
احكام آقایان حمید پور وثوق, محمد رضا رضائی گرکانی, علیرضا اکبری ِبنی و رسول بداغی که توسط شعبه 15 دادگاه انقلاب به ترتیب به 4 سال , 3 سال , 2 و 2 سال زندان تعليقي محکوم گردیده بودند توسط شعبه 17 دادگاه تجدید نظر استان به همان شکل تایید و به وکلای آنان ابلاغ گردید .
این چهارتن که از اعضای هیئت مدیره کانون صنفی معلمان می باشند ازفرهنگیانی بودند که در دوره های متفاوت روزهای آغازین تعطیلات نوروز 85 و روزهای هفته ی معلم سال 86 را حدود یک ماه در زندانهای انفرادی به سربردند . جرم آنان برپایی تجمعات صنفی مقابل مجلس به خاطر تصویب لایحه مدیریت خدمات کشوری بود .
پوربابائی یکی از وکلای این معلمان توضیح می دهد : به موکلان من جرم اقدام علیه امنیت ملی نسبت داده شده است که معتقدم در این اتهام هیچ کدام از عناصر حقوقی مادی و معنوی جرم مطابق اتهام ها وجود نداشت و تمام تجمات موجود کاملا صنفی بوده و به خاطر احقاق حقوق صنفی بوده ... برای اجرای لایحه پرداخت هماهنگ و فقط برای افزایش حقوق بوده که لزوما این گزارشات در پرونده هم وجود دارد و در نتیجه اقدامی علیه امنیت داخلی و خارجی صورت نگرفته است . لذا من معتقدم باید حکم تبرئه صادر می شد . اگر قرار باشد هر تجمعی را اقدامی به قصد بر هم زدن امنیت ملی تعبیر کنیم اصل 27 قانون اساسی معنا و مفهومی پیدا نمی کند و نهایت اینکه چون این موضوع هنوز عناصر قانونی خود را پیدا نکرده است باید احکام تبرئه صادر می شد .
موکلین از تاریخ ابلاغ به مدت یک ماه می توانند برای اعمال ماده 18 شکایت کنند که بر مبنای آن پس از صدور رای قطعی از تاریخ اعلام به مدت یک ماه در صورتی که حکم صادره خلاف شرع باشد می توان به محاکم دادگستری اعتراض کردتا به نظر رئیس قوه قضائیه برسد که در مواردی اعاده دادرسی را اعلام کند و به شعبه ی هم عرض ارسال می شود ... که این روند 4 سال زمان می برد تا به نتیجه برسد و عملا نتیجه بخش نیست .
گفتنی است پس از اعلام رای دادگاه تجدید نظرنامبردگان می توانند برای باز پس گیری مدارک وثیقه ی خود تقاضای خود را به شعبه 15 دادگاه انقلاب تسلیم کنند و با ارسال تقاضاها از طریق دادگاه به اداره ثبت وثیقه ها آزادمی شود . از طرف دیگر کفالت کفیلان از این پس قانونا ساقط است .
در همین زمینه آقای پرویز جهانگیر راد دیگر وکیل این چهار معلم در پاسخ به این سوال که شما به عنوان یک حقوقدان در این پرونده ها احکام صادره را تا چه حد عادلانه می دانید ؟متن زیر را در اختیارمان قرار داد .
طبق آراء صادره از شعبه ی 15 دادگاه انقلاب اسلامی در مرحله ی رسیدگی بدوی احکام حبس تعلیقی برای موکلین اینجانب آقایان حمید پوروثوق , محمد رضا رضائی گرکانی , علی رضا اکبری بنی و رسول بداغی به ترتیب 4 سال ، 3 سال , 2سال و 2 سال صادر گردید . به دنبال تجدید نظر خواهی وکلا ( بنده و آقای هوشنگ پوربابائی ) پرونده های مربوطه به شعبه 17 دادگاه تجدید نظر استان تهران ارجاع شد که شعبه ی مذکور بدون دعوت از وکلا یا موکلین آراء صادره بدوی را عینا تایید نمود . به عبارت دیگر اتهام اجتماع و تبانی به قصد بر هم زدن امنیت کشور تایید شد . اما در مورد سوال شما , مبنی بر عادلانه بودن این احکام به عنوان وکیل که وظیفه دفاع از موکلین خود را داشتم و همچنین به عنوان یک حقوق دان معتقدم که اقدام موکلینم برای دستیابی به حقوق صنفی خود به شرح مندرج در پرونده ی قضایی متشکله به دلیل فقدان عناصر متشکله جرم ( عنصر مادی – عنصر قانونی و عنصر
معنوي ) نه تنها جرم نبوده بلکه طبق اصل 27 قانون اساسی مجاز هم بوده است . در انتها خارج و فرهنگیان احترام خاصی قائل هستم و خود را مدیون آنها می دانم و دفاع از از مسائل مربوط به امور وکالتی اینجانب شخصا برای قشر فهیم و زحمت کش فرهنگی ایشان وظیفه اخلاقی بنده بوده است . امیدوارم به خواسته های صنفی خود طبق موازین قانونی دست یابند .
پرویز جهانگیر راد
وضعیت معلمها در آلمان
05.10.2007
سایت رادیو آلمان

آلمانیها روز معلم را جشن نمیگیرند. تنها در آلمان شرقی (DDR) این روز را جشن میگرفتند. این اما نشانهی بیاهمیت بودن این شغل نیست. درآمد خوب معلمان و جایگاه والای اجتماعی آنان گویای ارزشی است که جامعه و دولت آلمان برای متولیان تعلیم و تربیت خویش قائل هستند.
معلم یک "مدرسه حرفهای" (Berufschule)
مدرسه یا آموزشگاه حرفهای OSZ که در منطقه کرویتسبرگ (Kreuzberg) برلین واقع شده است، یکی از بزرگترین مدرسههای حرفهای اروپاست.
مدرسههای حرفهای در آلمان تقریباً مشابه دبیرستانهای فنی حرفهای در ایران هستند. دورهی مدرسهی حرفهای در آلمان معمولاً سه سال است. دانشآموز دو روز در هفته را به یادگیری تئوریهای رشتهی مربوطه میگذراند و سه تا چهار روز هم به آموزش عملی اختصاص دارد.
در مدرسه OSZ بیش از ۱۰ رشتهی مختلف از جمله داروخانهداری، کتابفروشی و فروشندگی تدریس میشود و دانشآموزان باید علاوه بر مفاد تخصصی هر رشته، درسهای عمومیای مانند سیاست، ورزش و زبان آلمانی را نیز بیاموزند.رولف ملداو (Rolf Mehldau) یکی از ۲۷۰ معلم این مدرسه است. او ۶۳ سال دارد و کار تدریس را از ۲۸ سال پیش آغاز کرده است.
ملداو در مدرسهی OSZ اصول اولیهی کتابفروشی، اقتصاد، سیاست و علوم اجتماعی تدریس میکند.
امکانات آموزشی برای معلمها در برخی از ایالتها برنامههای آموزشی مناسبی برای معلمها تدارک دیده میشود که شرکت در این دورهها اغلب اختیاری است اما دورههای اجباری هم وجود دارند.
رولف ملداو در اینباره میگوید: «مدرسه ی ما طی سال گذشته ۲ روز را به سمینارهای تعلیم و تربیت معلمان اختصاص داد و در این دو روز هیچ کلاسی دایر نشد. شرکت در این سمینارها برای همه اجباری بود. یکی از موضوعات مطرح در این گردهماییها روشهای جدید آموزشی بود و موضوع دیگر جلوگیری از خشونت. متأسفانه موضوع دوم مدتی است اهمیت ویژهای پیدا کرده، چرا که خشونت در میان دانشآموزان مرتب رو به افزایش است و ما به عنوان دستاندرکاران تعلیم و تربیت وظیفه داریم از آن جلوگیری کنیم.»
وی با اشاره به جلسات سالانه اتحادیه ناشران و کتابفروشان می گوید: «در این جلسات تخصصی که به مدت یک هفته برگزار میشود، از کلیه معلمان این رشته دعوت میشود تا دربارهی تغییرات جدید بازار کتاب به بحث و گفتوگو بنشینند. »
هفته ای ۲۰ ساعت کار در منزل
معلمهای آلمان در منزل تنها ورقههای امتحانی دانشآموزان را تصحیح نمیکنند. به ویژه معلم مدرسهی حرفهای باید در رشتهی مربوطه اطلاعات به روز داشته باشد. به عنوان مثال رولف ملداو مجلههای تخصصی رشتهی کتابداری را به طور مرتب دنبال میکند و از یافتههای جدید رشتهی خود آگاهی مییابد و از آنها هنگام تدریس استفاده می کند. وی می گوید:
«من هفته ای ۲۶ ساعت در مدرسه کار میکنم ولی هفتهای ۱۰ تا ۲۰ ساعت هم باید در منزل کار کنم تا بتوانم مفاد درسی را برای دانش آموزانم به روز کنم. البته کار در منزل اجباری نیست.»
وضعیت معیشتی معلم
معلمها در آلمان تنگنای معیشتی ندارند. آنها مجبور نیستند برای گذران زندگی، شغل دوم داشته باشند. رولف ملداو از درآمد خود راضی است:
«من میتوانم یک خانواده ۴ نفره را بهراحتی اداره کنم و سالی ۳ هفته هم با خانوادهام به مسافرت بروم.»
ملداو به تدریس عشق می ورزد و به دانشآموزانش علاقه دارد چون بیشتر آنها بزرگسالند و به گفتهی او با علاقه و انگیزهی بیشتری سر کلاس او حاضر میشوند. ملداو در عین حال انتقادهایی هم به سیستم آموزشی و نحوهی ادارهی مدارس در آلمان وارد میداند، از جمله شلوغی بیش از حد کلاسها و ساعات طولانی تدریس. او خاطرنشان میکند:
«کلاسها خیلی شلوغند. من شانس آوردم، اما بیشتر همکارانم کلاس های ۳۰ نفره و حتی شلوغتر دارند.ساعات تدریس هم طولانی است. ۲۶ ساعت تدریس اجباری در هفته خیلی زیاد است؛ به خصوص که معلم باید در منزل هم خود را برای حضور در کلاس آماده و ورقههای امتحانی را هم تصحیح کند.»
معلم های "سالخورده"
متوسط سن معلمان در آلمان بالاست. رولف ملداو با گلایه در این باره میگوید: «ما معلمها در آلمان خیلی پیریم. میانگین سنی معلمها در آلمان ۵۰ سال است. این میانگین خیلی بالاست، زیرا در سالهای اخیر وزارت آموزش و پرورش در بسیاری از ایالتها، معلمهای جوان استخدام نکرده است. و علت آن هم این است که تعداد خیلی کمی از دانشجویان جوان، سراغ معلمی رفتهاند.»
معلمی یعنی امنیت شغلی
توماس، دانشجوی رشتهی زبان و ادبیات انگلیسی و آلمانی در دانشگاه آزاد برلین است و به زودی کار خود را به عنوان دبیر دبیرستان آغاز خواهد کرد. او معتقد است که تعداد دانشجویانی که امروز شغل معلمی را انتخاب میکنند دوباره رو به افزایش است و در مورد علت آن توضیح میدهد:
«من فکر میکنم که شغل معلمی الان در آلمان از امتیاز ویژهای برخوردار است. علت آن هم امنیت شغلی است، چرا که وقتی کسی به عنوان معلم مشغول به کار شد، دیگر شغلش را از دست نمیدهد. نکتهی دیگر این است که معلمی که پدر هم است، میتواند همزمان با فرزندانش تعطیلات داشته باشد که این خود نکتهی مثبت دیگری است. و دیگر اینکه مثلاً در حوزهی علوم انسانی، شغل معلمی زمینهی کاری خود را ذاتاً دارد. به عبارت دیگر فارغالتحصیلان رشتههای علوم انسانی این امکان را دارند که در بسیاری از زمینهها کار کنند ولی خب میتوانند معلم هم بشوند.»
آلمان به معلم بیشتری نیاز دارد
توماس از کیفیت آموزش دورهی تربیت معلم در دانشگاهها راضی نیست. او همچنین معتقد است که کشور آلمان باید در کل دانشجویان بیشتری تربیت کند، به خصوص در رشتهی معلمی. وی درباره تئوری بودن درسهای رشتهی معلمی میگوید:
«به عنوان مثال منی که میخواهم معلم زبان آلمانی و انگلیسی بشوم، همان درسهایی را در دانشگاه میآموزم که دانشجویان معمولی یاد میگیرند. مدرسان دانشگاه کتابهایی را تدریس میکنند که اصلاْ ربطی به معلمی ندارد و به عبارت دیگر طرح یک سری سؤالات خاص است که اساساْ برای معلمان بیاهمیت است. یعنی عملاً تأکید روی یادگیری علمی و فکر کردن علمی است. این آن چیزی است که ما یاد میگیریم، البته این هم در شغل ما لازم است.
