها و وزارتخانه احتياج دارد. اين دستگاه به تنهايي از عهده اين وظايف بر نميآيد. رئوفيان ميگويد: «حتي اگر قدرترين و كارآمدترين مديران كشور هم در راس مديريت اين وزارتخانه قرار بگيرند مادامي كه ديگر نهادها و مردم كمك نكنند مشكلات آموزش و پرورش حل نميشود.»
اما مسوول اطلاعرساني انجمن معلمان ايران معتقد است آموزش و پرورش هيچ نگاه علمي و منطقييي نسبت به جايگزيني مناسب و تربيت نيروي انساني جديد ندارد. او به «اعتماد» ميگويد: «نيروي آموزش و پرورش بايد تربيت شده آموزش و پرورش باشد اما متاسفانه بسياري از افراد با داشتن ليسانس فيزيك، فيزيك درس ميدهند در حالي كه دبيران آموزش و پرورش يا بايد در رشته دبيري مراكز آموزش عالي تحصيلكرده باشند و يا اينكه در دانشگاههاي تربيت مدرس درس خوانده باشند.»
او معتقد است آموزش و پرورش بايد سعي در بهسازي نيروهاي انساني خود داشته باشد و آنها را تشويق به ادامه تحصيل كند اما با اينكه بسياري از معلمان با هزينه خودشان ادامه تحصيل ميدهند هيچ معياري براي تشويق آنان در نظر گرفته نميشود. داوري ميگويد: «هيچ سياستي براي نگهداري نيروهاي كيفي در آموزش و پرورش وجود ندارد. آموزش و پرورش نخبهگريز است. وقتي معلمان با هزينه خودشان تحصيل ميكنند و به مدارج علمي فوق ليسانس يا دكترا ميرسند و هيچ تغييري در وضعيت شغلي آنان به وجود نميآيد از آموزش و پرورش خارج ميشوند.»
دبير كل جامعه اسلامي معلمان نيز در اين مورد ميگويد: «بايد به معلم و نيازهاي او رسيدگي شود و در جهت رفع چالشهاي اقتصادي آنان تلاش شود.» رئوفيان ميگويد: «دغدغه نان شب، لباس زمستان و ... باعث استرس معلم ميشود.در حالي كه معلم بايد به دور از استرسهاي روان تني و با يك خيال آسوده به تدريس بپردازد و با اطلاع از علم روز، دانشآموزان را آموزش دهد.»
مسوول كميته اطلاع رساني و آموزش انجمن معلمان ايران معتقد است: آموزش ضمن خدمت معلمان ، تقليل ساعت كاري دارندگان مدارك بالاتر، حق هم ترازي اساتيد دانشگاه براي دارندگان مدرك بالاتر، حق همترازي اساتيد دانشگاه براي دارندگان مدرك فوقليسانس و دكترا باعث ميشود كه آموزش و پرورش بتواند به بهسازي نيروهاي انساني بپردازد.
او ميگويد: «براي بازنشسته شدن كارمندان آموزش و پرورش هم هيچ برنامهيي وجود ندارد. آنها ميتوانند تجريبات سالها تدريسشان را در كتابهايي تدوين كنند.»
داوري معتقد است: «در آموزش و پرورش هيچ وقت نگاه علمي به مقوله نيروي انساني وجود نداشته اما اين روزها بيشتر از زمانهاي قبل نگاه به مقوله نيروي انساني سنتي شده است و در استخدام نيروها هيچ كارشناسييي انجام نميگيرد.»