ولی خیلی کم، نه اینقدر. ما آن ۹۷ درصد دیگر را لازم داریم، ولی آن را یاد نمیگیریم.
روز معلم باید جدی گرفته شود.
رولف ملداو هم پیشنهادهایی برای اصلاح وضعیت آموزشی موجود در مدارس آلمان دارد: «در وهله اول باید معلمان بیشتری استخدام شوند. همچنین ساعات کاری معلمان کاهش پیدا کند. کیفیت آموزش دوره معلمی در دانشگاهها نیز میبایست بهبود یابد، زیرا این دوره آموزش در آلمان خیلی تئوریک است. البته قرار است در سالهای آینده اصلاحاتی صورت گیرد ولی به نظر من باید زودتر از اینها به این فکر میافتادند.من فکر میکنم دیگر زمان آن فرا رسیده که کمی جدیتر راجع به نقش و وظایف معلمان در جامعهی ما بحث و گفتوگو شود. در آلمان در سالهای اخیر تلاش زیادی در این زمینه انجام نشده اما نظام آموزش در آلمان دچار اشکال جدی است. باید در این زمینه خیلی کار شود. روز بینالمللی معلم باید جدی گرفته شود.»
راشین
از انتصاب عليرضا علي احمدي به سمت وزارت آموزش و پرورش بيش از 6 ماه گذشته و او حدود يك سال براي تحقق برنامه هاي خود فرصت دارد.
ژاله وفا
jalehwafa@yahoo.de
بر آن بودم که در این شماره ،آخرین بخش سوالات را از دانش آموزان و پاسخهای آنها را مورد بررسی قرار دهم . اما از آنجا که در همین ایام فرهنگیان در اعتراضات و گردهمایی های خود مطالبات صنفی خود را مطرح کرده اند و به جای پاسخ گوئی با دستگیری و ضرب وشتم مواجه شده اند ،این شماره را به بررسی مطالبات و مسائل صنفی فرهنگیان اختصاص میدهم.
معلمان و فرهنگان مطالبات صنفی دارند و به دنبال احیای حقوق خود هستند .اما نظام ولایت فقیه در ادامه برخوردهای سرکوبگرایانه با زنان و دانشجویان اینک خواسته های قشر معلمان را نیز بادستگیری و ضرب و شتم و زندان پاسخ میدهد. به گزارش خبرنگار ايلنا، فرهنگيان متحصنی که تعداد آنان به سه تا چهار هزار نفر میرسيد, عصر سه شنبه 15 اسفند 1385 در مقابل مجلس اعلام کردند که روز پنج شنبه هفدهم اسفندماه ۸ صبح مقابل مجلس تحصن کرده و در صورت عدم رايزنی مسوولان در باره مطالبات به حق صنفی آنان, مدارس را تعطيل خواهند کرد. قرار شد بعد از ظهر سه شنبه 22 اسفند؛ نشستي بين نمايندگان تشكل هاي معلمان با هيأت رئيسه مجلس، وزير آموزش و پرورش و رئيس سازمان مديريت و برنامه ريزي در محل مجلس براي حل مشكلات معلمان برگزار شود .در این روز بحث برای تأمين اين خواسته طی مذاکراتی به مدت چهار ساعت و نيم برگزار شد و در آن 13 نفر از مسئولان کانون های صنفی فرهنگيان تهران و شهرستان ها، نمايندگی معترضان را به عهده داشتند و جالب اینکه آن گونه که فرهنگيان شرکت کننده در نشست نقل میکنند، طرفهای گفتگو با کانون صنفی معلمان ترتیب امنیتی زیر را داشته اند: محسن کوهکن سخنگوی هیات رئیسه مجلس ودو نفراز سازمان مدیریت که تنها یک نفر حاضر شده بود که او نیز ساکت نشسته بود.از وزارت آموز ش و پرورش هیچکس حاضر نبوده است و به گفته کوهکن وی از آموزش و پرورش کسی را دعوت نکرده است. 3 نفر از حراست مجلس ، 3نفراز وزارت اطلاعات و 3از قرارگاه ثارالله ! در این نشست کوهکن گفته است:ما جلسه ای را به نام مذاکره کننده نمی شنا سیم، فشارهای شما هم هیچ تاثیری در تصمیم گیری ما ندارد، چه می آمدید و چه نمی آمدید تفاوتی در نظر ما ایجاد نمی کرد.این نشست هیچ مصوبه ای را نیز در بر نداشته است و با بی نتیجه ماندن جلسه معلمان در مجلس ، تجمع وسیع دیگری از سوی معلمان صبح روز چهارشنبه در میدان بهارستان تهران شکل گرفت که منجر به بازداشت گسترده آنها شد و در بین آنها برخي از اعضاي شوراي مركزي كانون صنفي معلمان دیده می شوند . از سوی ديگر، سه نفر از مسوولان کانون صنفی فرهنگیان کرمانشاه که تجمع اعتراض آميز اخير معلمان اين شهر را سازماندهی کرده بودند نيز بازداشت شده اند.در بیانیه ی 23 اسفند کانون صنفی معلمان ایران-تهران در 23 اسفند میخوانیم که در جلسه روز سه شنبه حتی مسوولان حاضر ضمن تبشیر و تبذیر از فعالیت های صنفی و تهدید معلمان و فعالان صنفی شرکت کننده در تجمعات؛ اجرای طرح پلکانی لایحه ( لایحه مدیریت خدمات کشوری) را به صورتی مبهم به عنوان تنها پاسخ به درخواست های قانونی فرهنگیان سراسر کشور عنوان کردند و حتی گفته اند: معلمان عجله ای برای اجرای لایحه و افزایش حقوق نداشته باشند!"
جالب اینکه فرشیدی "وزير" آموزش و پرورش در اولين نشست خبري خود با خبرنگاران آنهم 16 ماه پس از تصدي پست وزارت در واكنش به موضوع دستگيري معلمان و برخورد نيروي انتظامي با آنان گفت :" من از دستگيري معلمان اطلاعي ندارم و به دليل عدم اطلاع؛ چنين موضوعي را به طور كامل تكذيب ميكنم. شرايط كشور به گونهاي است كه ميخواهند در آن التهاب ايجاد كنند و انتشار خبر دستگيري حدود هزار معلم در نظامي كه افتخارش مردمسالاري ديني است، تنها با هدف مخدوش كردن چهره نظام صورت ميگيرد!"
برای روشن تر شدن مطالبات صنفی معلمان ، وضعیت معیشتی آنان و خواسته هایشان را بطور دقیق تری مورد بررسی قرار خواهم داد. ابتدا توجه خوانندگان گرامی را به آماری در این زمینه جلب مینمایم.
در حالی که به گزارش ايسنا در۲۱ مرداد ۱۳۸۵ ، خط فقر مناطق شهري و روستايي از سوي وزارت رفاه ، برای استان كردستان، 216 هزار و 256 تومان، فارس 244 هزار و 584 تومان و اصفهان 283 هزار و 611 تومان تعيين شده است. و خانوارهاي 5 نفره استان تهران نيز، حداقل نيازمند 394 هزار و 943 تومان درآمد در ماه براي خروج از فقر مطلق هستند ، باغانی دبيركل كانون صنفي معلمان در 17 بهمن 85 به گزارش آموزش نیوز معتقد است:«در وزارت آموزش و پرورش 700 هزار نفر از معلمان كشور حدود 130 تا 250 هزار تومان حقوق ميگيرند يعني در خط مطلق فقر زندگي ميكنند وهر بار كه معلمان مسالهء معيشتي و بودجهء آموزش و پرورش را مطرح ميكنند مسوولان حساس بودن زمان و مسايل برون مرزي را مطرح ميكنند.» همچنین حميدرضا حاجي بابايي عضو هیات رئیسه "مجلس "هفتم در 33 بهمن 85 (خبرگزاري فارس )اعلام کرد : بودجه آموزش و پرورش در سال 84 ، 40 هزار و 400 ميليارد ريال بوده كه 16هزار و 600 ميليارد ريال نيز در لايحه متمم به اين بودجه اضافه شد و در مجموع آموزش و پرورش در سال 84، 57 هزار ميليارد ريال بودجه داشت، اما پنج هزار ميليارد ريال از مطالبات فرهنگيان در اين سال باقي ماند. این در حالی است که اعتبارات آموزش و پرورش در سال 85 نسبت به 84، 2 دهم درصد منفي بوده است و آموزش و پرورش در سال جاري 9 هزار و 400 ميليارد ريال كسري بودجه دارد كه در صورت عدم تخصيص، سازمان آموزش و پرورش قادر به پرداخت حقوق كاركنان خود در دو ماهه آخر سال نخواهد بود و در صورتي كه بخواهند مطالبات فرهنگيان را نيز بپردازند اين سازمان در سال جاري 17 هزار ميليارد ريال كسر بودجه دارد. وي افزود: طبق لايحه بودجه سال 86 دولت براي استانها 89 هزار ميليارد ريال در نظر گرفته كه با اين وضع كه سال 85، 5/66 درصد آن را به آموزش و پرورش تخصيص داده بنابراين اعتبار آموزش و پرورش در سال 86، 59 هزار ميليارد ريال خواهد بود كه نسبت به بودجه سال 85، 3 درصد و نسبت به عملكرد اين سال 18 درصد كاهش دارد.وی همچنین اعلام کرد بعلت اینکه مسئولين سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشورجوابي براي كسر بودجه وزارت آموزش و پرورش نداشتند، در جلسه فراكسيون فرهنگیان در مجلس برای پاسحگویی حاضر نشدند. " توجه خوانندگان محترم را به آماری که همین شخص ، اخیرا در 16 اسفند 85 در جمع اعضای کانون صنفی فرهنگیان استان کرمانشاه ارائه داده است جلب مینمایم :" 40 هزار معلم مازاد، 96 هزار مامور نیمه وقت و 80 هزار حقالتدریسی در آموزش و پرورش مشغول کار هستند. در کشور 15 میلیون دانشآموز وجود دارد که در قبال آن یک میلیون و 80 هزار معلم مشغول کار هستند و این یعنی هر 14 دانشآموز یک معلم که با میانگین سایر کشورها که 17 دانشآموز یک معلم است، اختلاف دارد. 640 هزار معلم کلاسرو و بقیه به عنوان پشتیبان آنان فعالیت میکنند. در وزارتخانه آموزش و پرورش 2300 نفر مشغول به كار هستند که هزار نفر آنان مازاد است. وی افزود: آموزش و پرورش میتواند 70 درصد کسری خود را از داخل وزارت با تغییر ساختار و ساماندهی تامین کند".
آمار فوق بی سرو سامانی ساختار وزارت آموزش و پرورش را فریاد میزند.این وضع لجام گسیخته بروکراسی آنهم بعنوان نمونه تنها در یک وزارت خانه را که در کنار تصمیمات "وزیر " مربوطه ، آقای فرشیدی قرار دهیم محرز میگردد به چه علت استبداد و جهل مرکب، ضد رشد بوده و خواهد بود !و از چه رو تغییر این ساختار جز با تغییر نظام ولایت فقیه ممکن و میسور نخواهد شد.آقای " وزیر " آموزش و پرورش جدیدا دستور داده است:آموزش و پرور ش تهران و شهرستانها همه باید دارای یک تیم تیر اندازی با کمان باشند !" گویی تمام مشکلات معلمان و دانش آموزان بر طرف شده و تنها کمبودشان آموزش تیر اندازی با کمان است !
جالب اینکه در سال 1379دفتر امور زير بنايي معاونت پژوهشی مجلس در باره وضعيت حقوق ، مزايا و امتيازات معلمان در برخي از كشور ها مقایسه ای آماری به شرح زیر بدست داده است: حقوق معلمان در كشور هاي كانادا 71/63% ، ژاپن 5/85% ، هلند 77% ، نروژ 2/78% و سوئد 82% از حقوق كاركنان بخش صنعت بيشتر است . اما در ايران اين رابطه معكوس است و متوسط حقوق معلمان ½ كاركنان بخش صنعت مي باشد. در 23 كشور ، معلمان از مسكن رايگان يا مقرري مسكن ، سفر رايگان به محل ماموريت براي خانواده و معلم ، هزينه هاي انتقال ، تسهيلات وام مسكن ، فرصت مطالعاتي منظم ، تعطيلات بيشتر ، وام ماشين و حمل و نقل رايگان براي مقدار معيني كالا در هفته استفاده مي نمايند.
مقايسه حقوق معلمان و كاركنان بخش هاي صنعتي در چند كشور جهان
حقوق دریافتی براساس سال 1379 و بر مبنای دلار می باشد:
انگلستان: آموزگار ابتدايي556 ،دبير متوسطه 1.118 ،متوسط حقوق معلمان 832 ،بخش صنعت 729 ونسبت متوسط حقوق معلمان به كاركنان بخش صنعت 1/114% میباشد.
استراليا :آموزگار ابتدايي1,666 ،دبير متوسطه 2000 ومتوسط حقوق معلمان 1833،بخش صنعت 2,666 ونسبت متوسط حقوق معلمان به كاركنان بخش صنعت 8/68% میباشد.
كانادا: آموزگار ابتدايي1,501 ،دبير متوسطه1,763 ،متوسط حقوق معلمان 1,632 ،بخش صنعت 997 ونسبت متوسط حقوق معلمان به كاركنان بخش صنعت 7/163% میباشد.
ايران: آموزگار ابتدايي77دبير متوسطه 87ومتوسط حقوق معلمان 82وبخش صنعت 163 ونسبت متوسط حقوق معلمان به كاركنان بخش صنعت 6/50% میباشد.
ژاپن:آموزگار ابتدايي4,220دبير متوسطه 4.354ومتوسط حقوق معلمان 4,287وبخش صنعت 2,318
ونسبت متوسط حقوق معلمان به كاركنان بخش صنعت 5/185%می باشد.
هلند:آموزگار ابتدايي2,309دبير متوسطه9 2,92ومتوسط حقوق معلمان2,619وبخش صنعت1,480
ونسبت متوسط حقوق معلمان به كاركنان بخش صنعت 0/177%میباشد.
نروژ: آموزگار ابتدايي1,305دبير متوسطه1,674ومتوسط حقوق معلمان 1,490وبخش صنعت 836
ونسبت متوسط حقوق معلمان به كاركنان بخش صنعت 2/178%میباشد.
سوئد: آموزگار ابتدايي1,212 ، دبير متوسطه1,410ومتوسط حقوق معلمان1,311وبخش صنعت720
ونسبت متوسط حقوق معلمان به كاركنان بخش صنعت 0/182%می باشد.
معلمان ایران در گردهمایی اعتراض آمیز خود نیز بر همین اساس خواهان تصویب لایحه "مدیریت خدمات کشوری" از سوی مجلس شدند تا حقوق آنان با بخش صنعت نزدیک گردد.لازم به توضیح است که این لایحه طبق اصل 85 در کمیسیون مشترکی در مجلس هفتم پس از بحث و بررسیها ی مختلف تصویب شده بود، اما به دلیل این که در زمینه اجرایی و بار مالی آن برای دولت، اختلافنظرهایی میان کارشناسان اقتصادی دولت و "نمایندگان" مجلس موجود بود، تصویب زمان اجرای آزمایشی این لایحه تاکنون معطل مانده بود و بالاخره بعد از اعتراضات و تجمع معلمان در مقابل مجلس در جلسه علنی روز 17 اسفند 85 با تفاهم دولت ومجلس فقط درباره مدت اجرای آزمایشی 5 ساله به تصویب رسید. طرفداران این لایحه ، مهمترین حسن این لایحه را در کوچک شدن حجم دولت در دراز مدت و واگذاری بخشهای مهمی از نقش دولت به بخش خصوصی و نیز شمول همه اقشار کارمندان دولت در مورد حقوق و مزایا و میان پرداخت ها میدانند. اما در واقع چنانچه به ماده 121 این لایحه توجه کنیم معلوم میگردد که بسیاری از دستگاهها و اقشار از شمول این لایحه مستثنی شده اند! از قبیل کارکنان وزارت اطلاعات، قضات دادگستری ،کارشناسان وزارت خارجه و اعضاء هیئت های علمی دانشگاه ها. در واقع طبق آماری که مسئولین مربوطه در سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور اعلام می نمایند تعداد کسانی که از نظام پرداخت کارکنان فعلی دولت مستثنی هستند حدود 700 هزار نفر می باشد و بر اساس ماده 121 لایحه خدمات کشوری جدید نیز تعداد 500 هزار نفر از کارکنان دولت همچنان از شمول این لایحه مستثنی خواهند بود ؟!
در واقع مخالفان سرسخت این لایحه کارکنان صنعت نفت میباشند. خصوصا که حاجی بابایی عضو هیات رئیسه مجلس هفتم نیز اظهارنظری بدین گونه کرده است که :"به اعتقاد من همه شرکت نفتی ها تربیت شده و دست پرورده آموزش و پرورش اند و شایسته نیست که یک معلم درآمدی حدود 300 هزار تومان و شاگرد او درآمد میلیونی داشته باشد" همین جملات بحثی سخت را در باره محاسن و معایب این لایحه در بین برخی فرهنگیان و کارکنان صنعت نفت تا سرحد مقایسه های مع الفارق در باره اینکه کدام شغل سنگین تر و طاقت فرسا تر است براه انداخته است هر صنفی به وصف سختیهای صنف خود پرداخته است . مخالفان این لایحه در صنعت نفت معتقدند که همه کارشناسان مهندسی ساختار ، طبقه بندی مشاغل و تدوین نظام پرداخت ،خوب می دانند که شاکله حقوق و نظام پرداخت برچندین عامل اساسی بنا نهاده شده است . نمی توان طرح های یکسان سازی حقو ق کارکنان دولت را بعنوان نظام پرداخت عادلانه و عالمانه مورد تائید قرار داد و به طیف وسیعی از مشاغل متنوع تعمیم داد .این لایحه همانطور که از اسمش پیداست یکنوع طرح هماهنگ و یکسان سازی است و کمترین آسیب اجرای آن، توقف حداقل دهساله اضافات حقوق پرداختی سالانه به کارکنان نفت می باشد و مکانیزم اجرای آن هم فقط توقف کامل تا رسیدن بقیه در نظر گرفته شده است.ای کاش طراحان لایحه نظام هماهنگ پرداخت در مجلس و دولت بجای پیروی از شعارهای کمیته مساوات از مدلهای علمی و روز دنیا هم چند تائی را مطالعه وابتدا" طرح جامع مشاغل دولت" را تهیه و سپس با توجه به عوامل تشکیل دهنده هر شغل ارزشگذاری ، طبقه بندی و پرداخت صورت می گرفت. درآن صورت می شد گفت که" نظام پرداخت "شکل گرفته وانتظار داشت که هیچکس به طرح اعتراض نکند.این طرح غیر عادلانه وغیر کارشناسانه تهیه شده و اجرای آن در نفت ساختار صنعت نفت را بهم می ریزد و در شرایط فعلی تصور اجرای آن برای صنعت نفت بسیار خسارت بار و خطرناک است. اجرای نظام هماهنگ در صنعت نفت تبعات منفی زیادی برای کشور خواهد داشت چرا که باعث از دست دادن نخبگان کشور در این صنعت خواهد شدکه سال های زیادی برای جذب و پرورش آنها سرمایه گذاری شده است وتجربه آنها قابل جایگزینی نخواهد بود .با اجرای این لایحه کلیه کارشناسان زبده این صنعت استراتژیک راکه تقریبا اکثر آنها در مناطق بد آب و هوای جنوب به سر می برند مجبور به ترک این صنعت خواهند کرد. با توجه به عملياتي بودن و شرايط طاقت فرساي كار مهندسان نفت ، همين حقوق فعلي نيز به هيچ وجه پاسخگو نمي باشد و نيروهاي زبده صنعت نفت كشور مجبور میگردند که دعوت سایر کشورها را که به دانش فنی آنها ارج مینهند اجابت کنند.
از آنجا که هیات علمی دانشگاهها و کارکنان بسیاری از دستگاهها از شمول این لایحه مستثنی میشوند ،کارکنان صنعت نفت من باب نمونه دست به این مقایسه میزنند که چرا این لایحه یک عضو هیات علمی دانشگاه پیام نور در شهرستان هائی دورافتاده با مدرک فوق لیسانس را از این لایحه مستثنی نموده ولی کارشناسان ارشد و خبره و برجسته بین المللی نفت در این مناطق را هم ردیف سایر کارکنان دولت دانسته و به دنبال تساوی در حقوق است؟ مخالفان این لایحه ازبین رفتن امنیت شغلی کارکنان دولت بواسطه قراردادی بودن و وضعیت متزلزل مستخدم و ایجاد نا امنی درشغل و شاغل و آسیب رساندن به وظایف دولت ، توصیه ای و شعارگونه بودن برخی مواد لایحه، مشخص نبودن و قابل محاسبه و پیش بینی نبودن بارمالی اجرای لایحه،نقش بانک جهانی در دیکته کردن این لایحه، نقش این لایحه در افزایش هزینه های دولت و تورم لجام گسیخته، پیچیده تر کردن بورکراسی اداری، شکاف طبقاتی بین حقوق بگیران واعطای اختیارات نامحدود به برخی سازمان هاو ... را از نقاط ضعف این لایحه میدانند.
از طرفی فرهنگیان معتقدند که وضعیت حقوقی و مزایای فرهنگیان ایران در مقایسه با سایر کشورها و بخش صنعت در حد پایین قرار دارد و این امر مسایل و مشکلاتی را برای آنان بوجود آورده است به قسمی که در دهه های اخیر بطور قابل ملاحظه ای از موقعیت اجتماعی فرهنگیان کاسته شده که بیشتر ناشی از وضعیت حقوق ناچیز، شرایط کاری نامناسب و عدم تامین شغلی در این حرفه بوده است. مساله اصلی آن است که وجود تبعیض ها در جامعه، روحیه و جوی از نارضایتی و احساس مظلومیتی را حاکم می سازد که مشوق کم کاری و بی تفاوتی نسبت به مسایل مهم جامعه در بین فرهنگیان میگردد.
اما حق این است که هر دو قشر زحمتکش فرهنگی و صنعت نفت بایستی متناسب با کار طاقت فرسای خود حقوق و مزایا دریافت دارند. این تبعیضهای غیر منطقی موجود در نام ولایت فقیه است که اقتصاد رانتی ومافیائیش بستر و زمینه سالمی برای رعایت عدالت واقعی بین اقشار مختلف کشور را از بین برده است تا هر کس صاحب حاصل واقعی کار خود گردد.
مسلما کارکنان صنعت نفت با نظامی هماهنگ که منجر به ارتقاء و بهبود نظام اداري در بخش هاي كه داراي نظام ناكارآمد میباشند بینجامد ،معترض نیستند. و معلمین کشور نیز خواهان اجحاف به کارکنان صنعت نفت نمی باشند.در واقع همانگونه که جمعیت 1 میلیونی معلمان از اركان اساسي نظام آموزشي بوده و نگرش شغلي آنها بر رفتار و بازدهي آنان موثر است و تربيت نیز امري وقت گير، پرثمر و در عين حال دشوار است و معلمان نقطه آغاز هر تحول آموزشي و پرورشي بوده و خواهند بود ، بار سنگین افتصاد کشور که 80 در صد آن به نفت وابسته است بر دوش جمعیت 100 هزار نفری صنعت نفت کشور میباشد . سئوال این است که آیا این لایحه سعي در ارتقاء نظام موجود در بخش مثل صنعت نفت را دارد یا نتیجه اجرای آن تنزل و نا كارآمد کردن آن خواهد بود؟ جایی که نظام ولایت فقیه از طرفی با بلندپروازی های سیاسی و اقتصادی خود و به کار بردن لحن جنگ طلبانه ، کشور را با خطر تحریم مواجه میکند و میلیاردها دلار خسارت را متوجه منافع اقتصادی کشور می نماید و از طرف دیگر با برداشت بی حساب از منابع نفت و گاز کشور باجهای سنگین به روسیه و چین و لبنان و حماس میدهد ، شایسته نیست وضعیت فرهنگیان کشور دچار نابسامانی روز افزون باشد و کارکنان زحمتکش صنعت نفت نگران از دست دادن حقوقی باشند که کفاف درمان بیمارهای ناشی از زندگی و کار در محیطهای آلوده نفتی و پتروشیمی را نیز نمیدهد. حق این است که هر گاه جنبشهای اعتراضی بیکدیگر بپیوندند، تغییر از استبداد به دموکراسی بدون خشونت و بدون ﺁنکه وضعیت کشور بهم بریزد به انجام می رسد.
شبکه خبر: حیاتی ، مخبر كمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس در گفتگو با سایت شبكه خبر گفت : بیش از 52 هزار نفر از معلمان سال هاست كه به صورت حق التدریسی در آموزش و پرورش و نهضت سواد آموزی فعالیت می كنند و این فوریت با هدف مشخص شدن وضع استخدامی افراد حق التدریس در وزارت آموزش و پرورش به مجلس ارائه شده است كه البته یك فوریت آن به تصویب رسید.
مخبر كمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس گفت: با تصویب یك فوریت طرح تعیین تكلیف معلمان حق التدریسی آموزش و پرورش و نهضت سواد آموزی استخدام می شوند.
وی افزود : البته چیزی كه تاكنون به تصویب رسیده كلیات است با این توصیف كه این طرح به كمیسیون آموزش و تحقیقات می آید و خارج از نوبت بررسی می شود.
مخبر كمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس افزود : بر اساس این طرح كه به طور قطع در بررسی كمیسیون احتمال تغییراتی در آن وجود خواهد داشت؛ نیرو های حق التدریسی كه تا پایان سال 85 و 86 در وزارت آموزش و پروش مشغول تدریس بودند از قبیل دانش آموختگان مراكز تربیت معلم و افراد دارای مدرك تحصیلی لیسانس در الویت هستند.
حیاتی گفت : نیروهای حق التدریسی نهضت سواد آموزی دارای مدرك فوق دیپلم و بالاتر نیز ، از الویت های بعدی استخدام در وزارت آموزش و پرورش هستند.
وی با بیان اینكه این موارد در كلیات مطرح شده و به تصویب رسیده گفت: در بررسی مواد و جزئیات این طرح هم باید بیبینم در كمیسیون چه تغییراتی در آن اعمال می شود.
حیاتی همچنین درباره استیضاح وزیر آموزش و پرورش گفت: با نشست های استیضاح كنندگان، قرار شد این موضوع از دستور مجلس خارج شود و در مقابل آن نیز وزارتخانه تعهد كرد مطالبات استیضاح كنندگان به صورت ضربتی و كوتاه مدت قابل حل است مرتفع شود.
وی تصریح كرد: البته برخی موارد هم كه بارها به آن اشاره شده از عهده وزارت آموزش و پروش به تنهایی خارج است و دستگاه های دیگر از جمله دولت برای حل آن باید همت كنند.
مخبر كمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس افزود : از جمله این مشكلات ،كسری اعتبارات آموزش و پرورش است كه معضل جدی و مشكل اساسی وزارت آموزش و پرورش بوده و است و طبیعی است که این مشكل توسط وزارت آموزش و پرورش و شخص وزیر به تنهایی قابل حل نیست.
حیاتی گفت :البته دولت هم قول های مساعدی برای تامین هر چه زودتر كسری های این وزارتخانه داده است و امیدواریم در فرصت نه چندان دور یك سری از مطالبات فرهنگیان پرداخت شود.
وی گفت : بخشی از مطالبات فرهنگیان بر اساس آن چیزی كه قبلا در اختیار آموزش و پرورش به عنوان تنخواه بوده حدود 500 تا 600 میلیارد تومان برداشت شده است كه امسال آموزش و پرورش بخشی از آن را پرداخت می كند اما بخش دیگر مستلزم تامین كسری اعتبار است.
حیاتی افزود : البته با برگزاری نشست هایی بین مجلس و دولت، رقم كلی كسری اعتبار آموزش و پرورش در دولت هم پذیرفته شده است، اما چون رقم آن بالاتر از 6 هزار و 700 میلیارد است ، بحث اصلی بر سر چگونگی تامین این كسری هاست و اكنون چگونگی تامین آن كه آثار سوء اقتصادی بر جامعه نداشته باشد و هم اینكه مطالبات فرهنگیان به درستی پرداخت شود مورد بررسی قرار گرفته است.
مخبر كمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس همچنین با بیان اینكه همه مطالبات فرهنگیان پرداخت می شود ادامه داد: ما قول
نمی دهیم تا پایان آبان این اقدام عملی شود، مجلس تلاش خود را می كند اما در نهایت دولت است كه باید در این زمینه تعهد كند و یا زمان آن را اعلام كند.
حیاتی افزود: با بررسی ها و جلسات متعددی كه كمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس با كمیسیون برنامه و بودجه و همچنین جلساتی با حضور رئیس مجلس و نمایندگان دولت و جلسات چند جانبه بین كمیسیون های مجلس و ریاست مجلس، نائب رئیس مجلس و دولت تشكیل شد،خوشبختانه در یك جمع بندی كلی به این نتیجه رسیدند كه مطالبات آموزش و پرورش جدی است و برای آن باید فكر اساسی كرد.
وی بار دیگر گفت: اینكه به طور دقیق تا پایان آبان همه مطالبات فرهنگیان پرداخت می شود چندان امكان پذیر نیست؛ ولی بخشی از آن پرداخت خواهد شد،زیرا همه آنچه آموزش و پرورش به عنوان كسری اعتبار دارد موضوعی است كه تامین اعتبارش توسط دولت باید صورت بگیرد و دولت می تواند اعلام كند تا چه مدت می تواند آن را به درستی پرداخت كند.
آقای جنتی! اگر توبه شما ، توبه نصوح است؛
لطفا استادیوم یکصد هزار نفری را برای این منظور در نظر بگیرید!
یا ایّها الّذین آمنوا توبوا الى اللّه توبة نصوحاً عسى ربّکم أن یکفّر عنکم سیّئاتکم
قران و سنّت ،پاکسازى دل، دوستی با خدا و جبران گناهان پیشین و تبدیل آن به حسنات را از آثار و نتایج توبه برشمرده است .با توجه به همین آثار و پیامدهای توبه است که حضرت امیر مىفرماید:" درباره مرگ، پیوسته هوشیار و محتاط باش تا مبادا تو را در حالى دریابد که در دام گناه گرفتاری و با خویشتن از توبه مىگویى اما مرگ میان تو و توبه فاصله انداخته است. در این صورت یقین بدان که خود را به هلاکت و سقوط خواهی سپرد"
در اصطلاح ،توبه به مفهوم رجوع و ناظر به ندامت و پشیمانى از عمل ناپسند و توام با عزم جدّی بر عدم بازگشت به سوى آن و در صدد جبران کارى برآمدن است. در واقع توبه به معناى عذر خواهی و ترک گناه به زیباترین و شیواترین روش و وسیله ای برای نجات محسوب می شود. به بیان دیگر کسی که استغفار می کند به منزله این است که به زشتی عمل ناپسند خود واقف گشته و در پیشگاه خداوند با خود عهد می کند که از این پس مرتکب آن رفتار نشود.
با این وصف گاهی عواملی نظیر ؛تسویف (امروز و فردا کردن) ، غفلت از مرگ ،استدراج و غرور و برداشت ناصحیح از رحمت و رحمانیّت خدا موجب نهراسیدن از عذاب و جلوگیری از انجام توبه می شود. از اینرو فراهم شدن شرایط برای غلبه بر عوامل مذکور و معطوف شدن میل و اراده واقعی به استغفار و طلب مغفرت و در همین راستا حلالیت خواستن از دیگران ،خود نعمت بزرگی است که نصیب هرکس نمی شود ،اما سخنان دیروز آیت الله جنتی در نماز جمعه و حلالیتطلبیدن او از كسانی كه حق اشان ضایع شده است حاکی از این است که در ایام ماه مبارک رمضان این نعمت و فرصت گرانبها برای دبیر شورای نگهبان فراهم شده تا وی به توصیه حضرت علی عمل کرده و برای اصلاح خود به محاسبه نفس خویش مبادرت و از عیبهاى خود آگاه و با پی بردن به گناهانش به توبه و استغفار متوسل و لاجرم در صدد جبران آن برآمده و مالا به حلالیت طلبیدن از کسانی روی آورد که پیش از این حتی از پی بردن به دلیل تضییع شدن حقوق خود نیز محروم بوده اند ،تا آنجا که در جمع نمازگزاران جمعه می گوید: "اگر كساني از طرف من حقشان ضايع شده ؛اول مراجعه كنند، اگر بتوانم حقشان را به آنها باز ميگردانم، اگر نه حلالم كنند و بعد هم همه همديگر را حلال كنيم. اينها مقدمات شب قدر است تا فرصت باقيست بايد مقدمهچيني كرد... بايد حداكثر بهرهبرداري را از فرصت به دستآمده انجام دهيم، يك سكته و يك تصادف ممكن است به يكباره زندگي افراد را در هم بپچيد، آن وقت فرصت وصيت هم نداريم؛ پس خودمان به وصيت خودمان عمل كنيم"
پیش از هرچیز نخست آرزو می کنم که خداوند این توفیق را نصیب ما هم بگرداند تا قبل از رسیدن به سن 83 سالگی به توبه و حلالیت طلبی روی آوریم و بقول دبیر شورای نگهبان "اگر ميگوييم الهي العفو ،خداوند عفومان كند" و بدینوسیله در نزد خداوند، در زمره محبوبترین ها و مصداق آیه اِنَّ اللهَ یُحِبُّ التَوَّابِین و مشمول آیه 222 سوره بقره و دعاى فرشتگان نسبت به توبهکنندگان شویم!
بهر روی این اظهارات خطیب نماز جمعه تهران و طلب حلالیّت وی از مخاطبینش از یکسو بیانگر این است که او پذیرفته است که حداقل بعضی از اقدامات و تصمیمات وی که ناظر به دیون و مطالبات مردم بوده ،بدلیل وارد ساختن ضرر مادی یا معنوی به صاحبان حق ،ضمان آور بوده و از همین رو حلالیت طلبیدن و جلب رضایت صاحب حق را نیز لازم دانسته است و از سوی دیگر می تواند در دل میلیون ها نفر از کسانی که بنحوی حقشان در اثر موضعگیری ها و رفتار و تصمیمات او ضایع گردیده است ،کور سوئی از نور امید را تابانیده و آنانرا متناسب با تابش نور همان کورسو به آینده امیدوار سازد. مشروط بر اینکه دبیر شورای نگهبان در فرصت مناسب دیگر به پرسش های زیر نیز بروشنی پاسخ دهند:
1_آیا حلالیت طلبیدن دبیر شورای نگهبان از صاحبان حق به مفهوم پذیرفتن این واقعیت است که حق بعضی از افراد را ضایع کرده است؟ چنانچه پاسخ مثبت است ،آیا تضیع حقوق آنان آگاهانه بوده ؟ اگر باز پاسخ مثبت است ،در اینصورت آیا چنین شخصیتی صلاحیت ادامه حضور در شورای نگهبان را داراست؟
2_آیا طلب حلالیّت دبیر شورای نگهبان از صاحبان حق تنها به مفهوم پشیمانى نسبت به رفتار گذشته است و یا اینکه ناشی از توبه نصوح است و می توان اطمینان یافت که از این پس ضایع کردن حقوق دیگران تکرار نشده و عزم او بر ترک هرگونه حق کشی در آینده جزم شده است؟
3_اگر تضییع حقوق افراد نتیجه نوع بینش و معرفت دبیر شورای نگهبان و همفکرانش در این شورا باشد ،آیت الله جنتی چگونه می تواند جبران مافات کرده و حقوق آنان را بازگرداند؟ در این صورت اگر دبیر شورای نگهبان واقعا مصمّم به استیفاء حقوق افراد موصوف است ،آیا تنها راه بدست آوردن حلالیّت صاحبان حق و پیشگیری از تکرار حق کشی ها در گرو استعفای ایشان و همکاران همفکرش از سمت خود و واگذاری این مسئولیّت به کسانی نیست که نوع معرفت آنان نسبت به دین و قانون ،موجب زوال حقوق دیگران نمی شود؟
4_آیا موارد زیر نیز می تواند مشمول اشخاصی شود که دبیر شورای نگهبان از آنها حلالیّت خواسته است:
-محروم کردن مجلس ششم از حقوق مصرّح در قانون اساسی برای تصویب طرحها و لوایحی که هیچ تعارضی با شرع و قانون اساسی نداشته است.
-محروم کردن دولت هفتم و هشتم برای استفاده از حقوق مصرّح در قانون اساسی و تصویب لوایح دلخواه خود که هیچ تعارضی با شرع و قانون اساسی نداشته است.
-سلیقه ای و بی دلیل محروم کردن مردم از حق انتخاب کردن نامزدهای دلخواهشان در انتخابات ریاست جمهوری و مجلس شورای اسلامی
-بی دلیل محروم کردن طیف وسیعی از مردم از حق انتخاب شدن برای نمایندگی مجلس و ریاست جمهوری
-برخوردهای دوگانه و تبعیض آمیز با دولت ها و مجالس مختلف در تریبون نمازجمعه و در برخورد با مصوبات آنان در شورای نگهبان ،بنفع دولت ها و مجالس سوگلی ،بنام دین و مصلحت.
-به ناحق متهم کردن طیف وسیعی از داوطلبان ریاست جمهوری ،خبرگان رهبری و نمایندگی مجلس به عدم اعتقاد و التزام به اسلام و عدم ابراز وفاداری به قانون اساسی و عدم صلاحیت
-محروم کردن مردم از حقوق و آزادی های مصرّح در قانون اساسی نظیر؛ حق استفاده از همه پرسی موضوع اصل 59 ؛ اداره امور کشور با اتکاء به آراء عمومی موضوع اصل ششم ؛ آزادی مردم برای اعمال حق حاکمیت در تعیین سرنوشت خود موضوع اصل 56 ؛حق استفاده از امتیازات ناشی از جرم سیاسی موضوع اصل 168 ؛حق استفاده از آزادی مطبوعات موضوع اصل 24 و ... ،از طریق تفسیر های مغایر با نص صریح قانون اساسی و ردّ مصوبات مجلس
5_آقای جنتی با ماده 62 مكرر قانون مجازات اسلامی که در تاريخ 27/2/1377به تصویب مجلس و در 6/3/1377 به تاييد شوراي نگهبان رسیده است کاملا آشناست . در این ماده آمده است:
-محكوميت قطعي كيفري در جرايم عمدي به شرح ذيل، محكوم عليه را از حقوق اجتماعی محروم مينمايد و پس از انقضاء مدتتعيين شده و اجراي حكم رفع اثر ميگردد:
- محكومان به قطع عضو در جرايم مشمول حد، پنج سال پس از اجراي حكم.
- محكومان به شلاق در جرايم مشمول حد، يك سال پس از اجراي حكم.
- محكومان به حبس تعزيري بيش از سه سال، دو سال پس از اجراي حكم.
تبصره 1 - حقوق اجتماعی عبارتست از حقوقي كه قانونگذار براي اتباع كشور جمهوري اسلامي ايران و ساير افراد مقيم در قلمرو حاكميت آن منظورنموده و سلب آن بموجب قانون يا حكم دادگاه صالح ميباشد ازقبيل:
الف - حق انتخاب شدن در مجالس شوراي اسلامي و خبرگان و عضويت در شوراي نگهبان و انتخاب شدن به رياست جمهوري.
اکنون انتظار می رود که آقای جنتی به این سوال هم پاسخ دهند که آیا تضییع حقوق اجتماعی به شرح مذکور و محروم کردن هزاران نفر از اشخاصیکه با استفاده از این ماده قانونی می توانستند و می خواستند از حق انتخاب شدن برای نمایندگی مردم در مجلس و ریاست جمهوری بهره مند شوند نیز مصداق « وجوب ردّ المظالم اًّلى اهلها» و کسانی است که باید رضایت آنان را جلب کرد یا خیر؟
6_برخلاف جانبداری های آشکار آیت الله جنتی از دولت نهم و حتی مجالس هفتم و هشتم ،در گذشته برخی از روسای جمهور ،وزرا و نمایندگان قبلی در اثر شماتت و بدگوئی های ایشان در نماز جمعه ،از سوی هواداران وی مورد اهانت واقع شده اند ،در حالیکه عملکرد آنان تفاوتی با عملکرد دولت و مجالس سوگلی و مورد نظر ایشان نداشته است ،آیا این افراد نیز مخاطب آقای جنتی هستند یا خیر؟
7_آیا کسانی که حقشان در اثر ابطال ناروای صندوق های رای ضایع شده است هم جزء مخاطبین آقای جنتی هستند؟
8_آیا خانواده هائی که در اثر رد صلاحیت های غیر قانونی خویشاوندانشان نسبت به اسلام و انقلاب بدبین شده اند ،نیز مشمول مخاطبین آیت الله جنتی هستند و از آنها هم باید حلالیت طلبید؟
چنانچه پاسخ به سوال های فوق مثبت است و توبه آیت الله جنتّی نسبت به برخوردهای مذکور مصداق توبه نصوح است و ایشان مصمّم به مواجهه حضوری با اشخاص صاحب حق برای حلالیّت طلبیدن هستند ،در این صورت پیشنهاد می کنم که در چندین نوبت استادیوم یکصد هزار نفری را برای این منظور رزرو نمایند!
مهر: استیضاح وزیر آموزش و پرورش در 5 محور از جمله "بی توجهی به اجرای قوانین موجود از جمله قانون برنامه چهارم توسعه" ،" بی توجهی محض در امر استخدام معلمان حق التدریس" و "نارضایتی حداقل 90 درصد از قشر فرهنگیان از وزیر" اعلام وصول شده است.
در جلسه علنی امروز مجلس شورای اسلامی طرح استیضاح علی احمدی وزیر آموزش و پرورش با 82 امضا و با 5 محور تقدیم هیئت رئیسه شد.
در این طرح خطاب به رئیس مجلس شورای اسلامی آمده است : می دانیم هدف اصلی متولیان امر و برنامه ریزی میل به توسعه پایدار و همه جانبه است. توسعه پایدار دارای ابعاد مختلف است که هر کدام از این ابعاد دارای چند محور اصلی است. یکی از محورهای اصلی آن شاخص انسانی توسعه است . انسان به عنوان یک محور مهم درتوسعه نقش اساسی را در تمامی محورهای دیگر بازی می کند یعنی در واقع اساس حرکت به سوی توسعه انسان است و انسان به عنوان عنصر اصلی ساختار مدیریت که هم می تواند توسعه را بوجود آورد و هم می تواند به عنوان مانع بزرگ توسعه در آید. بنابراین انسان توسعه یافته، جامعه توسعه یافته را رقم می زند.
واقفید که در این راستا بخش آموزش و پرورش نقش حیاتی را در تربیت انسانهای شایسته ایفا می کند.
استیضاح کنندگان تصریح کرده اند هر چند بخش یاد شده به عنوان مبنا به وظایف خود درست عمل نماید به همان اندازه انسانهای توانمند و لایق تحویل جامعه خواهد شد و جامعه نیز از ظرفیت های چنین انسانهایی بهره مند خواهد شد، اگر این بخش محوری در انجام وظایف خود موفق نباشد ساختار حرکت جامعه دچار تزلزل شده آسیب جدی را متحمل خواهد شد.
طراحان یادآور شده اند گرچه خسارت وارده در اثر عملکرد این بخش در دراز مدت خود را نمایان می سازد و جبران خسارت عظیم به هیچ وجه مقدور نخواهد شد، در طی چند ماه اخیر وزارت آموزش و پرورش کشور با حضور جناب آقای دکتر علی احمدی دچار چالش جدی شده و بنیان آن متزلزل شده است که ادامه این روند خساراتی جبران ناپذیر را بر پیکر نحیف آموزش وپرورش کشور وارد می سازد.
طراحان بنا به دلایل ذیل خواستار ادامه حضور علی احمدی در راس وزارت آموزش و پرورش نمی باشند.
1- غیر آموزش و پرورشی بودن نامبرده وناتوانی در شناخت مشکل این بخش و عدم درک حساسیت بخش یاد شده با ارائه طرح غیر کارشناسی چارچوب ساماندهی و مدیریت نیروی انسانی و ایجاد بحران غیر قابل کنترل در این بخش در سراسر کشور
2- بی توجهی در مشکلات مالی ادارات و فرهنگیان سراسر کشور از جمله : الف- عدم پرداخت سرانه دانش آموزی کلیه مدارس کشور از مهرماه 86 تا کنون و بدهی مدارس به بازار و طرفین قرارداد و وجود نارضایتی شدید که نمونه آن کتک کاری و درگیری چندی پیش رانندگان مینی بوس با روسای مناطق بوده است. ب- عدم پرداخت پاداش بازنشستگی این پیشکسوتان عرصه علم و تربیت که زحمات آنان برای همه مشخص است گرچه بعد از مدتها نصف پاداش پرداخت شده است. پ- عدم پرداخت هزینه های محوریت ها، اضافه تدریس، هزینه فوت و ازدواج، هزینه های سفر و هزینه های دوره های آموزشی ضمن خدمت، مرخصی مناطق محروم، لغو پاداش روستایی و البته ایجاد نارضایتی غیر قابل کنترل.
3- بی توجهی و کم توجهی به اجرای قوانین موجود از جمله قانون برنامه چهارم توسعه به خصوص عدم توجه و اجرای 11 بند از 14 بند ماده 52 قانون برنامه چهارم توسعه به خصوص بند (و)
4- بی توجهی محض در امر استخدام معلمان حق التدریس و آموزشیاران نهضت سواد آموزی سراسر کشور به طوری که در مهرماه سال جاری ناامنی مطلق در بخش آموزش و پرورش دور از انتظار نیست
5- ناتوانی در اداره امور بخش به طوریکه حداقل 90 درصد از قشر فرهنگیان از نامبرده ناراضی هستند و بدبینی خاص نامبرده به این وزارتخانه.
ایرنا: مسئول روابط عمومي سازمان آموزش و پرورش شهر تهران افزود: مرکزجراحي فرهنگيان مرکزي تهران موفق به تهيه يکي ازپيشـــــرفته ترين دستگاه هاي عمل جراحــــي چشم به نام کاتاراکت ( آب مرواريد ) شد.
"حميد فراهاني" گفت: انجام اين عمل جراحي مثل ساير اعمال جراحي براي فرهنگـيان شاغــل و بازنشسته که داراي بيمه هاي تکميلي هستند به صورت رايگان انجام مي شود.
وي تصريح کرد: در صورتي که بيمار درخواست لنز با قيمت بالاتر از سقف بيمه ها را داشته باشد، لازم است اختلاف قيمت لنزرا پرداخت کنند.
فراهاني ادامه داد: خدمات مرکز جراحي درمانگاه فرهنگيان در بخش چشم به ارائه خدماتي مثل پيوند قرنيه، کاتاراکت (آب مرواريد)، گلوکوم (آب سياه)، استرابيسم (انحراف چشم)، باز کردن مجراي اشکي در کودکان و بزرگسالان، ناخنک، برگشتن مژه به داخل چشم، شالازيون، درآوردن جسم خارجي از چشم و ترميم عنبيه مي پردازد.
مسئول روابط عمومي اين سازمان تاکيد کرد: اعمال جراحي فرهنگيان شاغل، بازنشسته و افراد تحت تکفل آنها که داراي بيمه هاي پايه و تکميلي هستند در اين مرکز بطور رايگان انجام مي شود.
فراهاني اظهارداشت: کاتاراکت، پيوند قرنيه، آب مرواريد، سيستوسکوپي، فتق، هموروئيد (بواسير)، فيشر(شقاق)، لوزه، شکستگي و انحراف تيغه بيني، سندروم تونل کارپ، سيستوسل، رکتوسل، تخليه آبسه، پوليپ بيني، سينوس پيلونيدال از جمله اعمال جراحي اين مرکز است.
مرکزجراحي درمانگاه فرهنگيان مرکزي شهر تهران درخيابان امام خميني (ره)، روبروي خيابان 30 تير، جنب تعاوني مصرف فرهنگيان واقع است.
به گزارش خبرنگار امور مجلس خبرگزاري فارس، معلمان حقالتدريسي تجمعكننده مقابل مجلس خواستار استخدام در وزارت آموزش و پرورش هستند.
اين عده از معلمان پارچه نوشتهاي مبني بر اينكه "استخدام معلمين ديپلمه حقالتدريس مناطق عشايري و صعب العبور را خواستاريم" با خود حمل ميكنند.
در روزهاي گذشته نيز معلمان حقالتدريسي مناطق ديگر كشور با تجمع مقابل مجلس خواستار استخدام در وزارات آموزش و پرورش بودند
معاون حقوقي و امور مجلس و استانهاي آموزش و پرورش در مورد استخدام نيروهاي حقالتدريس آموزش و پرورش و اعتراضاتي كه اين نيروها نسبت به آن چه كه تعلل آموزش و پرورش در استخدام دانستهاند، با طرح اين پرسش خطاب به كل جامعه كه «آيا با وضعيت تراكم نيروي انساني در آموزش و پرورش كه عمده كسري بودجه آموزش و پرورش هم به نيازهاي پرسنلي مربوط ميشود و بيتناسبي اين تراكم با جمعيت دانشآموزي كشور، آموزش و پرورش موظف به استخدام اين نيروهاست؟» گفت: آموزش و پرورش به عنوان كارفرما از مهارتهاي نيروهاي حقالتدريس به عنوان مجري، به صورت پاره وقت و به دليل نيازهاي منطقهاي استفاده كرد و متناسب با قوانين حقالزحمه آنها را نيز پرداخت كرده است، حال كه جمعيت 70 هزار نفري اين نيروها در سطح كشور در كنار تراكم نيرو و كسري شديد و بودجه در آموزش و پرورش قرار گرفته است، آيا آموزش و پرورش موظف به استخدام اين نيروهاست؟ و اين سؤالي است كه بايد در مقابل همه جامعه و دستگاههاي مسؤول مطرح شود.
آيا بايد در قبال حقالتدريس، آموزش و پرورش به بازار اشتغال تبديل شود؟!
به گزارش خبرنگار «آموزش و پرورش» خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، يازرلو روز دوشنبه در نشستي خبري با بيان اينكه نيروهاي حقالتدريس مورد احترام و منزلت هستند، اما به چه بهايي بايد استخدام شوند، اين پرسش را نيز مطرح كرد كه «آيا بايد در قبال حقالتدريس، آموزش و پرورش به بازار اشتغال تبديل شود؟» و در ادامه افزود: آيا بهتر نيست دانشآموزان ما با يك نيروي انساني ناب دانش آموخته تربيت معلم، تربيت شوند.
مترصد استخدام پذيرفته شدگان آزمون استخدامي سال گذشته هستيم، اما آيا ما ميخواهيم مشكلي بر انبوه مشكلات بيافزاييم؟!
يازرلو در ادامه در پاسخ به اين سوال ايسنا كه وضعيت پذيرفتهشدگان آزمون استخدامي سال گذشته آموزش و پرورش كه پس از يكسال گذراندن روند استخدام،حال حداقل حقشان استخدام است و متقاضي اين استخدام هستند، بيان كرد: استخدام در آموزش و پرورش داراي سه مؤلفه است كه خوشبختانه سال گذشته رديف استخدامي جذب اين نيروها فراهم شد و مسؤوليت آموزش و پرورش نيز در اجراي آزمون و گزينش افراد به سرانجام رسيد، اما سومين و مهمترين مؤلفه استخدام دستيابي به منابع پايدار مالي و اعتبارات است كه حال در مورد اين نيروها اين پرسش مطرح است كه آيا با وجود كسري عظيم بودجه در آموزش و پرورش، ميخواهيم مشكلي بر انبوه اين مشكلات بيافزاييم؟!
وي با تاكيد بر اينكه آموزش و پرورش مترصد استخدام پذيرفتهشدگان آزمون استخدامي سال گذشته در اولين فرصت است، اقدامات انجام شده براي زمينهسازي اين فرصت را اجراي سياستهاي تشويقي براي بازنشستگي پيش از موعد افراد و همچنين مهمترين از آن تامين كسري بودجه آموزش و پرورش كه هماكنون قطعيت پيدا كرده و در حال پيگيري است عنوان كرد.
معاون حقوقي و امور مجلس استانهاي آموزش و پرورش با تاكيد بر اينكه عملكرد آموزش و پرورش بسته به بودجه قطعي ميشود و پس از تامين كسري اعتبارات امكان دسترسي آموزش و پرورش به استخدام وجود دارد تصريح كرد: در استخدام اين نيروها ترديدي نيست.
وي افزود: البته شماري از نيروهاي حقالتدريس معترض نيز در جمع پذيرفتهشدگان آزمون استخدامي سال گذشته قرار دارند كه تكليف آنها نيز همچون ساير پذيرفتهشدگان بر اين مبنا كه استخدامشان در دستوركار قرار دارد مشخص است و اين نيروها همزمان با تامين اعتبارات و بازنشستگي پيش از موعد كاركنان قطعا جذب خواهند شد.
حقالتدريسهاي پذيرفته شده در آزمون سال گذشته پذيرفته ميشوند، اما ساير حقالتدريسها ...
معاون وزير آموزش و پرورش با اشاره به اينكه در برابر افزايش تعداد نيرو از 950 هزار به يك ميليون و 200 هزار نفر، شمار دانشآموزان از 18 ميليون و 500 هزار به 14 ميليون و 500 هزار نفر كاهش يافته است اين موضوع را مصداقي بر كسري بودجه آموزش و پرورش ناشي از تراكم نيرو دانست و در پاسخ به سوال ديگر ايسنا مبني بر اينكه طرحي كه در مجلس در مورد استخدام نيروهاي حق الدريس و نهضت سواد آموزي مطرح است به كجا انجاميده اظهار كرد: اين موضوع به مرحله طرح نرسيد و تنها برخي از نمايندگان آن را با استناد به تراكم نيرو در آموزش و پرورش مطرح كردند.
136 هزار و 250 ميليارد ريال، اعتبار مورد نياز سازمانهاي آموزشوپرورش
اراده حاكميتي براي تامين كسري بودجه آموزش و پرورش برخاسته است
معاون وزير آموزش و پرورش در ادامه به مشكلات ناشي از كسري بودجه آموزش و پرورش نيز اشاره كرد و با بيان اينكه آموزش و پرورش با كسري بسيار شكننده بودجه مواجه است، در توضيح ميزان اين كسري و عوامل به وجود آورنده آن گفت: اعتبار مورد نياز 86 آموزش و پرورش، 91 هزار ميليارد ريال بود كه اگر اين رقم را به عنوان پايه بودجه محسوب و اعتبارات تغيير ضريب افزايش حقوق فرهنگيان از 454 به 490 هزار تومان و تاثير آن بر هزينههاي پرسنلي،اعتبارات مورد نياز پاداش پايان خدمت بازنشستگي پيش از موعد و كسري بودجهاي كه از سال 86 به امسال منتقل شده است،را نيز به آن اضافه كنيم،در مجموع اعتبار مورد نياز آموزش و پرورش استانها كه به تاييد كميسيونهاي آموزش و تحقيقات و برنامه و بودجه و همچنين مركز پژوهشهاي مجلس رسيده، 136 هزار و 250 ميليارد ريال است كه بر اين اساس، در مقابل 69 هزار ميليارد ريال بودجه مصوب امسال،با حداقل 67 هزار و 250 ميليارد ريال كسري مواجه هستيم.
وي با بيان اينكه بر اساس تعامل منطقي مبتني بر عملكرد و همگرايي با دولت و مجلس كسري بودجه آموزش و پرورش مورد اذعان همگان واقع شده و مترصد تامين آن شدهاند، اين موضوع را كه اراده حاكميتي براي تامين كسري بودجه آموزش و پرورش به وجود آمده را خاطرنشان و با اشاره به تذكر روز گذشته 43 نفر از نمايندگان مجلس به وزير آموزش و پرورش كه آن ار عمدتا تذكر به رفع كسريهاي آموزش و پرورش برشمرد، اظهار كرد: اين تذكرات حكايت از اراده مشفقانه براي تامين كسريهاي آموزش و پرورش دارد.
كسري بودجه پنهان 16 ساله، امسال سرباز كرد
يازرلو با اشاره به اينكه كسري بودجه آموزش و پرورش ناشي از انباشت از سال 1371 تا 1387 است، گفت: آنچه كه تحت عنوان تامين كسري آموزش و پرورش در سالهاي گذشته مطرح ميشد در حقيقت به مرحله تصويب نميرسيد بلكه همان كسري بودجه سال به سال به سالهاي بالاتر منتقل ميشد، لذا كسري بودجه عظيم امسال در حقيقت سالها پنهان بوده و امسال خود را نشان داده است كه البته اين كسري به عملكرد آموزش و پرورش در تاسي به تعهدات قانوني نسبت به افزايش حقوق پرسنل نيز مربوط است.
4 هزار و 838 مدرسه استيجاري در كل كشور
به گزارش ايسنا معاون وزير آموزش و پرورش در پايان در مورد مشكلات مدارس استيجاري نيز با اعلام اينكه هماكنون 4 هزار و 838 باب فضاي استيجاري در كل كشور كه 320 مورد آن مربوط به شهر تهران است، وجود دارد، خاطرنشان كرد: قانون در مورد مدارس استيجاري سه وظيفه اعم از خريد مدارس از طريق منابع تخصيصي كه در تامين اعتبارات بايد مورد پيگيري قرار گيرد، ارائه يا اهداي زمين معوض به مالكان و در نتيجه تملك مدارس استيجاري و در نهايت توافق با مالكان را تعيين كرده است كه در مورد آخر موفق به توافق با 35 مالك مدرسه استيجاري در تهران شدهايم.
برنا: نماينده مردم شادگان از توابع استان خوزستان در مجلس شوراي اسلامي گفت: کمبود شديد فضاهاي آموزشي در شادگان موجب شده برخي دانش آموزان اين شهرستان در آغل گوسفندان ادامه تحصيل دهند!
"حجت الاسلام مجيد ناصري نژاد
برنا: نماينده مردم شادگان از توابع استان خوزستان در مجلس شوراي اسلامي گفت: کمبود شديد فضاهاي آموزشي در شادگان موجب شده برخي دانش آموزان اين شهرستان در آغل گوسفندان ادامه تحصيل دهند!
"حجت الاسلام مجيد ناصري نژاد" هشدار داد: وضعيت محروميت در شادگان به حالت بحراني در آمده و اين شهرستان در کسب شاخصهاي محروميت استاني و ملي گوي سبقت را از همه شهرهاي محروم استان خوزستان و ساير مناطق کشور ربوده است.
وي گفت: استان خوزستان در خصوص جمعيت بي سوادان در وضعيت بسيار بدي قرار دارد.
نماينده شادگان در خانه ملت با تاکيد دوباره بر فقر شهرستان شادگان، در مورد برخورداري از فضاهاي آموزشي ياد آور شد: مدارس موجود نيز عمدتاً فرسوده و قديمي است به نحوي که در گزارش آموزش و پرورش استان نسبت به خطر فرسودگي ملموس فضاهاي آموزشي شادگان هشدار داده شده است.
وي گفت: اين شهرستان از آب و هواي به شدت گرمي برخوردار است اما متاسفانه هيچگونه امکانات و تجهيزات مناسبي مثل کولر و يا آب سردکن در مدارس وجود ندارد از اين رو دانش آموزان در ايام امتحانات، متحمل فشارهاي روحي و جسمي زيادي ميشوند.
ناصري نژاد با اشاره به دستور العمل ساماندهي نيروي انساني در وزارت آموزش و پرورش گفت: در چنين وضعيتي همين جمعيت واجب التعليم که در شرايط ناگواري درس مي خوانند از تحصيل باز مي مانند چرا که مدارس کوچک در روستاهاي دور افتاده را مي خواهند تعطيل کنند.
اين نماينده مجلس در پايان اين گفتگو تصريح کرد: از مسئولان ارشد نظام استدعا مي کنم نسبت به دستورالعمل اخير وزير آموزش و پرورش واکنش نشان دهند، در غير اين صورت شاهد نابساماني هاي گسترده اي در مدارس کشور خواهيم بود.
" هشدار داد: وضعيت محروميت در شادگان به حالت بحراني در آمده و اين شهرستان در کسب شاخصهاي محروميت استاني و ملي گوي سبقت را از همه شهرهاي محروم استان خوزستان و ساير مناطق کشور ربوده است.
وي گفت: استان خوزستان در خصوص جمعيت بي سوادان در وضعيت بسيار بدي قرار دارد.
نماينده شادگان در خانه ملت با تاکيد دوباره بر فقر شهرستان شادگان، در مورد برخورداري از فضاهاي آموزشي ياد آور شد: مدارس موجود نيز عمدتاً فرسوده و قديمي است به نحوي که در گزارش آموزش و پرورش استان نسبت به خطر فرسودگي ملموس فضاهاي آموزشي شادگان هشدار داده شده است.
وي گفت: اين شهرستان از آب و هواي به شدت گرمي برخوردار است اما متاسفانه هيچگونه امکانات و تجهيزات مناسبي مثل کولر و يا آب سردکن در مدارس وجود ندارد از اين رو دانش آموزان در ايام امتحانات، متحمل فشارهاي روحي و جسمي زيادي ميشوند.
ناصري نژاد با اشاره به دستور العمل ساماندهي نيروي انساني در وزارت آموزش و پرورش گفت: در چنين وضعيتي همين جمعيت واجب التعليم که در شرايط ناگواري درس مي خوانند از تحصيل باز مي مانند چرا که مدارس کوچک در روستاهاي دور افتاده را مي خواهند تعطيل کنند.
اين نماينده مجلس در پايان اين گفتگو تصريح کرد: از مسئولان ارشد نظام استدعا مي کنم نسبت به دستورالعمل اخير وزير آموزش و پرورش واکنش نشان دهند، در غير اين صورت شاهد نابساماني هاي گسترده اي در مدارس کشور خواهيم بود.
|
يک نماينده مجلس گفت؛ برخلاف مصوبه مجلس مبني بر عدم به کارگيري معلم حق التدريس پس از استخدام 40 هزار معلم حق التدريس در آموزش و پرورش، شاهد به کارگيري 15 هزار معلم حق التدريس در اين وزارتخانه بوديم. موسي الرضا ثروتي به فارس گفت؛ مجلس هفتم پس از به تصويب رساندن طرح استخدام 40 هزار معلم حق التدريس در آموزش و پرورش، تبصره يي بر آن قانون داشت که ديگر معلم حق التدريس جذب آموزش و پرورش نشود. وي ادامه داد؛ اما شاهد بوديم از آن تاريخ به بعد باز هم معلم حق التدريس جذب آموزش و پرورش شده است که بايد اين موضوع پيگيري شود. ثروتي گفت؛ از رئيس مجلس شوراي اسلامي نيز خواستيم موضوع تخلف در به کارگيري معلم حق التدريس در آموزش و پرورش پيگيري شود. وي اضافه کرد؛ بايد تکليف معلمان حق التدريس فعلي آموزش و پرورش نيز روشن شود و نبايد افرادي در آموزش و پرورش بدون بيمه و مزايا کار کنند. |
فصلنامه «آمار اقتصادي» كه توسط بانك مركزي منتشر ميشود، در تازهترين شماره خود، با محاسبات گوناگون نشان داده است كه دست كم چهارده ميليون نفر در ايران زير خط فقر هستند.
به گزارش خبرنگار «تابناك»، در گزارش كه مستند به آمار رسمي است و در اداره تحقيقات و مطالعات آماري بانك مركزي تهيه شده، خط فقر با سه روش ميانگين هزينه، ميانه هزينههاي درآمدي و مصرف كالري محاسبه شده است. در روش ميانگيني، 50 درصد ميانگين هزينه افراد جامعه، به عنوان مرز خط فقر تعيين ميشود.
در روش محاسبه ميانه درآمد جامعه، خط فقر 50، 55 و 60 درصد ميانه درآمد جامعه در نظر گرفته شده؛ به اين معنا كه فقير شخصي است كه كمتر از نصف افراد معمولي جامعه درآمد دارد. در روش مصرف كالري نيز فقير، شخصي در نظر گرفته شده كه قادر به تأمين 2300 كالري حداقل غذاي مورد نياز يك انسان نيست.
نتايج اين مطالعات نشان ميدهد كه به رغم تبليغات انجامشده، افراد زير خط فقر در ايران در دو سال نخست دولت نهم بيشتر شده و از 18 درصد به 19 درصد جامعه رسيدهاند، يعني اكنون معادل چهارده ميليون نفر در زير خط فقر به سر ميبرند.
گزارش بانك مركزي از آن جهت قابل توجه است كه با توجه به تورم شديد در يك سال گذشته ـ كه دو برابر سال 85 شده است ـ و نيز افزايش حدود 10 درصدي درآمد حقوقبگيران، افراد زير خط فقر در جامعه به شدت در يك سال گذشته افزايش يافتهاند.
در اين گزارش، بنا بر روش ميانگين نرخ خط فقر براي هر فرد در ماه در سال 1385، 73 هزار تومان تعيين شده است كه با احتساب تورم آغاز سال 1387، اين رقم به بيش از يكصد هزار تومان ميرسد. به اين معنا كه اگر درآمد يك خانوار چهار نفره شهري در كشور، كمتر از چهارصد هزار تومان در ماه باشد، آن خانواده زير خط فقر به شمار ميرود.
برنا: تا چند وقت پيش دادگاه هاي خانواده پر بود از زن و شوهر هايي که به دليل بداخلاقي و بدخلقي و رفتارهاي نابهنجار براي جدايي از هم در مسير طلاق افتاده بودند اما چند وقتي است که کمتر افراد به دليل کتک کاري و کمربند به دست گرفتن و درگيري باهم به دادگاه ها مراجعه مي کنند. امروز مشکل آنها چيز ديگري است. ديگر آنها حرف هم را نمي فهمند، همديگر را هم شأن و هم مرتبه هم نمي دانند. فکر مي کنند زندگي کردن با همديگر آنها را مستقيما به سمت نابودي سوق مي دهد. در يک کلام آنها "کف" هم نيستند.
"محمد. د" تراشکار است و شش ماه است با دختري ازدواج کرده است که ليسانس مامايي دارد. او مي گويد: از کودکي همسرم را مي شناختم چون همسايه مان بود. هميشه علاقه اي عجيب نسبت به او در وجودم بود. وقتي بزرگتر شديم بيشتر به هم علاقه پيدا کرديم. من به دليل شرايط سخت کنکور و سربازي نتوانستم ادامه تحصيل بدهم و وقتي ديپلم ام را گرفتم قيد تحصيل را زدم و وارد بازار کار شدم.
وي مي افزايد: اما هميشه الهه (همسرم) را ترغيب مي کردم که درسش را رها نکند. او هم سخت درس خواند و با يک رتبه خوب وارد دانشگاه شد. 4 سال تمام منتظر ماندم تا درسش تمام شود و با هم ازدواج کنيم. والدين و اطرافيانم همه مخالف اين ازدواج بودند و مي گفتند شما به درد هم نمي خورديد، عقايدتان يکي نيست و... ولي ما با هم ازدواج کرديم
او مي گويد: تا چند هفته بعد از ازدواج همه چيز خوب بود ولي کم کم تحقير کردن ها شروع شد. به هر بهانه اي تحصيلاتش را به رخ ام مي کشيد و هميشه جلوي دوست و آشنا مي گفت که من از سر تو هم زيادم. وقتي بحثمان بالا ميگرفت دائما مي گفت تو تقصير نداري من مقصرم که بايد با هم سطح خودم ازدواج مي کردم.
محمد مي گويد: ديگر طاقتم تمام شده است. نمي توانم ببينم که هر روز همسران دوستانش را به رخ ام مي کشد و از آنها تعريف و تمجيد مي کند و به حال خود افسوس مي خورد که چرا با فرد تراشکاري ازدواج کرده است. بالاخره اين قضيه بايد جايي به اتمام برسد ديگر نمي توانم درد چماق تحصيلاتش را تحمل کنم...
از اين پرونده ها در دادگاه هاي خانواده به وفور ديده مي شود که دختر خانم تحصيل کرده اي تن به ازدواج با پسري مي دهد که درس خواندن در آموزش عالي را تجربه نکرده است و حال بعد از ازدواج متوجه مي شود که او نمي تواند نيازهايش را پاسخگو باشد و نمي تواند از نظر فکري با او به توازن برسد.
به اعتقاد مشاوران ازدواج، دختري تحصيل کرده با پسري ديپلمه به تدريج به علل اشتغال اجتماعي زن و احساس برتري نسبت به شوهر و برعكس احساس حقارت شوهر در مقابل زن موجب بروز اختلافاتي مي شود که در نهايت زندگي شيرين زناشويي مبدل به كشمكش رواني و اخلاقي مي گردد. از اين رو بايد عواقب بعدي اين حالت را به پسر و دختر گوشزد شود و آنان را متوجه ساخت كه اختلاف سطح تحصيل بالاخره ممكن است زمينه اي براي اختلاف باشد و آنان بايد در انتخاب همسر به اين نكته توجه نمايند.
براين اساس دختران، با افزايش حضور در دانشگاه با تغيير در ملاک هاي انتخاب همسر مواجه مي شوند به طوري که به خاطر افزايش دختران در دانشگاه با زنان تحصيل کرده اي روبرو هستيم که طبيعتا به دليل اشغال صندلي هاي محدود دانشگاه ها توسط دختران، پسران کمتري مي توانند تحصيلات دانشگاهي داشته باشند و شاهد تشکيل خانواده هايي خواهيم بود که ميزان تحصيلات زنان از مردان بيشتر است و بديهي است اين امر در بسياري موارد به ايجاد تنش و تغيير در الگوهاي روابط همسران منجر خواهد شد.
سن ازدواجي که سر به فلک مي کشد
تحقيقات نشان مي دهد هرچه تحصيلات دختران بالا مي رود دايره همسر گزيني آنها تنگ تر مي شود. براين اساس يک دختر ديپلمه حاضر مي شود با تمام پسران ديپلمه و مقاطع بالاتر ازدواج کند. اما دختري که تا کارشناسي ارشد تحصيل کرده است فقط حاضر است با کسي که تا کارشناسي ارشد تحصيل کرده و يا دکترا دارد، ازدواج کند. البته با تخفيف ممکن است با پسري که کارشناسي هم دارد ازدواج کند. البته اگر تا آن زمان پسري که تا مقطع کارشناسي ارشد و دکترا خوانده و ازدواج هم نکرده باشد، پيدا شود.
از اين رو ميان سن ازدواج دختران تحصيل کرده و دختراني که ادامه تحصيل نمي دهد تفاوت هاي چشمگيري وجود دارد و ميانگين تفاوت سن ازدواج بين اين دو گروه نزديک 5 سال است. از سوي ديگر نگرش هاي موجود از ترجيح پسران به ازواج با دختراني که فاصله سني قابل قبولي با آنها دارند بخشي از دختران به ويژه دختران تحصيل کرده فرصت ازدواج را از دست مي دهند.
سيد هادي معتمدي، مدير کل سابق دفتر امور آسيب ديدگان اجتماعي سازمان بهزيستي حدود 4 سال پيش از کمبود 6 ميليون پسر آماده ازدواج با دختران ظرف 20 سال آينده خبرداده و گفته بود که دشوار شدن فراهم آوردن شرايط ازدواج براي پسران از يکسو و افزايش سطح توقعات دختران تحصيلکرده و به تبع آن افزايش سن ازدواج آنها از سوي ديگر، موجب بر هم خوردن توازن شده و دختران تحصيلکرده همترازي براي ازدواج پيدا نخواهند کرد.
از سوي ديگر به اعتقاد کارشناسان، بالارفتن سن ازدواج و به تبع آن کاهش نرخ باروري معلول ورود دختران به دانشگاه است چرا که هنگامي که دختري دير ازدواج مي کند از سن باروري او چند سال گذشته است و تمايل به فرزند آوري کمتر مي شود که در دراز مدت مي تواند تبعات زيادي را بر روي هرم جمعيتي داشته باشد.
سيد جعفر حق شناس مدير گروه مطالعات زنان و خانواده پژوهشگاه باقر العلوم و پژوهشگر حوزه زنان به خبرنگار اجتماعي برنا مي گويد: بنا بر آمار، در حال حاضر حدود 70 درصد سهميه دانشگاه ها را دختران کسب مي کنند و در حالي که تنها 30 درصد از پسران وارد دانشگاه مي شوند و به صورت منطقي اين پسران مي تواند با 30 درصد اين دختران ازدواج کنند.
وي مي افزايد: بنابراين اگر دختران تحصيلکرده را جمعيت کل در نظر بگيريم 57درصد دختران تحصيل کرده بدون همسر باقي مي مانند و يا احتمال ازدواج براي آنها کمتر است که علاوه بر بالا رفتن سن ازدواج در دختران به دليل داشتن تحصيلات عاليه، سطح توقع آنان نيز افزايش پيدا کرده و اکثرشان حاضر به ازدواج با مردي نيستند که به لحاظ سواد و جايگاه اجتماعي از خودشان پايين تر باشد.
افزايش حضور دختران در دانشگاه؛ فرصتي براي گذر از تجرد
از منظر موافقان افزايش حضور دختران در دانشگاه، دختران فرصتي را پيدا مي کنند تا خود را براي زندگي آينده مهيا کنند و ناگهان و بودن هيچ دانشي وارد دنيايي زناشويي نشوند.
بنا بر تحقيقات صورت گرفته قبولي در دانشگاه سرنوشت يک دختر را تغيير مي دهد و شرايط متفاوتي را براي او رقم مي زند. تحصيل در دانشگاه امکان انتخاب مشاغل مناسب با استعداد و شخصيت آنها را افزايش مي دهد. تحصيلات در ارتقاي ديد بهداشتي، تربيتي زنان بسيار تاثير گذار است و فرزندان اين افراد کمتر به آسيب هاي اجتماعي و بزه کاري کشيده مي شوند. همچنين ميزان شيوع جرم هاي اجتماعي چون فحشا، مواد مخدر و انواع آسيب هاي اجتماعي در زنان تحصيل کرده بسيار پايين است.
"سارا. د"، 35 ساله، کارشناس ارشد فيزيک است و مجرد. او مي گويد: وقتي 18 سالم بود فکر مي کردم به راحتي مي توانم همسر مورد علاقه ام را پيدا کنم اما وقتي وارد دنياي درس و دانشگاه شدم تصورات و ديدم کاملا عوض شد و ديگر نتوانستم به راحتي به کسي بله بگويم.
وي مي افزايد: دانشگاه و درس به من کمک کرد تا به خودم اعتماد کنم و از پس زندگي ام بر بيايم. قبول دارم که توقعاتم از زندگي و همسر آن چيزي نيست که قبل از ورود به دانشگاه داشتم و خيلي سخت تر شده است اما بايد قبول کرد پسري که هم سطح خودم باشد کم است، خيلي کم. من هم از ترس هزاران اتفاقي که ممکن است بعد از ازدواج با کسي که از خودم تحصيلات کمتري دارد بيفتد کلا از ازدواج صرف نظر کرده ام.
بر اساس نظر کارشناسان همزمان با بالارفتن سن ازدواج در جامعه و رسيدن ميانگين سن ازدواج دختران به بالاي 25 سال فاصله سن ازدواج و فارغ التحصيل شدن دختران از دانشگاه زماني بين پنج تا هفت سال را در برمي گيرد. در چنين شرايطي چه از نظر خانواده ها و چه از منظر دختران تحصيلات عالي و دانشگاه فرصت مناسبي براي گذر از دوران تجرد به زندگي مشترک تلقي مي شود.
خديجه سفيري، عضو هيئت علمي دانشگاه الزهرا و سردبير مجله تخصصي مطالعات زنان در اين باره مي گويد: تحصيلات زنان در جامعه نشان مي دهد زناني که تحصيل کرده اند در مواقع بحراني بهتر قادر به تصميم گيري و مديريت اند و اين نکته مثبتي است که مي تواند به جاي تنزل خانواده به رفع بحران ها کمک کند و زنان باسواد در الگوهاي تربيتي کمتر دچار مشکل مي شوند.
به هر حال افزايش حضور دختران در دانشگاه يک پديده نوظهور است که در چند سال گذشته رشد صعودي چشمگيري را پشت سر گذاشته است و شايد هنوز تاثيراتش به درجه اي نرسيده باشد که عينيت و نمودش چشمگير باشد اما اين مسئله اي که دير يا زود تاثيراتش را در سطح وسيعي در جامعه مي گذارد و اين را از تأثيراتي که هم اکنون سرباز کرده اند مي توان فهميد...
|
دبير کل اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانش آموزان با بيان اينکه آمار دقيقي از سيگار کشيدن نوجوانان و جوانان وجود ندارد، تاکيد کرد؛ آمار موجود که از سوي معاونت آموزش و پروش ارائه شده نگران کننده است. محمدتقي فخريان در گفت وگو با فارس افزود؛ آمار دقيقي درباره سيگار کشيدن جوانان وجود ندارد اما زماني که سيگار کشيدن از نوجواني شروع شود خطر و فاجعه يي در راه است و بايد در اين زمينه فکري کنيم. وي گفت؛ از ويژگي هاي دوران نوجواني و جواني حرکات ريسک پذير، حرکاتي که قدرت جسارت آدم ها را بالا مي برد و حس کنجکاوي است، در نتيجه اگر اين حس در نوجوان خوب هدايت شود تا در زمينه هاي علمي- پژوهشي به کار برده شود مسلماً نوجوان و جوان موفق خواهند شد. دبيرکل اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانش آموزان ادامه داد؛ اگر اين حس کنجکاوي به يک زمينه انحرافي و يک زمينه آسيب اجتماعي تبديل شود نوجوان سعي دارد موضوع ذهني خود را با توجه به حس کنجکاوي تا به نتيجه رسيدن دنبال کند. وي گفت؛ معمولاً در مواردي که نوجوان و جوان دچار مسائل انحرافي مي شوند اگر در اين ميان به مشاور امين و باتجربه مراجعه کنند تحت تأثير حرکات خلاف قرار نمي گيرند اما اگر مشاور نداشته باشند و کسي آنها را هدايت نکند اين کنجکاوي موجب دردسر خواهد شد. فخريان درباره سيگار کشيدن در دوران نوجواني و جواني توضيح داد؛ زماني که جوانان سيگار کشيدن را در خانواده ها، در بين بزرگ ترها، دوستان يا حتي يکي از شخصيت هاي محبوب ورزشي مشاهده کنند، حس کنجکاوي آنان تحريک مي شود و به دنبال اين هستند تا بفهمند آيا سيگار کشيدن در شخصيت آنها نيز موثر است يا خير. |
|
تجمع اعتراض آمیز معلمان حق التدریسی مقابل مجلس شورایاسلا می | |||||
|
ایسکانیوز: جمعی از معلمان حق التدریسی و مربیان پیش دبستانی و مهدهای کودک در اعتراض به عدم توجه مسوولین به مشکلات این قشر تجمع کردند. آنها همچنین عنوان کردند: حقوق ما نسبت به خدمتی که می کنیم بسیار پایین بوده و این خود موجب عدم دلگرمی ما نسبت به خدمت است. این معلمان و مربیان ضمن تاکید بر استخدام رسمی شدن شان از سوی آموزش و پرورش بیان کردند: پیشتر قرار بود معلمینی که دارای پنج سال سابقه حق التدریسی هستند به استخدام رسمی آموزش و پرورش در آیند ولی با پیگیری های بعدی ما جوابی که شنیدیم گفته شد "بودجه نداریم". یکی از معلمان با اشاره به بعد مسافت بین محل سکونت خود و مدرسه ای که در آنجا به تدریس مشغول است، گفت: گاهی کرایه ای که ما برای رفتن به محل کار می پردازیم سنگین تر از درآمد بوده و حتی مسافت های طولانی بین کوه و دره را به صورت پیاده طی می کنیم که بسیار طاقت فرسا بوده و مجالی برای تدریس مطلوب باقی نمی ماند. این معلم لرستانی ادامه داد: من هر دو ماه یکبار به خانه خود می آیم که از این وضع خانواده بنده نیز در مضیقه هستند. تعدادی از مربیان نهضت های سواد آموزی که در این تجمع شرکت داشتند، ضمن نارضایتی از وضعیت استخدام خود تقاضای احیای ماده شش قانون نهضت سواد آموزی را داشتند. یکی از معلمان اظهار داشت: مطابق این ماده، معلمین دارای پنج سال سابقه تدریس در نهضت سواد آموزی از سوی آموزش و پرورش مستخدم رسمی خواهند شد ولی این ماده بعدها تغییر یافت و سپس حذف شد. |
| ||||
| نويسنده : امير نعمتي ليمايي | ||||
|
با شکست و مرگ اردوان پنجم ، آخرين شاهنشاه اشکاني، در نبرد با اردشير بابکان، سلسله اشکاني انقراض يافت و آفتاب دولت ساساني پديدار شد. آفتاب دولتي که برابر نظر کاوشگران و پژوهندگان نامدار تاريخ چون پرفسور آرتور کريستين سن، نگارنده کتاب ارزشمند ايران در زمان ساسانيان، عهد بزرگ تمدن ادبي و فلسفي ايران باستان در دوران حکومت پادشاهان آن آغاز شد. آموزشگاهها از تحقيق و تفحص در تاريخ ايران عصر ساساني چنين برمي آيد که سازمان هاي علمي و تربيتي آن روزگاران عبارت از خانواده، مدرسه و آتشکدهها بودند. براساس نوشتههاي کتاب کريستين سن، غلامي از خدمتگزاران دربار خسرو اول تفصيل تعليماتي را که آموخته بود بيان داشته است. روشن است که آگاهي از چگونگي آموزش يافتن او کمک بسياري براي شناخت ويژگي هاي آموزشي آموزشگاه هاي عصر ساساني مي نمايد. دانشگاه گندي شاپور با تمام اين اوصاف، در معرفي معتبرترين و مشهورترين مراکز آموزش عالي ايران ساساني ضروري است که از دانشگاه گندي شاپور نام برده شود. دانشگاهي که حتي پس از ورود اسلام و تا سال هاي پاياني سده سوم هجري نيز به فعاليت خويش ادامه داد. معروف است که بر سر در گندي شاپور نگاشته شده بود: «دانش و فضيلت برتر از بازو و شمشير است.» فلسفه ماني همانگونه که پيشتر نيز ياد شد در عهد ساساني دو مکتب نوين مزدکي و مانوي ظهور نمودند و البته اين دو مکتب صفحاتي نوين را در تاريخ فلسفه ايران باز نمودند که به جاي خود شايان توجه است. آنچه روشن است، مزدکيان و مانويان به تبليغ اصول خويش پرداخته و بدين ترتيب اين دو مکتب توسعهاي روزافزون يافتند، به خصوص حکمت مانوي گسترش بسيار يافت و در پهنه وسيعي از دنياي آن روزگار يعني از چين تا سرزمين گل (فرانسه) هواداراني يافت. |
| مديرعامل انجمن حمايت از حقوق کودکان خبر داد |
|
|
|
با توجه به آمارهاي منتشر شده در سال 85، از مجموع 13 ميليون و 253 هزار کودک رده سني 10 تا 18 سال، سه ميليون و 600 هزار کودک خارج از چرخه تحصيل و يک ميليون و 700 هزار کودک به صورت مستقيم درگير کار بودند. مديرعامل انجمن حمايت از حقوق کودکان ضمن اعلام اين خبر با اشاره به افزايش جمعيت کودکان کار نسبت به سال 75 گفت؛ در سال 75، حدود 11 درصد از کودکان 10 تا 18 سال کشور جزء کودکان کار بودند که اين نسبت به 7/12 درصد در سال 85 رسيده است. اين در حالي است تعداد کودکان اين رده سني نسبت به سال 75 کاهش يافته است. فرشيد يزداني با اشاره به اين مطلب که نسبت کودکان کار در نقاط شهري و روستايي متفاوت است، گفت؛ 830 هزار نفر از اين کودکان، شهري و 850 هزار نفر از آنان روستايي بودند و اين آمار با تعداد کودکان خارج از چرخه تحصيلي در نقاط شهري و روستايي همخواني دارد. مديرعامل انجمن حمايت از حقوق کودکان افزود؛ علاوه بر وجود يک ميليون و 600 هزار کودک کار در کشور، 915 هزار کودک با عنوان «کودک خانه دار» توسط مرکز آمار ايران ثبت شده است که حدود 904 هزار نفر از آنها را دختران و مابقي را پسران تشکيل مي دهند. به گزارش ايسنا وي با اذعان به اينکه عمده کودکان خانه دار، کودکاني هستند که به دليل ازدواج زودهنگام، خانه دار شده اند، تاکيد کرد؛ عده ديگري از اين کودکان را کودکان بازمانده از تحصيل تشکيل مي دهند. بنابراين مي توان گفت در مجموع حدود دو ميليون و 700 هزار کودک در کشور مشغول کار هستند. يزداني با تفکيک نسبت جنسيتي يک ميليون و 670 هزار کودک کار کشور گفت؛پسران يک ميليون و 300هزار نفر و دختران370 هزار نفر از آنان را تشکيل مي دهند. مديرعامل انجمن حمايت از حقوق کودکان در مورد نسبت کودکان کار پسر به دختر در رده سني 10 تا 18 ساله در نقاط شهري و روستايي خاطرنشان کرد؛ 674 هزار نفر از پسران و 150 هزار نفر از دختران در شهرها زندگي مي کنند. وي در ادامه در تشريح نسبت تعداد کودکان کار پسر و دختر ساکن در روستاها افزود؛ از مجموع کودکان کار ساکن در روستاها، 627 هزار نفر از پسران و حدود 220 هزار نفر از کودکان کار دختر در روستاها به سر مي برند. يزداني در مورد تعداد کودکان خانه دار شهري و روستايي نيز گفت؛ 473 هزار نفر از دختران و پنج هزار و 500 نفر از پسران روستايي که در رده سني 10 تا 18 سال قرار دارند، در زمره کودکان خانه دار به شمار مي روند که اين جمعيت در ميان کودکان دختر شهري به 428 هزار نفر و پسران شهري به پنج هزار نفر مي رسد. وي در مورد آمار کودکان خارج از چرخه تحصيل نيز گفت؛ حدود 27 درصد (حدود چهار ميليون نفر) از کودکان رده سني ياد شده، در سال 75 خارج از چرخه تحصيل قرار داشتند که اين رقم در سال 85 با افزايش نيم درصدي به 5/27 درصد (سه ميليون و 600 هزار نفر) رسيده است. به گفته مديرعامل انجمن حمايت از حقوق کودکان، 3/29 درصد (يک ميليون و 800 هزار نفر) از دختران و 4/26 درصد (يک ميليون و 800 هزار نفر) از پسران در سال 85 خارج از چرخه تحصيل قرار داشته اند. وي توجه به آمارهاي ياد شده و دانستن آنها را براي برنامه ريزي مسوولان آموزش و پرورش و جذب بودجه ضروري دانست و تصريح کرد؛ هرچند به نظر مي رسد، مهم ترين هدف وزارت آموزش و پرورش پرداختن به آموزش کودکان خارج از چرخه تحصيل است، اما با توجه به اين آمارها، اين وزارتخانه هم اکنون از 30 درصد حداقل وظايف خود، يعني پوشش اجباري آموزش براي همه، عقب است. |